🌺 سردرگمی نظام در تعامل با دنیا- آیا کشور دارای انسجام فکری مدیریتی است؟ چه کسی مسئول است؟ چه بایدکرد؟
✍حسین جعفری
😢❗داستان تاسف بار شیوه ی مواجهه نظام با لایحه CFT و تعیین تکلیف همکاری ایران با گروه ویژه اقدام مالی (FATF) (و نمایندگان و خطباء و تحریک مردمی که حتی نمی دانند در خصوص چه چیزی زبان از کام بیرون می کنند! و یا سخنان دو گانه رهبری که هم موافقان و هم مخالفانِ FATF می توانند سخنانی به نفع خود و علیه دیگری بدست آورند!) از آن قصه های پر غصه ای است که نشان می دهد حاکمیت ایران اصولاً نمی داند کجاست، چه باید بکند و چگونه رفتار نماید؟ انگار نظام فکری ایران قفل کرده و تفکر منسجم ندارد.(خصوصاً با عدم الحاق در عمل حتی چین و روسیه نیز با ایران مراوده بانکی ندارند و همان اندک آب باریکه تعامل مالی با کشورهایی چون چین نیز بسته شد.)
😳 "بالاخره مشخص نیست که:... این نظام بینالملل را قبول داریم یا نداریم؟ بالاخره میخواهیم با مسلمانها روابط خوبی داشته باشیم یا با غربیها، یا با آسیاییها...؟
❓...بالاخره میخواهیم چکار کنیم؟ بقا؟ رشد؟ پیشرفت؟ تقابل؟ تعامل سازنده؟ کدامیک؟ ... و بالاخره افکاری که افقهای ما را تعیین میکنند کدامند؟
⁉... آیا سیستمی داریم که کل مسائل کشور را یکجا ببیند و به صورت تسلسلی و سیستماتیک برای آنها طراحی کند؟
😭 شاید علتالعلل مسائل ما، وضعیت اندیشهای و فکری ما است. مجمعالجزایری از افکار بهصورت معلق در فضا بدون آنکه نقطه مماسی داشته باشند در مدارهای خود خواسته حرکت میکنند."(دکتر سریع القلم)
❓۱- بنظر می رسد صورت دقیق و صریح تر این سوال چنین است؛ "آیا نظام مدیریتی کشور دارای انسجام است؟
✳ ۲- اینکه چرا به معضلِ عدم انسجام مدیریتی و مجمع الجزایری عملکرد رسیده ایم دو دلیل دارد؛ دلیلِ ساختاری و دلیلِ فردی!
🌟 ۲-۱- دلیلِ ساختاری این معضل به ساختار نادرست قانون اساسی در ایجاد حاکمیت دوگانه ای با پیش بینی ولی فقیه قدر قدرت و دولت منتخب لاغر و نحیف؛ بر می گردد. نکته ای که در همان ابتدای انقلاب توسط عقلای ایران بیان شد اما مورد توجه راهبران کشور قرار نگرفت؛ “... ولی فقیه از مسئولیت مبرا است و به لحاظ اینکه تشکیلاتی نیز در اختیار خواهد داشت، این تشکیلات حتی اگر قصد مداخله در امور جاری را نیز نداشته باشد، به هر صورت به نحوی در امور دخالت خواهد کرد. در چنین شرایطی عملاً در کشور دو نظام به وجود خواهد آمد و همین مسئله به نابودی کل نظام منجر خواهد شد.”(مهندس سحابی)
🌟 ۲-۲- به لحاظ فردی نیز نکته ای بس مهم وجود دارد؛ اینکه امام اصولاً وارد مسائل اجرایی نمی شد و در حد راهبری کلان کشور با روسای قوا تعامل داشت، رویکردی که در دوران پس از امام کاملاً تغییر کرد.
🔥 اما آنچه در سالهای اخیر باعث بروز بیشتر این تناقض شده، رفتار فرا قانونی و علنی نظام برای پیچیدن نسخه ی دولت منتخب و اخذ تصمیمات و مصلحت سنجی ها فردی است. خصوصاً آنکه باور دارند حق دارند (ولو بضرر مردم) برای مردم تصمیم بگیرند و نه به مردم؛ که فقط به خدا جواب خواهند داد!
✳ ۳-گر چه طبق بند اول اصل ۱۱۰ قانون اساسی تعيين سياستهاي كلي نظام به عهده رهبری است ولی از آنجا که تعیین جامع نگر این مسائل از عهده یکنفر خارج بوده قانوناً باید از معبر مجمع تشخیص نظام عبور کند اما در عمل آنچه محقق شده آن است که نه تنها مواردی که دکترسریع القلم بدانها اشاره کرده در دستور کار قرار نمی گیرد که حتی در خصوص اندک موارد مورد گفتگو نیز با وتوی مصوبات مجمع و تصمیمات فردی و اخیراً مجلسِ سران قوا مواجهیم و تجربه نشان داده تصمیمات فردی اگر به استبداد هم نیانجامد لااقل به بهبود اوضاع هم ختم نمی شود و جز آشفتگی و پراگندگی نتیجه ای ندارد.
‼️انگار اصرار داریم تا در این موارد بسیار مهم و استراتژیک تعمداً، صریح و روشن نباشیم و تکلیف خود و کشور را روشن نکنیم زیرا روشن شدن این موارد ناگزیرمان می کند تا پاسخگو بوده و مسئولیت پذیر باشیم!
💥۴-متاسفانه همیشه گرفتار حاکمیت دوگانه، اهداف دوگانه، دولت دوگانه ( دولت حقوقی منتخب مردم در برابر دولتِ حقیقیِ منصوب) و مطالبات دوگانه (مطالبات ملی در برابر مطالباتِ نظام) بوده ایم و بجای عملکرد همگن و منسجم، به صورت"مجمع الجزایری از افکار به صورت معلق در فضا "عمل کرده ایم.
🌸 ۵- بنظر می رسد راه حل معضلات کشور قبل از هر چیز؛ قبول این عدم انسجام فکری بعنوان علت العلل مشکلات کشور و دستور برای روشن شدن مواضع کشور در خصوص آن سوالات است و در گام بعد؛ تمکین به قانون و رعایت "مر"موازین مذکور در قانون اساسی و عدم تلاش برای تضعیف دولت منتخب و توجه به عقل جمعی (در حد مصوبات مجمع تشخیص مصلحت منصوب) است و در مرحله بعد، سپردن تعیین این امور به عقل جمعی نخبگان کشور و اصلاح قانون اساسی و پایان دادن به حاکمیت دوگانه به نفع حاکمیت ملی است.
@adambeheshti
Post #205
5.06K
- 👏 1