شعیر:✍️: ائلمان موغانلی
ترجمه به فارسی:رامیز تای نور
میان عدم قطعیت ساعتهای دیجیتال
و قطعیت ستارهگان کهنهئی
که هنوز درخشیدن را از یاد نبردهاند
به چشمان عسل تو میاندیشم
دو سرزمین آرامی که پاییز در آنها عسل میشود
جائی که نور
پیش از رسیدن به روی زمین
لحظاتی در آنجا میآرامد.
موهای خرماییرنگات
رود خروشانی که غروب را بر جان کرهی زمین جاری میکند
انگار خورشید، زمین را از یاد نبرد
چند تار از روشناییاش را
روی شانههایات به امانت گذاشتهاست.
خندههایات
نخستین روشنایی پس از باران
زیباییئی که آسمان به زمین هدیه کردهاست
وقتی چشمانات میخندند
برکهها پر میشوند از اشکهای چشمان ابرها
درناها بازمیگردند
خداوند شاد میشود
و گناهان بشریت بخشیده میشود.
تو
باغچهئی هستی
که بهار و پاییز در آن شریکاند
گلها، عطرافشانی را
و برگها پرواز را
از تو میآموزند
انگار خلق شدهای
برای اثبات بیمرزی میان حقیقت و رؤیا!
و من
کسی که حتا
در عصر الگوریتمها و حسابهای سرد و خشک
به معجزهها ایمان دارم
چرا که تو را دیدهام
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Post #30162
789