TGViewer
Channel Public Channel
"دچار(ا.منتظرقائم)"

"دچار(ا.منتظرقائم)"

@a_montazerghaem

در آغاز کلمه بود
و کلمه خدا بود...
"یوحنا"

اشعار ا.منتظرقائم

@Ah_montazerghaem
Subscribers
272
Photos
17
Videos
8
Links
16
Recent Posts 20 shown
Post #286 55
تاوان برگ‌های رها را
این پیربادِ باغِ هیاهو
هر فصل روی شانه‌ کشیده
،،
آه ای خدای خسته‌ی پاییز
گویا خبر نداری از اشکِ
زردانه‌های تازه رسیده
،،،،
خش‌خش‌خشانه‌ آمده‌ای تا
قربانی جدید بگیری
از باغ‌بان بی سر و پایی
هربار تشنه بودی و از من
خون گلی مطالبه کردی
"ای خونِ بی‌گناه‌ چشیده"
‌....
Post #284 109
...
در افق‌های سرزده از خون
روی آن پهنه‌های حاصل‌خیز
دسته‌دسته جوانه افتاده
ساقه‌ها قد نمی‌کشند چرا
چند قرن است پشت این سرخی
چشم امیدمان سفید شده است
...
خاطرات خدا شهید شده است...
،،
Post #283 160

Forwarded from رحیم رسولی

لطفاً انتظار ایماژ
تصاویر زیبا
و آرایه های ادبی نداشته باشید
شعر به چهره پلید مرگ نمی آید.

داستان همین قدر ساده است؛
تلفنم زنگ خورد
یک نفر گرفته گفت؛
پسر عموی امید...
و قطع کرد.

کارگر که باشی می افتی
از فرم
از چشم
از دهان
از ساختمان
حتی اگر
پسر عموی  امید  باشی .

جبار احمدی
Post #282 208
یادت نرود مرا بچینی...
باشد؟

استاد عباس‌زاده
Post #281 180
...از پیغمبرانم رشک نیست که ایشان هم لحد ، هم صراط هم قیامت در پیش است . و جمله با کوتاه‌دستی نفسی‌نفسی خواهند گفت .
و از فرشتگان رشک نیست که خوف ایشان زیادت از خوف بنی آدم است ، و ایشان را درد بنی آدم نیست ، و هرکه را این درد نبود من آن نخواهم .
لکن از آن کس رشک است که هرگز از مادر نزاد و نخواهد زاد...


ذکر فضیل عیاض
Post #280 215
"دچار"
ما از این دست‌های آلوده
جان سالم اگر به در ببریم
می‌توانیم از رها بودن
ذره‌ای سهم بیش‌تر ببریم
،
می‌توانیم با پرستو‌ها
باز سوی ترانه برگردیم
می‌توانیم آسمانی را
به ملاقات بال و پر ببریم
،
یا برقصیم در غبار افق
تا که خورشید را نجات دهیم
یا غروب غریبه‌ی خود را
به لب مرز "دردسر" ببریم
،
آه ، ای دست‌های آلوده
بفشارید بازهم ما را
تا که آوازه‌خوان خون بشویم
تا به بی‌نالگان خبر ببریم
،
روی قانون‌تان نوشته شده
حکم بر چند برهه‌ی خفگی
روی ایمان‌مان نوشته شده
که فقط دست در خطر ببریم
،
ته این قصه "باختن" ، شاید
قسمت هرکداممان باشد
بغضمان دائمی ، اگر "ببرید"
رنج‌تان دائمی ، اگر "ببریم"
،
قصد کردیم نذر خود باشیم
تا میان دو وادی قدسی
"یا شجاعانه سر بلند کنیم"
"یا به چوبی بلند ، سر ببریم"

#امیرحسین_منتظرقائم
#دچار
https://www.instagram.com/reel/DUGoii6CsBj/?stkn=MWRpenBiNndzYmQwbQ==
Post #279 161
...چه انتقامی خواهیم گرفت
آن‌روز که با فتحی خونین
ما نیز بتوانیم
استبدادمان را برقرار کنیم
استبداد عدالت‌مان را...

خانواده تیبو
Post #278 227
"دچار(ا.منتظرقائم)" -روایت- روی یک تکه کاغذ غم‌گین... گوشه‌ای لاله لاله روی زمین با صراحت نوشته بودی که: خسته‌ام از تو از خودم ، از این‌.. سرنوشت پلشت بی‌تغییر از هجوم همیشه به پایین از تویی که شکست پشت زمان از منی که همیشه خورد زمین با صراحت نوشته بودی که ((من ، منم زهرمار…
شاید اقتباسی از "نازنین" اثر داستایفسکی
Post #277 250
قدح‌های شخصی آتش من هنوز هم سردی؟ هیچ راهی نبود برگردی؟ #امیرحسین_منتظرقائم
-روایت-

روی یک تکه کاغذ غم‌گین...
گوشه‌ای لاله لاله روی زمین
با صراحت نوشته بودی که:
خسته‌ام از تو از خودم ، از این‌..
سرنوشت پلشت بی‌تغییر
از هجوم همیشه به پایین
از تویی که شکست پشت زمان
از منی که همیشه خورد زمین
با صراحت نوشته بودی که
((من ، منم زهرمار تو، "شیرین"

هیچ راهی نبود برگردم
آخر قصه... خودکشی کردم))


آخر قصه‌...این چه کاری بود؟
این چه قولی و چه قراری بود؟
رفتی و از "تو" منفکم کردی؟
توِ خودخواه ، بی‌خودم کردی؟
تا معمای نیستن باشی
دلت آمد ، بدون من باشی؟
از نبودت گذشته یک ساعت
آه از این گذشت یک‌ساعت
خالی از خاطرات گم‌شده‌ام
تکه‌ای از توام که منجمدم

آتش من هنوز هم سردی؟
هیچ راهی نبود برگردی؟


اول قصه...ساعت شش عصر
چشم‌هایم دو قهوه‌ات راخورد
و نمی‌دانم آن دو شعله‌ی تلخ
بودنم را کجا کجاها برد
دست‌هایت چقدر جاذبه داشت
نبض‌های مرا گرفت و شمرد
دسته دسته ترانه در تو شکفت
مرثیه مرثیه درونم مرد
بافتم هستی جدیدی ، تا..
چشم‌هایم گره به چشم تو خورد

اول قصه من ، نگاه ، نگاه
بوسه ، لبخند ، شوق ، عاطفه ، آه


اول قصه...زندگی بود و
شوق شب‌های اشتیاقانه
من و تو غرق بی‌خودی بودیم
دو خمارانه و دو مستانه
پیله پیله به‌دور هم گشتیم
ساختیم از ترانه ، پروانه
با خیابان چقدر رقصیدیم
دست در دست هم شکوفیدیم
بودنم رنگ بودنت می‌داد
تن ، تنم بوی تن ، تنت می‌داد

گفته بودی: همیشگی منی
قصه‌ی ناب زندگی منی!


#امیرحسین_منتظرقائم
Post #273 183
در خیالم گلوله می‌کارند...
روی خاکم گلاب می‌پاشند...
Post #271 202

Forwarded from زیر انگشت‌های تشریح

در من دو خالی متقابل، دو صندلی‌
از انتظار ممتد من رنج می‌برند
شاید "مرا به یاد نداری" مقابلِ
"شاید مرا به یادبیاری" نشسته است

از کتاب
#به_دختران_تعلق
#رحمت_رسولی_مقدم

🆔️ @rasooli_moghaddam
Post #270 198
خوابیده‌ام دوباره در آغوش کوچکم
خون از گلوی خاطره‌های تو می‌مکم
با حجمی از خیال تو می‌خوانم از سکوت
با لهجه‌ای عمیق به گوش عروسکم
این لحظه‌ها به فکر خدایی غریبه‌ام
از بس بی‌انتهایم و تنهایم و تکم
زل می‌زنم به سقف ، که خوابم بیاید و
زل می‌زند به من ، همه‌جای اتاقکم...

با نبض‌های خالی و با خاطری کبود
می‌خواستم بخوابم و دست خودم نبود...
Post #268 246
مهتابِ گرفته و نتابیده ، شده
هم‌رنگ ستاره‌های نادیده‌شده
با عریانی از آسمان می‌پرسد...
پیراهن آبیِ تو دزدیده شده؟

#امیرحسین_منتظرقائم
Post #267
"دچار(ا.منتظرقائم)" pinned «"دچار" بی‌عرض احترام و سلام و ارادتی می‌خوانمت به خوانش شعری خجالتی ، می‌خوانمت به روزنه‌های خیالی‌ام تا هم‌‌جهان من بشوی ، پنج‌ساعتی ، -تا پنج را در آینه‌ها سرنگون کنیم تا سلطنت کنیم -من و تو- دو پاپتی ، تا بوسه‌ی مرا به تنت مبتلا کنی تا از نوازش تو بگیرم…»
Post #265 274
"دچار"

بی‌عرض احترام و سلام و ارادتی
می‌خوانمت به خوانش شعری خجالتی
،
می‌خوانمت به روزنه‌های خیالی‌ام
تا هم‌‌جهان من بشوی ، پنج‌ساعتی
،
-تا پنج را در آینه‌ها سرنگون کنیم
تا سلطنت کنیم -من و تو- دو پاپتی
،
تا بوسه‌ی مرا به تنت مبتلا کنی
تا از نوازش تو بگیرم جراحتی
،
زخم‌‌زبان بریز به پهلوی قرمزم
تا از بهشت داشته باشم علامتی-
،
با خود برقص تا بزنم با خودم به خود
با چند استکان شکسته ، سلامتی...
،
تنها سلامتی سه کس ، -تو وَ تو و تو-
بی مبدایی و بی‌خودی و بی‌نهایتی
،
دندان بکش به رگ‌به‌رگم تا بنوشی از
اکسیر جاودانگی بی‌اصالتی
،
من انجماد صامت چندین هزار بغض
تو خنده‌ی سی و دو جنون حرارتی
،
من گوشه‌ای نفس‌ به نفس مرگ می‌چشم
تو گوشه‌ای نظاره‌گری آه...راحتی؟
،
بی‌عرض احترام و سلام و ارادتی
((از شاعری که سخت درون پرانتز است))
می‌خوانمت به خوانش شعری خجالتی

#امیرحسین_منتظرقائم
#دچار

*پاپتی:پابرهنه
https://www.instagram.com/reel/DcMOtboq_Mi/?igsh=M3Q4cG5ydGhwZXN2
Post #262 296
"دچار(ا.منتظرقائم)" -غزل- سینه‌ام آه می‌کشد اما در نگاه پر از حرارت من سایه‌ام رد دود می‌بیند ،،، سایه‌ام خیره‌است ، در چشمم پشت این جاده‌ی غبارآلود یک منِ بی‌وجود می‌بیند ، غرق در لایه‌های گم‌شدگی زیر این تیربرق بی‌ضربان چند رویای خسته می‌بینم سینه‌ام آه می‌کشد اما سایه‌ی من…
بودنم؟یا نبودنم؟گاهی
نه دلیلی برای این دارم
و نه میلی برای آن دارم...
Older posts →

About this channel

How can I read @a_montazerghaem without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for "دچار(ا.منتظرقائم)": recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does "دچار(ا.منتظرقائم)" have?
"دچار(ا.منتظرقائم)" (@a_montazerghaem) has 272 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does "دچار(ا.منتظرقائم)" know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →