🖼پوستر
قسمت قبلی⏮ | ⏭قسمت بعدی
💭از ورود نخستین صلیبیون به سرزمینهای بیزانس تا شورش و کشتار در سملین؛ نخستین موج صلیبیون خیلی زود نشان داد که این سفر مذهبی، قرار نیست بدون خون و آشوب پیش برود.
❈ ورود نخستین صلیبیون به خاک بیزانس#جنگ_صلیبی
✢ صلیبیون پس از عبور از رود ساو، از طریق بلگراد وارد قلمرو امپراتوری بیزانس شدند. فرمانده نظامی شهر که کاملاً غافلگیر شده بود، هیچ دستوری درباره نحوه برخورد با این گروه دریافت نکرده بود. بنابراین پیکی سوار بر اسب به نیش، مرکز حکومت ایالت بلغارستان، فرستاد و ورود والتر را اطلاع داد.
✢ فرماندار نیش، نیستاس، نیز دستور مشخصی از قسطنطنیه نداشت. او هم بلافاصله پیکی به پایتخت فرستاد تا امپراتور را در جریان بگذارد و کسب تکلیف کند.
✢ در همین فاصله، والتر از فرماندار بلگراد برای سربازانش خواربار خواست؛ اما هنوز زمان جمعآوری محصول نرسیده بود و پادگان نیز ذخیره کافی نداشت. در نتیجه، والتر و افرادش شروع به غارت روستاهای اطراف کردند.
✢ اوضاع پس از حادثهای در سملین وخیمتر شد. شانزده تن از صلیبیون که هنگام عبور از رودخانه از همراهانشان جدا شده بودند، در بازار شهر دست به سرقت زدند؛ اما مردم آنها را دستگیر کردند، سلاح و لباسشان را گرفتند و برای عبرت دیگران از دیوار شهر آویختند. سپس آنها را برهنه به بلگراد فرستادند.
✢ این اقدام باعث شد فرماندار بلگراد دست به اسلحه ببرد. در نبردی که درگرفت، شمار زیادی از افراد والتر کشته شدند و گروهی دیگر نیز در یک کلیسا زنده در آتش سوختند.
❈ حرکت والتر به سوی قسطنطنیه
✢ والتر سرانجام حرکت خود را از سر گرفت و به سوی نیش رفت. فرماندار نیش برخلاف فرماندار بلگراد، او را به گرمی پذیرفت، آذوقه مورد نیاز سربازانش را فراهم کرد و تا رسیدن دستور از پایتخت، صلیبیون را نزد خود نگه داشت.
✢ آلکسیوس تصور میکرد صلیبیون پیش از عید عروج مریم، یعنی ۱۵ اوت، به این زودیها به قلمرو بیزانس نخواهند رسید؛ اما با دریافت اخبار جدید، مجبور شد هرچه سریعتر خود را برای ورود آنان آماده کند.
✢ از نیستاس خواسته شد والتر و همراهانش را با گروهی سرباز مسلح به سوی قسطنطنیه بفرستد. والتر با همراهی نیروهای بیزانسی به حرکت ادامه داد و در اوایل ژوئیه به فیلیپوپولیس رسید. در میانه همان ماه نیز وارد قسطنطنیه شد.
✢ احتمالاً نیستاس از والتر شنیده بود که پطر زاهد با لشکری بسیار بزرگتر در راه است. ازاینرو برای دیدار او به بلگراد رفت و با فرماندار مجارستانی سملین نیز تماس برقرار کرد.
❈ لشکر پطر زاهد
✢ پطر تقریباً در هشتم آوریل کولونی را ترک کرده بود. در ابتدا آلمانیها سخنان او را جدی نمیگرفتند و به او میخندیدند، اما طولی نکشید که هزاران نفر به پیروانش پیوستند و شمار لشکر او به حدود بیست هزار زن و مرد رسید.
✢ گروه دیگری از آلمانیها نیز که تحت تأثیر شور و هیجان پطر قرار گرفته بودند، تصمیم گرفتند مدتی بعد به رهبری گونجاگ و امیش، کنت لیزینگن، حرکت کنند.
✢ پطر از کولونی مسیر معمولی را در امتداد رودهای راین، نکار و دانوب سفلی در پیش گرفت. هنگام رسیدن به دانوب، گروهی از همراهانش با قایق مسیر رودخانه را ادامه دادند؛ اما خود پطر همراه بخش عمده سپاه از مسیر جنوب دریاچه فرتو حرکت کرد و در اثدنبرگ وارد خاک مجارستان شد.
✢ پطر سوار بر الاغ بود و شوالیههای آلمانی با اسب حرکت میکردند. ذخایر لشکر و صندوقهای پولی که پطر فراهم کرده بود نیز با عرابهها حمل میشد؛ اما بیشتر صلیبیون مرکبی نداشتند و پیاده حرکت میکردند. در جادههای مناسب، روزانه تا حدود ۲۵ میل پیش میرفتند.
✢ سلطان کولومان، همانند والتر، نمایندگان پطر را با روی خوش پذیرفت؛ اما هشدار داد که دزدی و هرگونه رفتار خلاف نظم را بدون مجازات نخواهد گذاشت.
✢ صلیبیون در اواخر ماه مه و اوایل ژوئن بهآرامی از مجارستان عبور کردند. گروهی که از مسیر رودخانه آمده بودند نیز در محلی، احتمالاً نزدیک کارلوسی، دوباره به سپاه اصلی پیوستند. سرانجام لشکر در ۲۰ ژوئن به سملین رسید.
❈ آغاز درگیری در سملین
✢ ورود سپاه بزرگ پطر به سملین، بهدلیل سختگیری مقامات محلی و بدگمانی صلیبیون، به درگیری انجامید. اختلافی بر سر یک جفت کفش سرانجام به نبردی خونین کشیده شد.
✢ یاران پطر به رهبری جفری بورل به شهر یورش بردند؛ حدود ۴ هزار مجار کشته شدند و صلیبیون پس از غارت شهر، برای فرار از انتقام شاه مجارستان از رود ساو گذشتند.
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