بیماری وارونه شدن حقایق!
نوشته: عبدالخالق احسان
زندگی انسان زمانی به تعادل و توازن واقعی میرسد که مطابق دستورات و هدایات آفریدگارش عمل نماید، هرگاه ازین هدایات سازنده سرپیچی نماید، تعادل او برهم خورده و حقایق را وارونه میبیند، و توان تفکیک بین خوب و بد، حق و باطل و زیبایی و پلشتی را از دست میدهد.
آثار این حقیقت را به چشم سر مشاهده نموده و به صورت واضح لمس میکنیم که چگونه آدمهای درنده خوی و شیطان صفت را خوب و شایسته معرفی نموده و انسانهای پاک طنیت و نیک را بد و خرابکار معرفی میکنند. چگونه گروهها و نظامها و سازمانهای ویرانگر را ناجی بشر دانسته و حرکتها و جریانهایی را که خواهان سعادت و خوشبختی بشر اند، زشت و تخریب کننده معرفی مینمایند.
علت این تصورات و توهمهای وارونهای، انحراف انسانها از مسیر حقیقتی است که آفریدگار هستی تعیین نموده، اگر قضاوتها، موقفگیریها، تصمیمگیریها و دستورات و منهیات ما از منبع زلال وحی سرچشمه گیرد، حقایق را وارونه ندیده و هر چیز را به جای مناسب آن قرار میدهیم و عکس آن نیز صادق است که اگر از سرچشمهی زلال وحی دور باشیم، خواهشات نفسانی و تعصبات ناروا بر ما مسلط شده و همه چیز را از دست ما میرباید و زندگی ما را به گند کشانده و حلال و مفید را حرام و مضر تصور نموده و حرام و مضر را حلال و مفید گمان میکنیم.
شهید سید قطب رحمه الله در تفسیر این سخن منافقان: ( قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ) میگفتند: ما اصلاح گرانی بيش نيستيم. گفتار زیبایی دارد و می.گوید: « کسانی که به بدترين وجه فساد مىکنند و زشتترين اعمال را انجام میدهند، و در عين حال میگويند: ما اصلاحگرانيم، بدون گمان در هر عصر و زمانی فراوانند. اين چنين میگويند، زيرا مقياس ارزشهایي که دارند خراب شده است و ترازوی سنجش کردار و گفتارشان اختلال پذيرفته است. معلوم است هنگامی که ترازوی سنجش اخلاص و پاکی، در نفس آدمی تباهی گيرند، همهی مقياسها و ارزشها در هم فرو میريزد و تباهی میگیرد.
اصلاً کسانی که دل به خدا نمیدهند و از درون با خدا يک رنگ و مخلص نمیباشند، مشکل است که به فساد و زشتی اعمال خويش پی ببرند. زيرا ترازوی سنجش خير و شر و صلاح و فساد در پيش آنان، به همراه هوی و هوس و برابر ميل و آرزوى ايشان در نوسان است و به اين سو و آن سو در جولاناند و شاهين آن با دست خواستهها و تمايلات ايشان، بالا و پایين میافتد. ديگر از قاعده و قانون خدا فرمان نمىبرند بلکه بنده و فرمانبردار شهوات و خواستههای دلاند ». تفسير فی ظلال ترجمه فارسي (1/ 89).
بنابرین، برای این که از سردرگمی نجات پیدا کرده و حقایق را به صورت واقعی آن درک نماییم و باطل را نیز به خوبی شناسایی کنیم، بایسته است که خود را به سرچشمهی حقیقت برسانیم و از آنجا الهام بگیریم و به اساس معیارهای ارزشمند آن، امور زندگی خود و تعامل با دیگران را سر و سامان بدهیم.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
Post #5397
252