📌ساختار
برخی نویسندگان، روایت را به شکلی سریع بین نقطه نظراتِ شخصیتهای مختلف جابهجا میکنند و به مخاطبین اجازه میدهند جریان سیال ذهنِ چندین شخصیت را تجربه کنند. مثلا "کن کیسی" در رمان "گاهی اوقات پنداری بزرگ" روایت را بین افکار، عواطف و تأثیرپذیریهای چندین شخصیت از جمله یک سگ جابهجا میکند و با استفاده از سبکهایی متفاوت در نقطهگذاری و ساختارِ نگارش به ما نشان میدهد که کدام واژهها، افکار و جملات مربوط به کدام یک از شخصیتها میباشند.
برخی نویسندگان همچنین رویدادها را خارج از ترتیب زمانیِ مرسوم روایت میکنند و یا از طریق خاطراتِ یک شخصیت جزئیاتی از گذشته را برای مخاطبین به تصویر می کشند. «ویلیام فاکنر» در کتاب «خشم و هیاهو» بسیاری از رویدادها و جزئیات مهم را از طریق خاطراتی روایت میکند که از جریان سیال ذهنِ شخصیتهایی مختلف سر برمیآورند.
ادامه دارد....
در ادامه، برخی از نویسندگانِ برجسته و آثاری که از این تکنیک بهره بردهاند را مرور میکنیم.
@Adam_harfi
Post #224
522
آدمحرفی│ندا اکبری ویژگیهای جریان سیال ذهن: 📌 جهشهای مفهومی در این سبک از نگارش، نویسندگان با استفاده از پیوندهایی که اغلب بر اساس تجارب شخصی و خاطراتِ شخصیت شکل گرفته، بینِ افکار و مفاهیمِ مختلف جهش می کنند. جهشِ مفهومی ممکن است تصادفی به نظر برسد چون به شکلی پیوسته و به…
- ❤ 12
- 👍 1