مغالطهٔ ۱۲
مغالطه قیاس معالفارق
False Analogy
یعنی دو چیز را به دلیل داشتن یک یا چند شباهت، در جنبهای که برای نتیجهگیری مهم است هم مشابه فرض کنیم؛ در حالی که آن شباهت ارتباط کافی با نتیجه ندارد.
مثال ۱
«مغز انسان مثل یک کامپیوتر است؛ کامپیوتر وقتی خراب میشود قطعهاش را عوض میکنیم، پس برای درمان مشکلات مغزی هم باید بخش آسیبدیدهٔ مغز را مثل یک قطعه تعویض کنیم.»
شباهت «پردازش اطلاعات» ممکن است مفید باشد، اما از این شباهت نمیتوان نتیجه گرفت که مغز و کامپیوتر از نظر ساختار، عملکرد و شیوهٔ تعمیر یکساناند.
مثال ۲
«دوستم با درس خواندن شب امتحان همیشه نمرهٔ خوبی میگیره؛ پس من هم اگر شب امتحان درس بخونم، حتماً نمرهٔ خوبی میگیرم.»
اینجا فقط یک شباهت وجود دارد: هر دو نفر دانشآموز هستیم. اما عوامل مهم دیگری مثل میزان دانش قبلی، سختی امتحان، مقدار مطالعه و توانایی یادگیری متفاوتاند.
بنابراین نمیتوان صرفاً از تجربهٔ یک نفر، نتیجهای قطعی دربارهٔ نفر دیگر گرفت.
🔎 چطور تشخیص بدهیم؟
بپرسیم:
«آیا شباهتی که به آن استناد شده، واقعاً با نتیجهای که گرفته میشود ارتباط دارد؟»
یا
«آیا این دو مورد، در جنبههایی که برای نتیجه مهماند، واقعاً به اندازهٔ کافی شبیهاند؟»
💡 جملهٔ کلیدی:
هر شباهتی، دلیلِ شباهت در نتیجهگیری نیست.
مغالطه حمله به شخص
مغالطه نمونهی خودخواسته
مغالطه پهلوانپنبه
مغالطه توسل به اکثریت
مغالطه توسل به ترحم
مغالطه توسل به جهل
مغالطه دوگانهٔ کاذب
مغالطه تعمیم شتابزده
مغالطه علت دانستن امر مقدم
مغالطه توسل به مرجعیت
مغالطه شیب لغزنده
#مغالطات
@zehnnaghad
Post #17784
78