TGViewer
Channel Public Channel
میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی

میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی

@adibsoltanik

یک‌‌تن برای من ده‌هزار است، اگر بهترین باشد.

"هِراکلِیْتوس"

برای پاسداشتِ کوششهای دکتر ادیب‌سلطانی

@madloolbdal
Subscribers
2.46K
Photos
396
Videos
30
Links
102
Recent Posts 20 shown
Post #1052 903
Possibility.

ما واژه‌های فارسی «توانش» [فروزانفر ← منابع واژه‌های کتاب¹] و «شدنش» را به‌ جای واژه‌ی عربی‌تبار «امکان» پیشنهاد می‌کنیم. واژه‌ی لاتین این مفهوم possibilitas از posse به معنای «توانستن»، «توانا بودن»، «قادر بودن» می‌آید، و واژه‌ی عربی آن «امکان»، از ثلاثی مجرد «مکن» به معنای «توانا بودن»، «توانا شدن»، «ممکن بودن»، «ممکن گردانیدن». در فارسی واژه‌های مشتق از «توانستن» و «شدن» برای «ممکن» و «ناممکن» بکار می‌روند: «این کار شدنی نیست»، «اگر بتوان چنین کرد»، و مانند آنها. ما «شدنی» را در برابر possible و «ناشدنی» را برای impossible برگزیده‌ایم و از «توانستن» نیز برای این مفهومها سود جسته‌ایم. و اما برای «امکان»، واژه‌ی «توانش» از «توان-» [ستاک[یا ماده‌ی]مضارع «توانستن»] و «-ش» تشکیل یافته و درست است. ولی در مورد «شدنش» یک دشواری واقعی در کار است. برای ساختن اسم معنا، اگر ستاک [یا ماده‌ی] مضارع مصدر «شدن» را بگیریم و بدان «-ش» بیافزاییم می‌شود «شَوِش» که برای «تکوین» شایسته‌تر است. از اینرو ما «-ش» را به مصدر افزوده‌ایم که «حالت شدنی بودن» یا «امکان» را بخوبی می‌رساند. افسوس که شدنش «خلاف قیاس» است ولی اگر نیک درنگریم، مطلق بودن «ستاک [یا «ماده‌ی»] مضارع + ش» اندکی مبالغه‌آمیز است. بسنجید با پهلوی: «فریادشن»؛ ادبیات کلاسیک فارسی: «رهایش»، «بودش» [هر دو از ناصرخسرو]؛ زبان مردم: «نرمش»، «پیدایش»، «گنجایش»؛ واژه‌های نوینی که ساخته می‌شوند: «درستش»، «والایش»، «قطبش». شاید درست این باشد که قیاس را بر پایه‌ی گزاره‌ی زیرین استوار کرد:
می‌توان از هر واژه‌ای [اسم، صفت، مصدر] با افزودن «-یدن» مصدری نوین ساخت و همهنگام می‌توان به ستاک [یا «ماده‌ی»] مصدر «-ش» افزود و اسم معنا بدست آورد: «درست»، «درستیدن»، «درستش»؛ «قطب»، «قطبیدن»، «قطبش» [مصاحب]؛ «شدن»، «شدنیدن» (به معنای «ممکن گردانیدن»)، «شدنش»، و مانند آنها.
نیاز به گزاره‌ی بالا، عینی است، نه ذهنی.

ادیب‌سلطانی، برگردان پارسی‌ی جستارهای فلسفی نوشته‌ی برتراند راسل.

پانوشت:
1) بدیع‌الزمان فروزانفر. فرهنگ تازی به پارسی، ج اول. دبیرخانه‌ی فرهنگستان ایران، تهران، ۱۳۱۹.
@adibsoltanik
Post #1051 1.33K
Post #1050 3.51K
رادیوتور هنرمندانه — که لودویگ برای خانه‌ی مارگارته در کوندمان گاسه طراحی کرد. مشخصات رادیوتور چنان دقیق بود که هیچ شرکت اتریشی نتوانست ریخته‌گری آن را انجام دهد. [ویتگنشتاین–پوپر و ماجرای سیخ بخاری، دیوید ادموندز و جان آیدینو، ترجمه‌ی حسن کامشاد.]
@adibsoltanik
Post #1049 2.06K
[لودویگ ویتگنشتاین] در 28-1926 در وین با همکاری‌ی پاؤل انگلمان (Paul Engelmann) چونان مهراز / معمار خانه‌ای را برای خواهر خود مارگارته ستان‌بارا-ویتگنشتاین (Margarete Stonborough-Wittgenstein) طرح ریخت و در ساختمان آن نظارت کرد (خانه‌ای که خواهر دیگرش هرمینه Hermine آن را چونان «مأوایی برای خدایان»: Wohnung für Götter توصیف کرده است).

ادیب‌سلطانی، پیشگفتار بر ترجمه‌ی پارسی‌ی رساله‌ی منطقی-فلسفی (ویراست دوزبانه).
@adibsoltanik
Post #1048 2.96K
میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی به سان کلّی، برجاهستی واژه‌ها و ریشه‌های زبان (ب) در زبان (الف) به خودی خود برای زبان (الف) سیجومند [= خطرناک] نیست، و حتّا می‌تواند به گونه‌ای توانگری معنائیک زبان (الف) بیانجامد؛ ولی واژه‌ها و ریشه‌های زبان (ب) در زبان (الف) می‌باید تابع دستور زبان (الف)…
برای نگارنده «اصلِ رعایتِ اصل» خود یک آکسیوم یا ارزآغازه است. چیزی که در زمانی نوشته و چاپ شده، تا آنجا که نادرستی چاپی یا مفهومی در آن نباشد، می‌تواند و شاید باید دوباره به همان کَرْپ [= شکل = صورت] چاپ شود. چون دخالت دادن پسندِ [= سلیقه‌ی] زمان t2 در نوشته‌ای که در زمان t1 نوشته شده بخردانه نیست: ما هیچ‌گونه ارزآغازیک [= دستگاه ارزآغازه‌ها = آکسیوماتیک] یا خوارزمیک [= آلگوریتم] برای تصمیم در این باره که پسندمان در زمان t2 بایستگانه از پسندمان در زمان t1 «بهتر» است، در دست نداریم. – براستی، راهنمای آماده‌ ساختن کتاب پس از نگارش طرح نخستین آن چهار پنج بار بوسیله‌ی نگارنده بازنگریسته شد. ولی در همه‌ی بازنگریها، همواره «اصلِ رعایتِ اصل» مدّ نگر بود و کوششی بکار برده نشد تا نثر نخستین بیش از اندازه دگرگون شود. البتّه کسی که قلم به دست دارد، همواره می‌تواند به فارسی سره‌تر یا عربی‌تبارتر بنویسد. نثر این پیشگفتار و پیوستهای افزوده شده نماینده‌ای است از شیوه‌ی کنونی نگارش نگارنده (۱۹۹۵/۱۳۷۴).

م. ش. ادیب‌سلطانی، پیشگفتار بر ویراست دوّم راهنمای آماده ساختن کتاب؛ تهران، ۱۳۷۴.
Post #1047 3.19K

Forwarded from میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی

توصیه می‌کنیم هر واژهٔ برساخته یا نوساخته، پیش از کاربرد نخست در فرهنگهای موجود فارسی بویژه در بزرگترین مخزن لغت فارسی یعنی لغت‌نامهٔ دهخدا دیده شود: شاید عیناً یا با تفاوتی مختصر در آنجا موجود باشد و شاهد یا شاهدهایی نیز از ادبیات فارسی آورده شده باشد. در این صورت چه بسا لازم آید به اصل اثر یا اثرها رجوع کرد و پس از پژوهش مستقل به آگاهی خوانندگان رسانید که فلان واژهٔ بظاهر نوساخته، در واقع اختراعی تازه نیست، بلکه پیش از این در ادبیات فارسی بکار رفته است. این کاری است سودمند و ضروری، برای تداوم فرهنگ و استحکام زبان.

[پانوشت:] دو نمونهٔ ساده: مؤلف برای terminology واژهٔ «اصطلاح‌شناسی» را که کاملاً طبیعی می‌نمود، برساخت و سپس به لغت‌نامهٔ دهخدا رجوع کرد، و آنگاه، درایهٔ «اصطلاح‌شناسی» با پانوشت فرانسهٔ آن Terminologie در آن فرهنگ مشاهده شد. (البته کوتاهی شرح آن در دهخدا این نکته را القا می‌کند که این واژه به هر سان جدید است.) همچنین، مؤلف به این نتیجه رسید که می‌توان «مصلی» را ضمناً «نمازگاه» نیز خواند. در مراجعه به دهخدا مشاهده شد که واژهٔ «نمازگاه» در آنجا ثبت شده است و بسیار قدیم است، و از جمله در شعرهای ناصرخسرو و در تاریخ بیهقی بکار رفته است، و [حداقل] دو روستا (در شهرستانهای ملایر و سقز) نیز به نام «نمازگاه» وجود دارند.


م.ش. ادیب‌سلطانی، راهنمای آماده ساختن کتاب، 8.4.4 §.
Post #1046 2.2K

Forwarded from شیخِ دیشب

نکتهٔ مهجور و بدفهمیده شده در مورد ادیب‌سلطانیِ فقید من‌درآوردی و جعلی پنداشتن واژه‌هایی است که به‌کار ‌می‌برد، در حالی که بیشتر کلمات پرمناقشه‌آمیز او در لغتنامهٔ دهخدا (یعنی در حافظهٔ ادبیات فارسی) حضور دارند.
من هم می‌کوشم در نوشتار (چه اینجا و چه نوشته‌های درسی) به اندازهٔ توانم واژه‌های فارسی را بکار ببرم. چند دقیقه پیش در میانهٔ نوشتن به نظرم آمد از فعل «آگاهانیدن» استفاده کنم. بر خلاف انطباع نخست که من‌درآوردی (و چه بسا ادایی) می‌نماید، پس از مراجعه به دهخدا دریافتم از واژه‌های فارسی با پیشینه و پشتوانه است و برای نمونه در بیهقی نیز آمده. حسابی ذوق کردم.
Post #1045 4.75K
💠 کتاب مقدس ویراستاران و نویسندگان

گزارش ویژه‌ی شبکه‌ی کتاب از نشست برگزینش «راهنمای آماده ساختن کتاب»، کارنوشته‌ی دکتر میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی به عنوان یکی از صد کتاب ماندگار قرن.
عارف خرمشاهی دبیر این نشست و هرمز همایون‌پور (پژوهشگر و مترجم) و دکتر غلامرضا زکیانی (رئیس دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی) از سخنگویان بودند. سخنان دکتر زکیانی در بخش دوم، در پیرامون ورنامِ کتاب «فرزانه‌ی خلوت‌گزین» است.

💠 @adibsoltanik

💠 @ketabtv_ir
Post #1044 6.16K
صد کتاب ماندگار قرن

[ایلیا صفایی]: در چهل و یکمین نشست سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران به منظور معرفی صد کتاب ماندگار قرن، «راهنمای آماده ساختن کتاب» اثر زنده‌یاد دکتر میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی به عنوان چهل و یکمین کتاب منتخب، معرفی شد.

دایره‌ی این انتخاب، آثاری غیرترجمه‌ای را در برمی‌گیرد که در فاصله‌ی سالهای 1300 تا 1400 به زبان فارسی نوشته شده و در ایران منتشر شده باشند.

از آثار معرفی شده در نشست‌های پیشین می‌توان به «سرّ نی» اثر عبدالحسين زرین‌کوب، «تاریخ مشروطه» اثر احمد کسروی، «خواب آشفته‌ی نفت» اثر محمدعلی موحد، «چرند و پرند» اثر علی‌اکبر دهخدا، «دائره المعارف فارسی» اثر غلامحسین مصاحب، «وسایل ارتباط جمعی» اثر کاظم معتمدنژاد، «ادبيات داستانی» اثر جمال میرصادقی، «غلط ننویسم » اثر ابوالحسن نجفی، «فرهنگ بزرگ انگلیسی، فارسی» اثر سلیمان حییم، «سیاست و اقتصاد عصر صفوی» اثر باستانی پاریزی، «از فارسی میانه تا فارسی» اثر کتایون مزداپور و بیست مقاله‌ی علامه قزوینی اشاره کرد.

این پرونده، بریده‌فیلمی است که در این نشست از سوی کتابخانه‌ی ملی برای معرفی دکتر میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی ارائه شد.
Post #1043 2.49K
بررسی‌ی «راهنمای آماده ساختن کتاب» در نشست «صد کتاب ماندگار قرن».
Post #1042 4.08K
میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی @adibsoltanik
کتاب "فرزانه‌ی خلوت‌گزین" یادمان استاد میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی چاپ-پخش شد.

بیستم مهر 1402 دکتر ادیب‌سلطانی در نودودوسالگی دار فانی را وداع گفت و رخ در نقاب خاک کشید. ادیب‌سلطانی تمام عمر پرثمر خود را صرف یادگیری و پژوهش کرد. استعداد عجیبی در فراگیری زبان‌ داشت. و این فراگیری اغلب خودآموز بوده است، بیش از دوازده زبان زندۀ دنیا را با همین شیوه آموخته بود. این استعداد وقتی در خدمت زبان فارسی قرار گرفت ماجرای عجیبی رخ داد. ظرفیت‌هایی در زبان فارسی کشف و بازسازی شد که سابقه نداشت. این ظرفیت‌ها هم در سطح واژگانی بود و هم در سطح جمله. او قصد نداشت صرفاً هنرهای زبانی خود را عرضه کند، بلکه در پی کشف و افزایش ظرفیت‌های بیکران زبان فارسی بود. اندکی تأمل در ترجمۀ سنجش خرد ناب و ارگانون، این توانایی بی‌نظیر ادیب را به منصۀ ظهور می‌رساند. خوشبختانه برخی نویسندگان این مجموعه توانسته‌اند پاره‌ای ابعاد علمی و هنری ادیب را بررسی و موشکافی کنند.

پس از درگذشت آن «فرزانۀ خلوت‌گزین»، شاگردان و هواخواهان ایشان، در مراسم مختلف تدفین و بزرگداشت او به برخی وجوه علمی و اخلاقی آن حکیم اشاره کردند. بعد از مراسم چهلم، قرار شد آن سخنرانی‌ها مکتوب شوند، به همین منظور بنا شد نگارنده هم از سخنرانان آن مراسم و هم از دیگر استادانی که توفیق حضور یا سخنرانی نداشته‌اند بخواهد تا خاطرات اخلاقی و یادداشت‌های علمی خود را برای گردآوری در یک مجموعه در اختیار او قرار دهند. حاصل کار پس از مدت‌ها گفت‌وگو و درخواست مکرر، همین مجموعۀ پیشِ روی خوانندگان گرامی است.

پر واضح است که کم و کیف این مجموعه در خور شأن استاد بزرگی چون ادیب‌سلطانی نیست، چراکه فقط یکی از هنرهای ایشان بازسازی ظرفیت‌های زبان فارسی برای احیای اندیشه ایرانی و تعامل با دنیای اندیشه بود. ولی همین مقدار را نقطۀ آغازینی تلقی می‌کنیم برای پژوهش‌ها و تحقیقات مفصل و عمیقی که از این پس روی خواهند داد.

این مجموعه از دو قسمت تشکیل شده است: در قسمت نخست مقالاتی ذکر شده‌اند که یا مستقیماً به خود دکتر ادیب و آثار ایشان مربوط می‌شود یا در یکی از مراسم تدفین یا بزرگداشت ایشان القا شده ‌است. قسمت دوم به مقالات بزرگوارانی اختصاص دارد که مستقیماً به دکتر ادیب ارتباطی ندارند ولی به حرمت آن حکیم خلوت‌گزین به این مجموعه اهدا شده‌اند.

تهیۀ این مجموعه مرهون زحمات همکاران و استادانی است که نامشان در آغاز مقالۀ آنها آمده است. ولی کمترین وظیفۀ حقیر این است که با بردن نام از آن بزرگواران تقدیر خودم را اعلام کنم. بیش و پیش از همه آقای دکتر حمیدرضا رحمانی دهکردی، علاوه‌بر نوشتن مقاله، در شکل‌گیری این مجموعه و نامگذاری و طرح روی جلد آن زحمت کشیده‌اند. استادان دکتر موسی اکرمی، دکتر محمدرضا بهشتی، دکتر مالک حسینی، دکتر کاوه خورابه، ابراهیم رنجبر، دکتر مهدی عظیمی و دکتر علی‌اصغر مصلح مقالاتی دربارۀ اندیشه‌ها و آثار دکتر ادیب‌سلطانی ارائه کردند. همچنین استادان دکتر امیرحسین خداپرست، دکتر داود حسینی، دکتر محمدعلی حجتی، دکتر محمد کریمی زنجانی اصل و نیز خانم دکتر ملیحه کرباسیان مقالاتی برای این مجموعه اهدا کرده‌اند. بدین‌وسیله از همۀ این بزرگواران تقدیر و تشکر می‌کنم.

ضمناً خانوادۀ محترم دکتر ادیب، به‌ویژه خواهر گرانقدر ایشان، خانم دکتر ممتاز ادیب‌سلطانی، و نیز جناب آقای صفایی، داماد مکرم خانم دکتر ممتاز ادیب‌سلطانی، بیشترین همکاری را در تهیۀ این مجموعه نشان دادند. از همۀ این بزرگواران صمیمانه سپاسگزارم.

همچنین از مدیر محترم کانال میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی در خبررسان تلگرام صمیمانه تشکر می‌کنم که سخاوت‌مندانه اجازۀ هرگونه استفاده از عکس‌های موجود در آرشیو این گروه را به نگارنده دادند.

و چه تقدیری شایستۀ استاد بزرگی است که بارها تمجید ایشان را از زبان دکتر ادیب شنیده بودم، همان استادی که همۀ امکانات، و مهم‌تر از همه سعۀ صدر خود را در انتشارات نگاه در اختیار این فرزانۀ خلوت‌‌گزین قرار داد تا با آسودگی بتواند آثار سنگین و طاقت‌فرسای خود را با سلیقۀ فوق طاقت به مرحلۀ انتشار برساند. استاد رئیس‌دانا، مدیر حکیم انتشارات نگاه، نشان داد آثار فخیمی چون ترجمۀ ارگانون فقط با حضور ناشر حکیم و صبوری چون رئیس‌دانا به منصۀ ظهور می‌رسند. سپهر فرهنگ ایران‌زمین هیچ‌گاه از وجود چنین فرزانگانی خالی نبوده و امیدواریم همچنان شاهد حضور این‌قبیل بزرگان در عرصۀ نشر کشور عزیزمان باشیم.

غلامرضا زکیانی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی.

تهران، فروردین 1404.
@adibsoltanik
Post #1040 3.23K
پیوست فرهنگی‌ی روزنامه‌ی اطلاعات؛
۱۶ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی.
@adibsoltanik
Post #1039 3.76K
یادمان دومین سالگرد استاد میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی با رونمایی از کتاب «فرزانه‌ی خلوت‌گزین»

@adibsoltanik
Post #1038 3.75K
ic, ique, ik.pdf243.4 KB
یادداشت استاد ادیب‌سلطانی درباره‌ی (IC(S- و (IQUE(S- و IK-

خاستگاه: جستارهای فلسفی، نوشته‌ی برتراند راسل، ترجمه‌ی میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی؛ امیرکبیر، ۱۳۶۳.


«-ئیک» در دهه‌های اخیر نخست بوسیله‌ی شادروان پرویز ناتل خانلری در شکلهای «پارسیک» و «پهلوانیک» بکار گرفته شد. سپس شادروان مصاحب «-ئیک» را در «ایرانیک» (حروف) بکار برد. – در اثرهای مترجم، «-ئیک» به سانی گسترده در برابر ic(s)- و ique(s)- (اسم) و ik-، و گاه نیز در برابر ic(al)- و ique- (صفت) و isch- بکار گرفته شده است. [ادیب‌سلطانی، منطق ارسطو.]
@adibsoltanik
Post #1037 3.51K
پسوندِ «ئیک» بسیار سودمند است و ما برای تواناتر کردن زبان فارسی به آن نیازمندیم. یکی از نخستین موردهایی که با «ئیک» واژه‌ی نو ساختند در صنعت چاپ بود؛ بیش از پنجاه سال پیش. فونتِ جدیدی ساختند که مانند ایتالیک نسبت به خط کرسی کمی مایل است؛ نام این فونت را «ایرانیک» گذاشتند.
زنده‌یاد استاد خانلری هم در کتاب «تاریخ زبان فارسی» واژه‌های «پهلوانیک» و «پارسیک» را برای نامیدن برخی زبانهای فارسی‌ی میانه بکار برد.
ولی نخستین کسی که این پسوند را در برابرِ [ic] ِ تَرم‌شناسی‌ی اروپایی نهاد استاد میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی است در تَرمهای «آوائیک» ، «زبانیک» ، «زیبائیک» و دیگرها. من هم این پسوند را هرجا که لازم بوده در فرهنگ ریشه‌شناختی‌ی اخترشناسی و اخترفیریک بکار برده‌ام: پرتابیک، صدائیک، نوریک، زیستیک و دیگرها.

زنده‌یاد استاد محمد حیدری ملایری، گفتارِ «توانمندسازی‌ی زبان پارسی». (اینجا در دسترس است.)

@adibsoltanik
Older posts →

About this channel

How can I read @adibsoltanik without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی have?
میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی (@adibsoltanik) has 2.46K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →