TGViewer
Channel Public Channel
Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان

Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان

@achaemenid_heritage

Subscribers
585
Photos
246
Videos
0
Links
11
Recent Posts 13 shown
Post #566 51

Forwarded from Caliphate Studies | تاریخ خلافات اسلامی

🔻سلام و درود خدمت تمامی علاقه مندان و فعالان در حوزه تاریخ ایران.

📛 کانال «Caliphate Studies» با هدف ارائه و بایگانی مطالب، منابع و پژوهش‌های آکادمیک دربارهٔ تاریخ ایران از آغاز فتوحات اسلامی تا پایان خلافت عباسی و همچنین برخی خلافت های مهم تاریخ اسلام مانند امپراتوری عثمانی فعالیت می‌کند.

🔹 دربارهٔ کانال:
تمرکز اصلی کانال بر بررسی تاریخ سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی، دینی و فرهنگی ایران در دورهٔ خلافت راشدین، امویان و عباسیان است. برای شناخت بهتر این دوره، از آنجایی که بررسی این دوره تاریخی نیاز به مطالعه حکومت ها و عناصر وابسته پیشین و پسین نیز دارد، توصیه می‌شود که در تمامی چنل های مربوطه "مجموعه مطالعات دانشگاهی" که در بیو چنل قرار دارد عضو بشوید.


🔹 رویکرد ما:
این کانال رویکردی ایدئولوژیک ندارد و می‌کوشد تاریخ ایران در سده‌های نخستین اسلامی را بر پایهٔ شواهد تاریخی، منابع اولیه و پژوهش‌های معتبر بررسی کند. هدف ما نه بازتولید روایت‌های ملی‌گرایانه یا مذهبی، بلکه شناخت دقیق‌تر فرایندهای تاریخی، تداوم‌ها، گسست‌ها و تحولات این دوره است.


🔹چه چیزهایی را بررسی می‌کنیم؟
در این کانال به روایت‌های ساده‌انگارانه، برداشت‌های نادقیق و فرضیات نیازمند بازنگری دربارهٔ تاریخ ایران در این دوره نیز خواهیم پرداخت؛ از جمله:
🔸 فتح ایران مناطق همجوار و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی.

🔸 وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در دورهٔ خلافت راشدین.
🔸 جایگاه ایرانیان در ساختار سیاسی و نظامی خلافت اموی.

🔸 نظام مالیاتی، خراج، جزیه و تحولات اقتصادی ایران

🔸 شورش‌ها، جنبش‌های محلی و مقاومت‌های سیاسی در ایران

🔸 موالی و جایگاه اجتماعی و حقوقی ایرانیان در جامعهٔ اسلامی

🔸 نقش ایرانیان در تحولات سیاسی و اجتماعی سده‌های نخستین اسلامی
🔸 خراسان، جنبش عباسی و چگونگی سقوط خلافت اموی

🔸 جایگاه ایران در ساختار اداری، دیوانی و نظامی خلافت عباسی

🔸 نقش خاندان‌های ایرانی در سیاست و ادارهٔ خلافت عباسی

🔸 تداوم سنت‌های اداری، فرهنگی و دیوانی ساسانی در دورهٔ اسلامی
🔸 تحولات زبان، فرهنگ، دین و هویت ایرانی در سده‌های نخستین اسلامی
🔸 شکل‌گیری و تحول روایت‌های تاریخی دربارهٔ فتح ایران و صدر اسلام
✔️ و دیگر موضوعاتی که برای درک دقیق‌تر تاریخ ایران در این دوره نیازمند بررسی انتقادی و بازنگری تاریخی هستند.

🔹 منابع:
تلاش ما بر این است که مطالب با ذکر دقیق منابع، ارجاعات کتاب‌شناختی و در صورت امکان، ارجاع به صفحات مشخص ارائه شوند. توجه به منابع اولیهٔ اسلامی، متون تاریخی و جغرافیایی، کتیبه‌ها، سکه‌ها، اسناد و پژوهش‌های جدید دانشگاهی از اصول اصلی کار ما خواهد بود.


هدف کانال، بازنشر مسئولانهٔ پژوهش‌های تاریخی، معرفی منابع معتبر و ایجاد آرشیوی قابل استفاده برای علاقه‌مندان، دانشجویان و پژوهشگران تاریخ ایران در سده‌های نخستین اسلامی است.

📲|@Caliphate_Studies
  • ❤ 6
Post #565 425
در استوانه کوروش، کوروش مردم را شبانی کرد. اشعیا نیز کوروش را به عنوان شبان یاد می‌کند:

_استوانه کوروش (۱۳): «.. در حالی که او [کوروش] با عدالت و راستی از مردمان سیاه‌سر شبانی می‌کرد..» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_اشعیا (۴۴:۲۸):«[خداوند] که درباره کوروش می‌گوید: «او شبان من است»
هر دو استوانه کوروش و عهد عتیق به اعمال کوروش اشاره می‌کنند که خدایانشان را شادمان و خشنود می‌کند:

_استوانه کوروش (۲۶): «مردوک، سرور بزرگ، از [اعمال نیک] من شادمان شد» (فینکل ۲۰۱۲: ۶).
_اشعیا (۴۴:۲۸): «... و تمام آنچه را که من می‌خواهم به انجام خواهد رساند.»
کوروش در هر دو متن یک آزادی‌بخش است که مردم را از بند یا تبعید آزاد می‌کند:
_استوانه کوروش (۲۶): «من آن‌ها را از بندهایشان آزاد کردم» (فینکل ۲۰۱۲: ۶).
_اشعیا (۴۵:۱۳): «... او (کوروش) ... تبعیدیان مرا آزاد خواهد کرد.»
در هر دو متن، کوروش به عنوان یک سازنده ظاهر می‌شود که معابد، زیارتگاه‌ها و مکان‌های مقدس را بازسازی می‌کند:

