TGViewer
آدم‌حرفی│ندا اکبری آدم‌حرفی│ندا اکبری @adam_harfi · 5.42K subscribers
Post #257 65
جایی خوانده بودم:" پذیرش یعنی گفتنِ آری به دنیایی که نمی‌فهمم چرا چنین است اما می‌دانم جز این نمی‌تواند باشد."

مثل این می‌ماند در داستانی افتاده‌ام و دارم زندگیش می‌کنم. داستانی که حالا، به جایی رسیده که دوست ندارم اینطور ادامه‌اش بدهم. جلدِ این کتاب از آن جلد سخت‌هاست و راهِ فراری هم نیست. باید بمانم و زندگی کنم. برایم سخت است بپذیرم اختیاری نداریم. چطور است تمام شخصیت‌های کتاب را جمع کنم؟ عصیان. حداقل که می‌توانیم به این جبرِ ناخواسته دهان‌کجی کنیم. فریاد زدیم:" سهراب‌ فرزندِ خودت است. فرزندِ ایران زمین. "

غوغا و فریاد، شد گردباد. حروفِ یکی دو صفحه از کتاب به هم ریخت. کلمات از هم پاشیدند و دیگر صفحه‌ی شماره‌ی ۴۰۴ و نیمی از ۴۰۵ قابل خواندن نبود. آن‌ها هم به راحتی دو سه‌تا از شخصیت‌ها را از داستان حذف کردند. گفتند:" چه غلط‌های اضافی."

از پایانِ داستان می‌ترسم. از تراژدی. از اینکه همان داستانی که قبلا خوانده‌ایم تکرار شود. حسی به من می‌گوید تمامِ نوشداروهای دنیا پس از مرگِ سهراب‌ها خواهند رسید.

ندا اکبری

@Adam_harfi
  • ❤ 4
  • 💔 4
More from @adam_harfi
  1. Sep 28, 2026photo post
  2. Sep 28, 2026#پست_موقتی چند وقتی هست گاهی شام نمی‌خورم و انگار بدنم هم عادت کرده. بعضی شب‌ها اصلا گشنه…
  3. Sep 28, 2026photo post
  4. Sep 25, 2026پاییزِ خار‌ریزان سرد، بی‌حس، خشکیده. از کسی صدایی درنمی‌آید. گویی همه خاموشیم. جنگلی خاموش…
  5. Sep 25, 2026photo post
  6. Sep 23, 2026دست‌ها نویسنده: #م_سرخوش محل کار جدیدم، شهرک صنعتی‌ای خارج از شهر است. هرروز صبح آفتاب‌نزد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →