مغالطه ۱
مغالطهٔ «حمله به شخص» (Ad Hominem)
این مغالطه زمانی رخ میدهد که به جای پاسخ دادن به استدلال یک فرد، به شخصیت، گذشته، ظاهر یا ویژگیهای او حمله میکنند.
فرم کلی:
«چون گوینده فلان ویژگی را دارد، پس حرفش نادرست است.»
در حالی که درست یا نادرست بودن یک ادعا باید با شواهد و استدلال سنجیده شود، نه با ویژگیهای گوینده.
مثال :
علی: «مصرف زیاد نوشابه برای سلامتی مضر است.»
رضا: «خودت اضافهوزن داری؛ پس حرفت ارزشی ندارد.»
اشتباه کجاست؟
این پاسخ به شواهد دربارهٔ نوشابه نمیپردازد، بلکه به خودِ علی حمله میکند.
مثال :
یک دانشمند دربارهٔ تغییرات اقلیمی مقالهای منتشر میکند.
کسی میگوید: «او قبلاً در یک شرکت نفتی کار کرده، پس تحقیقاتش حتماً غلط است.»
این هم حمله به شخص است؛
اگر پژوهش ایرادی دارد، باید با نقد روش تحقیق یا دادهها نشان داده شود، نه صرفاً با اشاره به سابقهٔ شغلی نویسنده.
چگونه گرفتار این مغالطه نشویم؟
از خودت بپرس:
آیا دارم ادعا را نقد میکنم یا شخص را؟
اگر همین استدلال را فرد دیگری مطرح میکرد، باز هم آن را رد میکردم؟
♦️نکته: گاهی ویژگیهای گوینده میتواند در سنجش اعتبار یا تعارض منافع مهم باشد، اما بهتنهایی ثابت نمیکند که ادعای او درست یا غلط است. برای رد یا پذیرش یک ادعا، همچنان به شواهد نیاز داریم.
#مغالطات
@zehnnaghad
Post #17702
104
- 👍 3