_استوانه کوروش (۳۱-۳۲):«... پرستشگاه های آن سوی رود دجله که پرستشگاه هایشان پیش‌تر مخروبه شده بود، خدایانی که در آن‌ها ساکن بودند بازگرداندم تا برای همیشه آنجا بمانند» (فینکل ۲۰۱۲: ۶-۷).
_اشعیا (۴۴:۲۸): «... او [یهوه] درباره اورشلیم خواهد گفت: «بازسازی شود،» و درباره معبد:«پایه‌هایش گذاشته شود.»
_عزرا (۱:۲): «کوروش پادشاه پارس چنین می‌گوید: «خداوند... او مرا appointed کرده تا معبدی برای او در اورشلیم در یهودا بسازم.»
_عزرا (۶:۳): «در سال اول پادشاه کوروش، پادشاه فرمانی درباره معبد خدا در اورشلیم صادر کرد: «معبد بازسازی شود به عنوان مکانی برای تقدیم قربانی‌ها، و پایه‌هایش گذاشته شود.»
اگرچه همیشه آسان نیست که ارتباطات و اقتباس‌های منابع ادبی باستانی را تفسیر کنیم، احتمال یک پیوند متنی قابل اثبات است. این واقعیت که متون باستانی مانند استوانه کوروش و عهد عتیق از دو سنت کتابت جداگانه می‌آیند، چنین ارتباطی را غیرممکن نمی‌کند. به‌طور شگفت‌آور، هنگامی که روایت درباره کوروش و فتح بابل است، روایت‌ها به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. این پیوند نزدیک نمی‌تواند تصادفی باشد، و تنها با در نظر گرفتن یک ارتباط ادبی ممکن بین متون قابل توضیح است. به‌احتمال قوی، اگر یکی به‌طور تحت‌اللفظی از دیگری اقتباس شده باشد، متون یهودی بودند که تحت تأثیر سنت کتابت قوی بابلی قرار گرفته‌اند، نه برعکس، یعنی کاتبان بابلی از اسیران کپی کرده باشند.»

بیشتر موضوعات و اصطلاحات مذکور در خاور نزدیک باستان، همچنین در میان یهودیان، رایج بودند، اما عبارات نشان‌دهنده پیوندی قوی‌تر با بین‌النهرین است. روایت‌های عهد عتیق احتمالاً اصطلاحات و سنت‌های بین‌النهرینی را نمایندگی می‌کنند که ممکن است در طول تبعید بابلی اقتباس شده باشند. برای مثال، گرفتن دست خدا یک اصطلاح و سنت شناخته‌شده بابلی است. از دوره کاسی (۱۵۹۵-۱۱۵۵ پیش از میلاد) هر پادشاه جدید در بابل باید «دست مردوک را می‌گرفت» به عنوان نشانه مشروعیت. این همچنین بخش مهمی از آیین‌های بابلی بود که بهار و آغاز سال نو را مشخص می‌کرد، به‌ویژه در جشن‌های آکیتو.»

ظاهراً نویسندگان عهد عتیق کاملاً از محتوای استوانه کوروش آگاه بودند. سه توضیح ممکن برای ارتباطات میان استوانه کوروش و عهد عتیق وجود دارد:
حضور یا استخدام یهودیان در آرشیوها، دبیرخانه‌ها و خانه‌های کتابت بابلی؛ یا محتوا ممکن است برای عموم با صدای بلند خوانده شده یا در قالب یادمانی عمومی نمایش داده شده باشد، و آن را برای اقلیت باسواد قابل دسترس کرده باشد؛
و یا نسخه‌ها به مناطق مختلف فرستاده شده بودند مطابق سنت هخامنشی ارسال فرمان‌های شاهی به استان‌ها که در آن صورت نسخه‌ای ممکن است به کسانی که به خانه‌هایشان بازگشته بودند رسیده باشد.

استوانه کوروش درون سنت کتابت بابلی تألیف شده و ادامه‌ای از متون نو-بابلی و نو-آشوری بود.وجود همان محتوا در کتاب‌های عهد عتیق تعجب‌آور نیست:
مردم یهودی ساکن در بابل در تماس نزدیک با همان سنت و متون بودند یا به عنوان کاتبان و نخبگان یا به عنوان مخاطبان عمومی.همانطور که می‌دانیم فرمان‌های شاهی برای ساکنان با صدای بلند خوانده می‌شد که شامل یهودیان نیز می‌شد.
بنابراین محتوا با زیرمتن‌ها و لایه‌های قوی بین‌النهرینی ممکن است به‌سادگی به سنت یهودی و حافظه تاریخی منتقل شده باشد
.


CURTIS.J .Studies in Ancient Persia and the Achaemenid Period (2020). p162_173


@Achaemenid_Heritage
  • ❤ 12
Post #564 361
پیوند متنی میان استوانه کوروش و کتاب مقدس (اشعیا)


اگرچه عهد عتیق و استوانه کوروش از دو سنت کتابت متفاوت می‌آیند، مقایسه متون شباهت و نزدیکی جالبی را نشان می‌دهد. با کنار هم گذاشتن متون، می‌توان شباهتی میان برخی بخش‌های استوانه کوروش و فصل‌های ۴۰ تا ۵۵ کتاب اشعیا دید. این بخش از کتاب توسط نبی‌ای ناشناس نوشته شده که به «دِوتِرو-اشعیا / اشعیای دوم» معروف است. این اشعیای دوم حامی بزرگ کوروش بود. او کوروش را بسیار ستود، حتی او را از طریق کلمات یهوه گرامی داشت و او را «مسیح» (ماشیَح) خواند (اشعیا ۴۵:۱).

هر دو متن (استوانه کوروش و کتاب اشعیا) به دست خدا (مردوک/یهوه) اشاره می‌کنند که کوروش را هنگام معرفی او به عنوان پادشاه، آن را گرفته و یا محافظت می‌کند. اگرچه گرفتن دست یک پادشاه ممکن است در آن دوره یک سنت تثبیت‌شده بوده باشد، این به نظر بیشتر یک تعبیر بابلی است که نشانه مشروعیت است.
_ استوانه کوروش(۱۲):«او دست کوروش، پادشاه شهر انشان را گرفت» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_ اشعیا (۴۵:۱):«... که دست راست او را می‌گیرم...»
هر دو متن به همراهی کوروش توسط خدا اشاره می‌کنند که با او حرکت می‌کرد:

_ استوانه کوروش (۱۵): «... مانند دوست و همراه، او [مردوک] در کنار او راه می‌رفت...» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_ اشعیا (۴۵:۲): «من [یهوه] پیش روی تو خواهم رفت...»
هر دو خدا مردوک و یهوه درباره اینکه کوروش را به نام می‌خوانند و عنوان او را اعلام می‌کنند صحبت می‌کنند:

استوانه کوروش(۱۲):« [مردوک] او را به نام _خواند و او را برای پادشاهی بر همه چیز اعلام کرد» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_ اشعیا (۴۵:۳): «.. من [یهوه] خداوند هستم.. که تو را به نام می‌خوانم.»
_ اشعیا (۴۵:۴): «..من [یهوه] تو را به نام می‌خوانم و به تو لقب افتخار می‌دهم..»
«در استوانه کوروش، خدا (مردوک) درباره مردمان مناطق مختلف جغرافیایی و سرزمین‌های دور صحبت می‌کند که با محصولات و کالاهای خود پیش کوروش می‌آیند، تعظیم می‌کنند و پای او را می‌بوسند. در استوانه، کوروش خودش به همین مناسبت در کلمات خودش اشاره می‌کند:

