🖼تصویر
#روایت_تاریخ
📌 در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، بیش از سه میلیون سرباز آلمانی و نیروهای متحد آلمان از مرزهای شوروی عبور کردند. این عملیات که «بارباروسا» (𝐎𝐩𝐞𝐫𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐁𝐚𝐫𝐛𝐚𝐫𝐨𝐬𝐬𝐚) نام گرفت، یکی از بزرگترین عملیاتهای نظامی تاریخ بود؛ اما چرا هیتلر تصمیم گرفت به کشوری حمله کند که در آن زمان با آلمان پیمان عدم تعرض داشت؟
❈ پاسخ را نمیتوان تنها در مسائل نظامی جستوجو کرد. هیتلر از همان سالهای نخست فعالیت سیاسی خود، اتحاد شوروی و کمونیسم را یکی از دشمنان اصلی آلمان میدانست. در نگاه او، سرزمینهای وسیع شرق اروپا میتوانستند «فضای حیاتی» (𝐋𝐞𝐛𝐞𝐧𝐬𝐫𝐚𝐮𝐦) مورد نیاز آلمان را فراهم کنند؛ سرزمینهایی که از نظر منابع طبیعی، زمینهای کشاورزی و نیروی انسانی برای برنامههای او اهمیت زیادی داشتند.#هیتلر #شوروی #تاریخ_جهان
❈اما ماجرا از اینجا پیچیدهتر بود. در اوت ۱۹۳۹، آلمان نازی و اتحاد شوروی پیمان عدم تعرض مولوتوف–ریبنتروپ را امضا کردند. دو کشور حتی در یک توافق محرمانه، حوزههای نفوذ خود در بخشهایی از اروپای شرقی را مشخص کردند. اندکی بعد، آلمان به لهستان حمله کرد و جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد؛ شوروی نیز از شرق وارد لهستان شد.
❈این همکاری اما از ابتدا بیشتر یک توافق موقت و مصلحتی بود تا دوستی واقعی. هیتلر میدانست که درگیری با شوروی دیر یا زود رخ خواهد داد و استالین نیز به آلمان اعتماد نداشت. هر دو طرف در واقع از پیمان برای خریدن زمان استفاده میکردند.
❈پس از شکست فرانسه در سال ۱۹۴۰، هیتلر به این نتیجه رسید که موقعیت آلمان در اروپا بسیار قدرتمند شده است. بریتانیا همچنان به جنگ ادامه میداد، اما هیتلر تصور میکرد اگر شوروی را نیز در مدت کوتاهی شکست دهد، بریتانیا امید خود به ادامه جنگ را از دست خواهد داد.
❈از طرف دیگر، منابع اقتصادی شوروی وسوسه بزرگی برای آلمان بود. نفت قفقاز، غلات اوکراین و دیگر منابع طبیعی شرق اروپا میتوانستند برای ادامه جنگ اهمیت فراوانی داشته باشند. بنابراین حمله به شوروی برای هیتلر تنها یک عملیات نظامی نبود؛ ترکیبی از اهداف ایدئولوژیک، اقتصادی و ژئوپلیتیکی بود.
❈در ۱۸ دسامبر ۱۹۴۰، هیتلر دستور شماره ۲۱ را امضا کرد و طرح حمله به شوروی رسماً وارد مرحله عملیاتی شد. نام این عملیات «بارباروسا» بود؛ نامی برگرفته از فریدریش بارباروسا، امپراتور قرون وسطای امپراتوری مقدس روم.
❈آلمان برای این حمله نیروی عظیمی فراهم کرد. ارتش آلمان به همراه نیروهایی از رومانی، فنلاند و دیگر متحدانش در جبهه شرقی وارد نبرد شدند. هدف، شکست سریع ارتش سرخ و نابودی توان نظامی شوروی پیش از آن بود که این کشور بتواند از عمق سرزمینی و ظرفیت صنعتی خود استفاده کند.
❈در هفتههای نخست، پیشروی آلمان خیرهکننده بود. ارتش سرخ متحمل تلفات سنگینی شد و نیروهای آلمانی مناطق وسیعی را تصرف کردند. تعداد زیادی از سربازان شوروی به اسارت درآمدند و به نظر میرسید پیشبینی هیتلر درباره یک پیروزی سریع ممکن است درست از آب دربیاید.
❈اما یک مشکل اساسی وجود داشت: شوروی فرانسه نبود.
❈وسعت سرزمین شوروی، فاصله زیاد مراکز صنعتی و جمعیتی، مشکلات تدارکاتی و مقاومت شدید ارتش سرخ، برنامه جنگ سریع آلمان را با مشکل مواجه کرد. هرچه نیروهای آلمانی بیشتر به سمت شرق پیش میرفتند، خطوط تدارکاتی آنها نیز طولانیتر میشد.
❈در نهایت، نبرد به اطراف مسکو رسید؛ اما آلمان نتوانست آن پیروزی سریع و نهایی را که هیتلر انتظار داشت به دست آورد. با فرا رسیدن زمستان ۱۹۴۱، ارتش آلمان با مقاومت شدید شوروی و مشکلات جدی در تأمین نیرو و تجهیزات مواجه شد.
❈شکست بارباروسا به این معنا نبود که آلمان بلافاصله جنگ را باخت؛ اما یکی از مهمترین محاسبات استراتژیک هیتلر را برهم زد. جنگی که قرار بود در مدت کوتاهی پایان یابد، به یک نبرد فرسایشی عظیم تبدیل شد؛ نبردی که آلمان از نظر منابع انسانی و صنعتی، توان ادامه نامحدود آن را نداشت.
❈جالب اینکه هیتلر در تصمیم خود برای حمله به شوروی، تنها به قدرت ارتش آلمان تکیه نکرده بود؛ بلکه در محاسباتش، میزان توانایی شوروی برای جذب ضربات اولیه و ادامه جنگ را نیز دستکم گرفته بود. همین اشتباه، جنگ در جبهه شرقی را به یکی از خونینترین عرصههای جنگ جهانی دوم تبدیل کرد.
❈بارباروسا نشان داد که پیروزی در نبردهای اولیه، لزوماً به معنای پیروزی در جنگ نیست. هیتلر تصور میکرد شوروی را در چند ماه شکست میدهد، اما جبهه شرقی به میدان اصلی شکست نهایی آلمان نازی تبدیل شد.
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