_ استوانه کوروش (۱۸):«همه مردم بابل، از تمام سومر و اکد، نجیبان و فرمانداران، در برابر او تعظیم کردند و پای او را بوسیدند و از پادشاهی او شادمان شدند..» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_ استوانه کوروش (۲۸-۳۰): «.. همه پادشاهانی که بر تخت‌ها نشسته‌اند، از هر سو، از دریای بالا تا دریای پایین، آنان که در [مناطق دور] ساکنند و پادشاهان سرزمین آمورو که در چادرها زندگی می‌کنند، همگی، هدایای سنگین خود را به شوانا آوردند و پای مرا بوسیدند» (همان: ۶).
فرمول مشابهی در اشعیا استفاده شده است، جایی که یهوه درباره مردمان سرزمین‌های دور صحبت می‌کند که با محصولات خود پیش کوروش می‌آیند و در برابر او تعظیم می‌کنند:

_ اشعیا (۴۵:۱۴): «خداوند چنین می‌گوید: «محصولات مصر و کوش، و آن سبائیان بلندقامت — به سوی تو خواهند آمد و از آن تو خواهند بود؛ در پی تو راه خواهند رفت، در زنجیر به سوی تو خواهند آمد. در برابر تو تعظیم خواهند کرد و به تو التماس خواهند کرد...»
این مقایسه را می‌توان در عبارات دیگری نیز دید، جایی که مردمان و ملت‌ها در برابر کوروش سجده می‌کنند و خود را تسلیم او می‌کنند:

_استوانه کوروش (۱۳): «او [کوروش] سرزمین گوتی‌ها و تمام سپاهیان ماد را وادار کرد در پای او سجده کنند..» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_ اشعیا (۴۵:۱): «.. تا ملت‌ها را در برابر او مطیع کند..»
در بخش دیگری از استوانه کوروش، مردوک مستقیماً به او دستور می‌دهد که راه بابل را در پیش گیرد:

_ استوانه کوروش (۱۵): «مردوک... دستور داد که او [کوروش] باید به بابل برود. او را وادار کرد راه بابل را در پیش گیرد» (فینکل ۲۰۱۲: ۵).
_ در اشعیا، یهوه کسی است که مستقیماً کوروش را می‌خواند و او را به بابل می‌برد:»
اشعیا (۴۵:۱۵): «من [یهوه] او [کوروش] را خوانده‌ام. او را [به بابل] خواهم آورد و در مأموریتش موفق خواهم شد.»
هر دو متن اشاره روشنی به عزم کوروش برای توانمندسازی مردمان سرزمین‌های مختلف به زندگی در صلح و آرامش دارند:

_ استوانه کوروش (۳۶): «من [کوروش] همه سرزمین‌ها را قادر به زندگی در صلح کرده‌ام» (فینکل ۲۰۱۲: ۷).
_ اشعیا (۳۲:۱۸):«قوم من [یهوه] در مسکن‌های صلح‌آمیز، در خانه‌های امن، و در مکان‌های آرامش بدون مزاحمت زندگی خواهند کرد.»
_ اشعیا (۳۲:۱۷): «میوه عدالت صلح خواهد بود..»
در حالی که به کوروش اشاره می‌کنند، هر دو استوانه کوروش و عهد عتیق به خدایان خود (مردوک یا یهوه) و قدرت آن‌ها بر آسمان و زمین اشاره می‌کنند:

_ استوانه کوروش (۱): «هنگامی که... مردوک، پادشاه تمام آسمان و زمین...» (فینکل ۲۰۱۲: ۴).
_ دوم تواریخ (۳۶:۲۳): «کوروش پادشاه پارس چنین می‌گوید: «خداوند، خدای آسمان، تمام پادشاهی‌های زمین را به من داده است...»

ادامه متن در پست بعدی↓



@Achaemenid_Heritage
  • ❤ 7
Post #563 401
Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان Photo
انتقال نقش نیلوفر و غنچه از مصر به شمال بین‌النهرین و اقتباس آن در هنر امپراتوری هخامنشی


نقش نیلوفر آبی و غنچه تاریخ طولانی‌ای در مصر دارد و از آنجا به شمال بین‌النهرین گسترش یافت. در مصر، جایی که باید منشأ آن باشد، این نقش نخستین بار در پادشاهی نوین ظاهر می‌شود. در عَمارنَه، «به‌عنوان حاشیه‌ای بر نقاشی‌های دیواری در کاخ بزرگ و کاخ ساحل شمالی ( Riverside )» و «بر دیوارهای مقبره‌های خصوصی» یافت می‌شود. در دورهٔ سوم میانی، بر اشیاء گوناگون یافت‌شده در آرامگاه سلطنتی تانیس، و بر تابوت‌های انسان‌نما به‌عنوان یک عنصر تزئینی، معمولاً به‌عنوان یکی از چندین نوار طرح که چهره را قاب می‌گیرد ظاهر می‌شود، و همهٔ این کاربردها در دورهٔ متأخر ادامه می‌یابند.

در مقطعی در طول پادشاهی نوین، این نقش در فینیقیه اقتباس شد، جایی که به خوبی بر تابوت حیرام، شاه جبیل، که احتمالاً به حدود ۱۰۰۰ پ.م تاریخ‌گذاری می‌شود، نیز گواهی شده است. سپس بر تعدادی از عاج‌های کنده‌کاری‌شده که در پایتخت آشوری نمرود کاوش شده‌اند، ظاهر می‌شود. این عاج‌های گران‌بها، که منبت‌کاری برای مبلمان و اثاثیهٔ سلطنتی بودند، از سدهٔ نهم تا هفتم پیش از میلاد را در بر می‌گیرند. همچنین بر برخی از عاج‌های یافت‌شده در آرسلان تاش، سامره و خورساباد، که تقریباً به همان دوره تعلق دارند، و بر یک سنگ‌نگارهٔ برجسته از دروازهٔ شمالی در کیلیکیه. در فلزکاری نیز قطعاتی از چند کورهٔ برنزی (korai) که در المپیا کشف شده‌اند... از برنز بازیافتی ساخته شده بودند که فریزهایی با منشأ سوری شمالی، شامل فریزهایی از نیلوفرها و غنچه‌های متناوب را بازتولید می‌کردند. و سرانجام در کاخ‌های آشوری نو به‌عنوان حاشیه‌ای بر سنگ‌فرش‌های حجاری‌شده در نمرود و خورساباد، و بر دیوارهای نقاشی‌شده در خورساباد، تل بارسیپ، نمرود، نینوا و دور-کاتلیمو.

در بیشتر تکرارهای شامی و بین‌النهرینی آن، غنچه‌های نیلوفر به‌صورت مخروط‌هایی بازنمایی می‌شدند که ظاهر گل سفید نیلوفر را هنگامی که در شب بسته است، منعکس می‌کرد. یک پلاک سنگی آهکی از شوش (لوور Sb 43)، مربوط به دورهٔ ایلام نو (حدود سدهٔ هشتم تا هفتم پ.م.)، دارای حاشیه‌ای از شکوفه‌های بستهٔ نیلوفر است که شباهت نزدیکی به نمونه‌های آشوری نو دارند؛ علاوه بر این، در تفسیری بر پلاک، اسکار وایت موسکارلا ( Oscar White Muscarella ) مشاهده می‌کند که در حالی که کنده‌کاری به سنت ایلامی تعلق دارد، شمایل‌نگاری تصویر مدیون هنر آشوری نو است.

بر اساس این مرور مختصر، می‌توان انتقال نیلوفر و غنچه را از پادشاهی مصر نوین، جایی که استفادهٔ آن در بافت‌های تدفینی از نماد تولد دوبارهٔ آن در هر صبح سرچشمه می‌گرفت، به شمال بین‌النهرین بازسازی کرد، جایی که در حدود سدهٔ هشتم پ.م. به بخشی از یک واژگان بصری بین‌المللی تبدیل شده بود. این تکرار اخیر به احتمال زیاد همان بافتاری است که در آن در امپراتوری هخامنشی اقتباس شد. این امر به بهترین وجه بر مهر ۱۰۰ از گوردیون دیده می‌شود ( شکل ۲.۱۷ ) که در سال ۱۹۵۲ کشف شد.این مُهر استوانه‌ای عقیق (با ارتفاع ۲.۴ سانتی‌متر) دارای صحنه‌ای نیایشی است که به شدت از شمایل‌نگاری امپراتوری و دینی هخامنشی وام می‌گیرد تا به‌طور نمادین، تعادل و هماهنگی کیهانی حفظ‌شده توسط شاه بزرگ را بازنمایی کند. (Dusinberre, 2008). حاشیه نیلوفر و غنچه در این بازنمایی نقش دارد، زیرا بازتاب‌دهنده شکوفه‌های نیلوفری است که پرستش کنندگان در دست دارند؛ در همان زمان، به سنت‌های بصری اوایل هزاره اول اشاره دارد و دلالت بر دانش و ارتباطات صاحب مُهر با این منابع مهم دارد. به بیان دیگر، حکاک مُهر گزینه‌های گسترده‌ای برای تصویرگری حاشیه داشت و انتخاب نیلوفر و غنچه نتیجه تناسب این نقش با هویت حامی (سفارش‌دهنده‌ای) بود که آن را سفارش داده بود.

به احتمال زیاد، فرآیند مشابهی طراحی و اجرای MPS 46 را شکل داده است. با این احتمالِ افزوده که تناسب این نقش توسط ارتباطات صاحب مُهر با مصر از طریق نقش او در اداره امپراتوری تعیین شده باشد. این نقش حتی ممکن است به‌طور عامدانه به‌عنوان تلاشی برای ایجاد نوعی همبستگی با همکاران مصری صاحب مُهر انتخاب شده باشد، که این نقش هنوز برایشان کاملاً آشنا بود. از طرف دیگر، ممکن است یک بومی مصر این مُهر را سفارش داده باشد، زیرا برای هویت او به‌عنوان یک مقام رسمی امپراتوری هخامنشی مناسب بود، و او تصمیم گرفت این حاشیه را به‌عنوان ادای احترامی به سرزمین مادری خود بگنجاند.



Colburn, H. P. Archaeology of empire in Achaemenid Egypt.(2020).p68_70


@Achaemenid_Heritage
  • ❤ 14
Post #555 291
⏺بررسی تاریخ ساسانیان بر پایه منابع تاریخی، کتیبه‌ها، سکه‌ها و پژوهش‌های نوین

⏺از اردشیر بابکان تا یزدگرد سوم؛ از سیاست و جنگ تا دین، جامعه و فرهنگ

⏺در این کانال در کنار تاریخ سیاسی، به ساختار قدرت، هویت ایرانی، زرتشتی‌گری ، هنر ،اقتصاد و روابط ایرانشهر و روم میپردازیم

⏺هدف ما ارائه تصویری مستند و مستدل و دور از افسانه‌پردازی از یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران است

⏺اگر تاریخ ساسانیان را جدی و عمیق دنبال می‌کنید، به ما بپیوندید👑

با ما همراه باشید
🌐 t.me/Sasanian_archive
🌐 t.me/Sasanian_archive
  • ❤ 5
  • 👍 2
Post #554 445
بازخوانی انتقادی از ارتش گمشده کمبوجیه: نقد روایت نابودی سپاه کمبوجیه در طوفان شن و فرضیهٔ شورش پتوباستیس



چندین نکته سؤال‌برانگیز است. نخست، اینکه چرا کمبوجیه می‌خواست به واحه‌ حمله کند؟ این موضوع از گزارش هرودوت روشن نیست. دوم، تعداد ۵۰٬۰۰۰ سرباز بیش از حد بالا به نظر می‌رسد، عمدتاً به این دلیل که سفرهای طولانی بیابانی با کاروان‌های کوچک‌تر که آب و غذای خود را حمل می‌کنند، مؤثرتر انجام می‌شود. سوم، نقطه شروع سفر غیرمنتظره است: تبس نقطه شروع آشکاری برای رسیدن به واحه سیوا—واحه آمون، یا آمونیان—نیست، زیرا معمولاً از ممفیس خارج می‌شدند یا در امتداد ساحل مدیترانه به سیوا سفر می‌کردند. با این حال، گفته می‌شود که ارتش پس از هفت روز به شهر واحه می‌رسد، که تعیین دقیقی از پایتخت واحه، زمانی است که از تبس طول می‌کشد تا به آنجا برسند.

چهارمین جنبه‌ای که باید زیر سؤال برود، شیوه مرگی است که برای این ارتش گزارش شده است. مسافران باتجربه صحرا مانند تئودور مونو تأیید می‌کنند که طوفان شن به احتمال زیاد کسی را نمی‌کشد. مردم ممکن است در بیابان از تشنگی بمیرند، اما از طوفان شن جان سالم به در می‌برند. به علاوه، ارتش کمبوجیه در سفرهای بیابانی بسیار باتجربه بود؛ و آنها خطرات بی‌مورد نمی‌پذیرفتند.

در پرتو شواهد جدید درباره فعالیت‌های پتوباستیس چهارم در واحه، می‌توانیم داستان عجیبی را که هرودوت درباره ارتش گمشده گزارش کرده است، بهتر توضیح دهیم. کمبوجیه بخشی از ارتش خود را از تبس به سوی بیابان غربی فرستاد، نه برای حمله به سیوا، بلکه برای رویارویی با پتوباستیس، که در حال تدارک شورشی در واحه جنوبی بود. محل حرکت و توصیف مسیر تأیید می‌کند که واحه هدف این لشکرکشی بود. از آنجا که گفته می‌شود هیچ یک از سربازان بازنگشتند، باید نتیجه بگیریم که ارتش توسط پتوباستیس شکست خورد. هنگامی که خبر این فاجعه به کمبوجیه رسید، او توانست از گسترش آن جلوگیری کند، و پس از آنکه داریوش یکم کنترل کامل را بازگرداند، این رویداد شرم‌آور در حافظه عمومی به نتیجه یک طوفان شن ناگوار تغییر یافت.

من فکر می‌کنم می‌توانیم افسانه ارتش گمشده کمبوجیه را برای همیشه کنار بگذاریم. این ایده که گزارش هرودوت را باید تحت‌اللفظی گرفت و اینکه کل ارتش کمبوجیه با آب‌وهوای بد برخورد کرد و جایی زیر تپه شنی مدفون باقی مانده است، در مجموع بیش از حد خیال‌پردازانه بود که واقعی باشد. حضور یک شورش در واحه داخله توضیح بسیار رضایت‌بخش‌تری ارائه می‌دهد.



Waerzeggers.C & Silverman. J.M .Political Memory in and after the Persian Empire(2015). p139_142


@Achaemenid_Heritage
  • ❤ 11
  • 👍 8
  • 🔥 2
Post #553 506
کاملاً قابل توجه است که پاسخ کوروش به یک معترض ناشناس دقیقاً مشابه پاسخ سقراط به آریستیپوس است که همان اعتراض مخاطب ناشناس کوروش را مطرح می‌کند:

‌[آریستیپوس] اما در مورد کسانی که در هنر پادشاهی آموزش دیده اند (οἱ εἰς τὴν βασιλικὴν τέχν παιδευόμενοι) سقراط، كه به نظر می رسد شما آنها را با خوشبختی می شناسید (ἣν δοκεῖς μοι σὺ νομίζειν εἶναι) چطور؟ آنها چگونه بهتر از آنهایی هستند كه رنج هایشان گرسنگی و تشنگی اجباری و بی پایان است، اگر همه اینها باید سخت باشد‌ و از روی میل تمام شکنجه را تحمل کنند ؟(εἴ γε πεινήσουσι καὶ διψήσουσι καὶ ῥιγώσουσι καὶ ἀγρυπνήσουσι καὶ τάλλα πάντα μοχθήσουσι ἑκόντες)? [...]_[سقراط] کسی که تحمل می کند با کمال میل از کار خود لذت می برد زیرا امید پاداش گرفتن به او آرامش می دهد (ἐπ ἀγαθῇ ἐλπίδι πονῶν εὐφραίνετα) برای مثال شکارچیان با خوشحالی به امید شکار تلاش می کنند. چنین پاداش‌هایی در واقع پس از این همه زحمات(τῶν πόνων)ارزش کمی دارند؛ اما در مورد کسانی که برای به دست آوردن دوستان خوب یا برای مطیع کردن دشمنان، یا برای توانمند ساختن خود در جسم و روح و اداره خوب خانه، کمک به دوستان و خدمت به کشورشان (καὶ τὴν πατρίδα εὐεργετώσι) تلاش می کنند چه؟ قطعا این افراد با خوشحالی برای چنین پاداشی زحمت می‌کشند و زندگی شادی را سپری می‌کنند، از خود راضی هستند، مورد ستایش و حسادت دیگران (ἐπαινουμενός) قرار می‌گیرند. δὲ καὶ ζίλουμενός ὑπὸ τῶν ἄλλων)?"
↑شباهت‌های چشمگیری بین این دو متن وجود دارد.کوروش و سقراط در پاسخ به معترضی که سودمندی تحمل داوطلبانه تشنگی، گرسنگی و درد (πόνος) را زیر سوال می‌برد، در حمایت از یک موضع استدلال می‌کنند؛ و مزایای بسیاری که سقراط برای مطیع کردن دشمنان، خب بودن برای دوستان و کشور خود، و مورد ستایش بودن- دقیقاً همان‌ مزایایی هستند که کوروش در نتیجه، از جمله دلایل دیگر، καρτερία (بردباری) خود نیز به دست آورد.

_کوروش (cyr. 1.5.9 ,2.2.24 ,4.2.39 ,8.1.32) و سقراط (men. 4.5.10) «لذت‌های آنی»، یعنی لذت‌های لحظه حال را محکوم می‌کنند. این محکومیتِ لذت‌های آنی، نوعی ضد لذت‌گرایی نیست، زیرا کوروش و سقراط معتقدند که تسلیم نشدن در برابر لذت‌های لحظه‌ای، دسترسی به لذت‌های بزرگ‌ترِ که به تعویق افتاده را تسهیل می‌کند.
_کوروش (cyr 5.1.21) و سقراط (men. 2.2.2,3) معتقدند که ناسپاسی (عدم نشان دادن قدردانی [χάρις] برای منفعتی که دریافت کرده‌ایم) بی‌عدالتی است.
_کوروش (cyr 8.2.2) و سقراط (men. 2.6.35 , 3.11.17) از استعاره شکار استفاده می‌کنند هنگام بحث در مورد چگونگی پیدا کردن دوستان جدید.
_کوروش (cyr. 8.7.13 ) و سقراط (men 2.6.9-10؛ 3.11.11 .men) معتقدند که ما با استفاده از زور دوست پیدا نمی یابیم بلکه با ارائه مزایا با هم دوست می یابیم.

_کوروش (cyr 8.4.36) و سقراط (men 2.6.23) معتقدند که دوستان باید دارایی‌های خود را به اشتراک بگذارند و این اشتراک دارایی‌ها مزایای بسیاری دارد، از جمله ترویج کمک‌های متقابل و از بین بردن فرصت‌های حسادت.
_کوروش (cyr. 8.7.15,17) و سقراط (men. 2.3.18,19) برادران را با احترام به ( دوستی ) که باید در میان آنها رواج داشته باشد و خواست خدایان است، ترغیب می‌کنند. برادرانی که به این ( دوستی ) احترام می‌گذارند، از بسیاری جهات سود می‌برند.
_کوروش (cyr. 2.1.28) و سقراط (men. 2.3.4) مشاهده می‌کنند که حیواناتی که با هم تغذیه شده‌اند، وقتی از هم جدا می‌شوند برای یکدیگر متاسف می‌شوند.
_کوروش (cyr 6.3.25) و سقراط (men. 3.1.7) یک ارتش منظم را با یک خانه ای محکم مقایسه می‌کنند.

_کوروش (cyr. 8.7.17) و سقراط (men. 1.4.9 , 4.3.14) استدلال می‌کنند که روح نامرئی است اما از طریق اعمالش آشکار می‌شود.
_کوروش (8.7.22 .cyr) و سقراط (men 4.3.13) معتقدند که خدایان نظم جهان را از فرسودگی و پیری حفظ می کنند. موضع آنها نه تنها یکسان است بلکه با عبارات یکسانی بیان می‌شود.
_[سقراط] و به‌ویژه آن (خدای صمیمانه) که جهان را هماهنگ و نگه می‌دارد (καὶ ὁ τὸν ὅλον κόσμον συνταττων τε καὶ συνεχων) كه در آن همه چیز عادلانه و خوب است و آنها را همیشه بی نقص و سالم و بی پیر برای استفاده ما عرضه می كند. ἀγήρατον παρέχων) و سریعتر از آنچه تصور می شد به ما خدمت می كند(ἀναμαρτήτως) [...].( men. 4.3.13)
[کوروش] پس حداقل از خدایان، ابدی، بینا، قادر مطلق، که این جهان منظم را یکپارچه، بی‌عیب و نقص، بی‌زمان و خطاناپذیر نگه می‌دارند بترس....»(cyr 8.7.22)



Jacobs.B & Rollinger. R (Ed.)Xenophon's Cyropaedia: Proceedings of a Conference Held at Marburg in Honour of Christopher J. Tuplin, December1-2,( 2017 ). p52_55


@Achaemenid_Heritage
  • 👏 6
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #552 383
تشابه میان کوروش و سقراط در کوروپدیا و خاطرات سقراطی، دو الگوی فلسفیِ گزنفون



این تصور که گزنفون از سقراط و کوروش برای بیان برداشت خود از رهبری استفاده می‌کند و از اولی به عنوان سخنگو و از دومی عمدتاً به عنوان الگو استفاده می‌کند، با این واقعیت تقویت می‌شود که همپوشانی میان سقراط و کوروش محدود به دیدگاه‌های گزنفون در مورد رهبری خوب نیست. اگر بتوان نشان داد که سقراط و کوروش از ایده‌های یکسانی در چندین موضوع که مستقیماً به هنر فرماندهی مربوط نمی‌شوند، متحمل تر خواهد شد که گزنفون از این دو شخصیت به عنوان سخنگوی ایده‌های خود استفاده می‌کند و در واقع، کوروش و سقراط در آثار گزنفون و در طیف بسیار گسترده‌ای از موضوعات، از جمله فضیلت به طور کلی، عدالت، دوستی، لذت، رژیم غذایی، عشق برادرانه، ورزش بدنی و غیره، مواضع یکسانی را ابراز می‌کنند. من نمی‌توانم در چارچوب مطالعه حاضر، تحلیل دقیقی از تمام مسائلی که کوروش و سقراط در مورد آنها کاملاً توافق دارند، ارائه دهم. اما از آنجایی که همپوشانی زیادی وجود دارد، نمی‌تواند صرفاً یک تصادف باشد.. من تحلیل خود را به گزیده‌ای از مهم‌ترین شباهت‌ها در موضوعات مختلف محدود خواهم کرد.

_ کوروش (cyr. 1.5.12) و سقراط (men. 1.3.5) معتقدند که گرسنگی می‌تواند چاشنی یک وعده غذایی باشد، یعنی گرسنگی می‌تواند به طور متناقضی به اندازه غذای اصلی لذت ایجاد کند. این ایده نه تنها بین کوروش و سقراط مشترک است، بلکه تقریباً با عبارات یکسانی نیز بیان می‌شود، گویی گزنفون دقیقاً از طریق دو شخصیت متفاوت یک چیز را بیان می‌کند. لذتِ خوردن از تصفیه شدن غذا ناشی نمی‌شود، بلکه از ارضای یک نیاز، در این مورد گرسنگی ناشی می‌شود: بنابراین خوردن ساده‌ترین غذاها می‌تواند لذت شدیدی را فراهم کند، اگر فقط صبر کنید تا گرسنه شوید.
_ کوروش (cyr. 7.5.81) و سقراط (men. 4.5.9) استدلال می‌کنند که تحمل گرسنگی، تشنگی و خستگی علل واقعی لذتِ خوردن، آشامیدن و خوابیدن هستند.
_ کوروش (cyr. 1.6.17) و سقراط (men. 1.2.4 ,1.3.6) هرگز پرخوری نمی‌کنند و معتقدند که ورزش متعادل بعد از غذا می‌تواند هضم و سلامت را بهبود می بخشد.
_ کوروش (cyr. 1.6.6) و سقراط (men. 1.1.6,9) درخواست موفقیت از خدایان در انجام وظایف و کارهایی که فرد صلاحیت لازم را برای آنها ندارد، نادرست می‌دانند.
_کوروش (cyr. 2.2.12) و سقراط (men.1.7 ) هر دو شیادی (ἀλαζονεία) و شیادان (ἀλαζόνες) را محکوم می‌کنند. شیادی شامل نسبت دادن آگاهانه دانشی به خود است دانشی که فرد می‌داند از آن بی بهره است.
_ کوروش (cyr. 2.2.24) و سقراط (men. 2.1.20) مسیری را که به فضیلت منجر می‌شود، مقایسه می‌کنند به راهی دشوار و پرفراز و نشیب.
_ کوروش (cyr. 1.6.8 , 7.5.74) و سقراط (men. 2.1.20) تلاش (πόνος) را می‌ستایند و تنبلی را نکوهش می‌کنند.

_ کوروش (cyr. 8.1.12 , 8.1.39) و سقراط (men. 1.2.17,18) معتقدند که برای هدایت دیگران به سوی فضیلت، باید خود آن را مجسم کرد.
_ کوروش (cyr. 3.3.39) و سقراط (men. 1.5.6 , 4.4.10) در مورد فضیلت، معتقدند که عمل (ἔργον) برتر از گفتار (λόγος) است: فضیلت مند بودن بهتر از آن است که درباره فضیلت صحبت کنیم.
_ کوروش (cyr. 1.3.17) و سقراط (men. 4.4.11) معتقدند که عدالت در اطلاعت کردن و پیروی از قانون است.

_ وقتی از کوروش پرسیده می‌شود که فایده تحمل گرسنگی، تشنگی و تلاش چیست، او این توجیه را ارائه می‌دهد: «اما اگر کسی سؤالی مانند این (El δέ τις τοιαῦτα ἐννοεῖται) در ذهن خود بچرخاند - اگر هنوز باید گرسنگی و تشنگی، زحمت و مراقبت را تحمل کنیم، چه فایده دنیوی دارد که به هدف جاه طلبی های خود دست یابیم. Ἐπιμελουμενούς - او باید این درس را به دل بپذیرد: چیزهای خوب (τάγαθά) لذت بیشتری را به ارمغان می آورند (μάλλον εὐφραίνει)، به نسبت زحمتی كه فرد از قبل متحمل می شود (μᾶλλον ) برای رسیدن به آنها؛ زیرا رنج و زحمت به چیزهای خوب طعم می‌دهد؛ و هیچ چیز، هر چقدر هم که با شکوه تهیه شده باشد، نمی‌تواند لذت‌بخش باشد، مگر اینکه انسان آن را در زمان نیازش به دست آورد.
ادامه مطلب در پست بعدی↓


@Achaemenid_Heritage
  • 🔥 7
Post #538 499
Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان Balakhvantsev, A. (2023). Achaemenid Imports in the South Urals: Time and Circumstances o f Appearance @Achaemenid_Heritage
🔶استفاده اردشیر اول هخامنشی از نیروهای داهه برای سرکوب شورش مصر

پس از مرگ خشایارشا اول در ژوئن ۴۶۵ ق.م، پسرش اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴ ق.م) بر تخت هخامنشی نشست. با این حال ادعاهایی نیز برای تاج و تخت توسط پسر دیگر خشایارشا، ویشتاسپ، که در رأس ساتراپی باختر(بلخ) قرار داشت مطرح شد. ویشتاسپ شورش کرد و پادشاه تنها با تلاش‌های فراوان موفق به سرکوب شورش شد.

در این دوره، زمانی که دولت پارس به طور جدی تضعیف شده بود، قیامی در مصر رخ داد. ایناروس لیبیایی که در رأس شورشیان قرار داشت و آمیرتئوس سائیتی که با او همکاری می‌کرد، ابتدا بخش غربی دلتا و سپس تمام مصر سفلی را تصرف کردند. هخامنش ساتراپ مصری، پسر داریوش اول برای سرکوب قیام بیرون آمد. با این حال ایناروس موفق شد ارتش ایران را در نبرد پاپرمیس در سال ۴۶۰ ق.م کاملاً شکست دهد و خود هخامنش کشته شد. شورشیان با الهام از موفقیت‌های خود، با آتن که در آن زمان علیه قبرس فعالیت می‌کرد، وارد اتحاد شدند. در سال ۴۵۹ ق.م یک اسکادران آتنی متشکل از دویست کشتی به مصر رسیدند. مصری‌ها و آتنی‌ها پایتخت ساتراپی (ممفیس)را تصرف کردند و محاصره ارگ آن یعنی «قلعه غرب» را آغاز کردند، جایی که بقایای سربازان ایرانی در آن پناه گرفته بودند. قدرت ایناروس حتی به واحه خارگا واقع در جنوب گسترش یافته بود، جایی که «اوستراکونوم دموتیک»، مربوط به سال دوم سلطنت او از آنجا سرچشمه می‌گیرد.

وضعیت مصر برای اردشیر بحرانی شد؛ ایرانیانی که در «قلعه غرب» محبوس شده بودند، نه تنها می‌توانستند قیام را به تنهایی سرکوب کنند، بلکه حتی شورشیان را مجبور به لغو محاصره کردند. پادگان‌های ایرانی مستقر در مصر علیا هیچ اقدامی علیه ایناروس‌ها انجام ندادند و آشکارا از اینکه طعمه‌ی برنده شوند، ابایی نداشتند. در این شرایط، اردشیر تصمیمی گرفت که برخلاف رویه معمول هخامنشیان بود؛ او هیئتی را با مبلغ هنگفتی پول به اسپارت فرستاد تا اتحادیه پلوپونز را به حمله به آتیکا و مجبور کردن آتنی‌ها به ترک مصر ترغیب کند.


این سوال پیش می‌آید که چرا پادشاه به جای تشکیل و اعزام یک ارتش تنبیهی به مصر، به دیپلماسی متوسل شد؟ به نظر می‌رسد که اقدامات او ناشی از پیامدهای قیام در بلخ بوده است. واقعیت این است که امیرگان سکا نیز از ساتراپ بلخ اطاعت می‌کردند. باختری‌ها(بلخیان) و سکاها از بهترین جنگجویان ایرانی محسوب می‌شدند. اما اردشیر جرأت نکرد سرنوشت امپراتوری خود را به دست شورشیان حامی برادرش بسپارد و هنگامی که امیدها برای مداخله اسپارتان از بین رفت و منابع خودش، علیرغم تمام اقدامات انجام شده به وضوح کم بود، پادشاه مجبور شد به کمک داهه‌های اورال جنوبی متوسل شود، که اواخر پاییز و زمستان را در بخش غربی دلتای ساریکامیش آمودریا می‌گذراندند و در اوایل بهار به اردوگاه‌های تابستانی خود در دره اورال در شمال می‌رفتند.

رهبران داهه با دریافت هدایا و وعده قدرت حتی بیشتر موافقت کردند که به پادشاه کمک کنند. دسته‌های عشایری در لشکرکشی تنبیهی ارتش ایران به فرماندهی مگابیخوس در مصر شرکت کردند. در سال ۴۵۶ ق.م، مگابیکسوس ایناروس را شکست داد، شورشیان را به همراه آتنی‌ها مجبور به فرار به جزیره پروسپیتیس در دلتا کرد و پس از محاصره‌ای طولانی در سال ۴۵۴ ق.م، آن را تصرف کرد. بیشتر شورشیان مردند، ایناروس دستگیر و اعدام شد و تنها آمیرتائوس توانست پادشاهی خود را مستقل از ایرانیان در باتلاق‌های بخش غربی دلتا حفظ کند. رهبران داهه به خاطر کمکشان از اردشیر پاداش‌های سخاوتمندانه‌ای دریافت کردند. علاوه بر این، غنیمت های فراوانی به دست جنگجویان عادی افتاد که آثار آن امروز کشف شده است.

Balakhvantsev, A. (2023). Achaemenid Imports in the South Urals: Time and Circumstances o f Appearance.


@Achaemenid_Heritage
  • ❤ 9
  • 👍 4
Post #535 361
Balakhvantsev, A. (2023). Achaemenid Imports in the South Urals: Time and Circumstances o f Appearance

@Achaemenid_Heritage
  • 👍 5
  • ❤ 2
Post #534 492
Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان Photo
نسخه ای "جعلی" از استوانه کوروش بر روی استخوان اسب در چین


دو استخوان فسیل‌شده اسب، که هر کدام در امتداد بدنه با علائم خط میخی اما غیرقابل انکار حک شده‌اند که در سال 1983 در چین مورد توجه رسمی قرار گرفتند و اکنون در موزه کاخ پکن هستند (شکل 10). پس از یک دوره عدم قطعیت در تفسیر آنها، توسط مرحوم پروفسور او. آر. گورنی در آکسفورد مشخص شد که یکی از کتیبه‌ها کپی ناقصی از سطرهای 18 تا 21 استوانه کوروش بوده است. وضعیت این استخوان‌ها از آن زمان تاکنون همچنان مشکل‌ساز بوده است و اکثر محققان آنها را به عنوان جعلی محکوم کرده‌اند. این موضوع در کارگاه آموزشی سال 2010 به تفصیل مورد بحث قرار گرفت و اگرچه در آن زمان نویسنده حاضر استدلال‌هایی را برای دفاع از اینکه آنها چیزی مهم‌تر از جعلیات تمام‌عیار هستند، ارائه داد، اما اکثر شرکت‌کنندگان استخوان‌ها را به عنوان کار یک جاعل مدرن رد کردند.اینکه هر دو قطعاً جعلی هستند، تنها در روز جمعه 30 نوامبر 2012، چهار روز قبل از ارسال جلد فعلی به چاپ، در موزه بریتانیا اثبات شد.



«همانطور که وو یوهونگ به وضوح توضیح داده است، استخوان شمارهٔ ۱ پر از اشتباهات و حذفیات جدی متنی است. این اشتباهات شامل نشانه‌هایی که به اشتباه کپی شده‌اند، کلماتی که در انتهای سطرها شکسته شده‌اند، بخش‌هایی از سطرها در جای اشتباه قرار گرفته‌اند و حذف کامل نشانه‌های بسیار زیاد است. این ویژگی‌ها، به همراه نبود هرگونه مشابهت با کتیبه‌های خط میخی روی استخوان در چین، او را به این جمله وا داشت:
بنابراین، من معتقدم که این کتیبه توسط کسی که یا به نسخه‌ای از استوانه BM [یا] به خود استوانه که در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شده است، دسترسی داشته، کپی شده است. همچنین، اگرچه بسیار بعید است، ممکن است که در اواخر دوران باستان توسط کسی که یک کپی از استوانه کوروش را پیدا کرده و سپس بخشی از متن را کپی کرده است، کپی شده باشد، به چه دلیلی نمی‌توانیم مطمئن باشیم...(وو یوهونگ ۱۹۸۶: ۱۷-۱۸)


که البته در ادامه به این موضوع پرداخته شد ↓ ( برخی استدلالات )
¹←اینکه یک جاهل، استخوان‌ها را با کپی کردن مستقیم از خود استوانه اصلی تولید کرده باشد، قابل رد است، زیرا در موزه بریتانیا مشخص است که این اتفاق هرگز رخ نداده است.

²←نوشته های کپی شده از استوانه کوروش، که به وفور در گردش هستند و استاندارد تکثیر آنها از عالی تا ناخوانا متغیر است، نمی‌توانند الهام‌بخش متون استخوانی باشند.

در صفحات قبلی این کتاب یکی از مشکلات در رد کردن اصالت این متن میخی بر روی استخوان اسب « مطابقت چیدمان سبکی نشانه ها با شکل‌های واقعی نشانه‌هایی که در سایر متون خط میخی یافت میشد » مطرح بود که در ادامه گفته می‌شود: ↓

³←مقایسه‌ی نشانه‌های موجود در متن  Budge's (۱۸۸۴) با نشانه‌های موجود در دو استخوان، شکی باقی نمی‌گذارد که دومی از اولی مشتق شده و به آن وابسته است. به نظر می‌رسد که کسی خطوط چاپ شده را گرفته و طبق چندین فرآیند واضح، درک آنها را به ویژه دشوار کرده است: حذف بسیاری از نشانه‌ها، تقسیم کلمات و غیره، همانطور که در بالا ذکر شد. اگر چنین است، توضیح این نکته مهم است که چگونه استخوان‌ها می‌توانند شامل مطالبی باشند که در صفحه‌ی باج وجود ندارد تنها توضیح قابل قبول این است که Budge's، که در آن زمان دانشجوی مشتاق خط میخی بود، اندکی پس از ورودش به موزه در سال ۱۸۸۳ نسخه کاملی از کتیبه ۴۵ سطری استوانه کوروش را با استفاده از خط میخی قدیمی تهیه کرد. با این حال، در سال ۱۸۸۴ Budge's با ناراحتی از سوی مدیریت موزه از تحقیقات خط میخی که در انحصار محقق ارشد پینچز بود، برحذر داشته شد و از آن به بعد به هیروگلیف‌های مصری پایبند ماند (اسماعیل ۲۰۱۱: ۵۸).تنها می‌توان فرض کرد که هر کسی که دو استخوان را تهیه کرده به نحوی به نسخه کامل استوانه Budge's دسترسی داشته است.
" با وجود بسیاری از ناشناخته‌ها، اکنون ثابت شده است که دو استخوان فسیل شده اسب که از چین بیرون آمدند تا دنیای آشورشناسی را متحیر کنند، بدون شک جعلیات بی‌ارزشی هستند و از این به بعد می‌توان آنها را کاملاً از مطالعات استوانه کوروش کنار گذاشت. "



Finkel .I  .THE KING OF PERSIA'S PROCLAMATION FROM ANCIENT BABYLON THE CYRUS CYLINDER (2013). p26,30,31,33,34


@Achaemenid_Heritage
  • ❤ 8
  • 👍 2
  • 👌 2
Older posts →

About this channel

How can I read @achaemenid_heritage without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان have?
Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان (@achaemenid_heritage) has 585 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Achaemenid Heritage | میراث هخامنشیان know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →