TGViewer
Channel Public Channel
شعرینه/ لی دا

شعرینه/ لی دا

@zahrasafari_li

لینک ناشناس
https://t.me/BitChatsBot?start=sec-dibhjhgfj
Subscribers
236
Photos
157
Videos
88
Links
25
Recent Posts 20 shown
Post #988 225
که صف کشیده کنارم، غم و جنون جوانم
برای عشق عزیزم نماز مرده بخوانم

سر مزار می‌آیم دقیقه‌‌ی گلِ ختمی
دقیقه‌ی شبِ خونی که مرده‌ام به‌گمانم

صدای پای تو آمد، از آن سویِ درِ قلبم
مراقبم زنِ سرکش به‌پا که شد، بنشانم

کتاب رد شده‌ از تو، کنار واژه تو بودی
رسوخ کرده‌ای اما به دست‌ها و دهانم

تو مرده بودی و دریا، نهنگ پس‌زده‌ای بود
در امتداد صدف‌ها درون مردمکانم

_چه کارهای زیادی هوار شد سَرَم امروز
تمام خاطره‌ها را به پشت در بتکانم

و بعد گیس سیاهم_قرار هر شبِ زخمی‌ت_
برای سَر زدن او را به مسلخش بکشانم

سطوح کالبدم را به ناخنی بشکافم
پریچه‌های تنم را از آتشم برهانم

گمم در این‌همه آدم گمم در این‌همه اندوه
و می‌روم که بفهمم، که من کجای جهانم؟

#زهرا_صفری


برای این گل قرمز
نماز مرده بخوانید
مرا شمرده بخوانید

#حسین_صفا
@zahrasafari_li
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #987 41
🤍
در جواب دوستی ک برام نوشت:
خوشبحالت از شعرات معلومه
چقدر در عشق کامیابی

@zahrasafari_li
  • ❤ 1
  • 💔 1
Post #986 138
هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «هم‌چنین»
هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «هم‌چنین»

هر کِی پری طلب کند، چهرهٔ خود بدو نما
هر کِی ز مُشک دم زند، زلف گشا که «هم‌چنین»

هر کِی بگویدت «ز مه، ابر چگونه وا شود؟»
بازگشا، گره‌گره، بند قبا که «هم‌چنین»

گر ز مسیح پرسدت «مرده چگونه زنده کرد؟»
بوسه بده به پیش او، بر لب ما که «هم‌چنین»

هر کِی بگویدت «بگو، کشتهٔ عشق چون بود؟»
عرضه بده به پیش او، جان مرا که «هم‌چنین»

هر کِی ز روی مرحمت، از قد من بپرسدت
ابروی خویش عرضه ده، گشته دو تا، که «هم‌چنین»

جان ز بدن جدا شود، باز درآید اندرون
هین بنما به منکران، خانه درآ، که «هم‌چنین»

هر طرفی که بشنوی، نالهٔ عاشقانه‌ای
قصهٔ ماست آن همه، حق خدا که هم‌چنین

خانهٔ هر فرشته‌ام، سینه کبود گشته‌ام
چشم برآر و خوش نگر، سوی سما که هم‌چنین

سِرِّ وصالِ دوست را، جز به صبا نگفته‌ام
تا به صفای سِرِّ خود، گفت صبا که «هم‌چنین»

کوری آنک گوید او، «بنده به حق کجا رسد؟»
در کف هر یکی بنِه، شمع صفا که «هم‌چنین»

گفتم «بوی یوسفی، شهر به شهر کی رود؟»
بوی حق از جهان هو، داد هوا که «هم‌چنین»

گفتم «بوی یوسفی، چشم چگونه وا دهد؟»
چشم مرا نسیم تو، داد ضیا که «هم‌چنین»

از تبریز، شمس دین، بوک مگر کَرَم کُند
وز سَرِ لطف برزند، سَر ز وفا که «هم‌چنین»

#مولانا_جان❤️
@zahrasafari_li
  • ❤ 2
  • 👍 1
  • 🥰 1
Post #983 208
"و چون کسی را به تو میلی بُوَد ولیکن تو از او همه رنج ببینی، تو را از دوستی او چه سود_ که در حقِّ تو دشمن است."

#عین‌القضات_همدانی
@ZahraSafari_li
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #982 59
لحظاتی با خودم فکر کردم چرا #پاییز فصلِ مورد علاقهٔ من است.
بعد به این نتیجه رسیدم که چون در این فصل متولد شده‌ام، لابد حسِ قرابتی که با آن دارم، دلیلِ این دوست‌داشتن است.

#زهرا_صفری
@ZahraSafari_li
  • ❤ 2
Post #981 57
"آگاهی"
برای این است که انسان رنج بکشد


#زهرا_صفری
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #980 495
#شعر_تازه


فرعون چشم‌های تو بر تخت لاجورد
گردن‌زده‌ست دلبرِ طاغیِ خویش را
هر دختر تنم به تو تقدیم کرده است
گنجینه‌ی طلاییِ دوشیزگیش را

نامت به روی تخت روان می‌رود کجا؟
من را پی خودت به چه قرنی کشیده‌ای؟
این عصرِ مفرغ است مگر مثل پیکره
من را تراش دادی و در من دمیده‌ای؟

شاید که روزگار الفبا نیامده
اینجا که  با زبان غریب از تو گفته‌اند
آیندگانِ تشنه‌ی اسرارِ عهدِ دور
لوح طلای شعر تو را کشف می‌کنند

من شام تازه می‌پزم از رشته‌های ماه
اینجا بمان و خانه‌ای از نِی اجاره کن
شب‌ها که نشت می‌کند از سقف، بوی ترس
در بازوات بگیر مرا، راهِ چاره کن

من مثل یک نِمِف به تو پیوند می‌خورم
اینبار اگر به عصر خدایان سفر کنیم
از چشمه‌های دور میایم به مُلْکِ تو
تا با تو در زمانه‌ی دیگر خطر کنیم

اما قرون بعد که در خاک شهر ما
پیمانه‌های سوخته‌ای کشف می‌شود
آیا هنوز خاطره‌ی سرخوشیِ مان
در ذهن پیر و خاکیِ اشیاء می‌دود؟

در شش هزاره بعد که من زنده می‌شوم
بر روی یک سبوی منقش که کار توست
کاوشگران به مدح تو که دست می‌زنند
آن‌‌جا میانِ عکس، زنی بی‌قرار توست

#زهرا_صفری

پ.ن: نمف: الهه یا روح مؤنثِ طبیعت در اساطیر یونان؛ موجودی زیبا و نیمه‌الهی که با رودها، درختان، کوه‌ها، چشمه‌ها یا دریاها مرتبط‌اند.
@ZahraSafari_li
  • ❤ 4
  • ❤‍🔥 2
  • 👍 2
  • 🔥 1
Post #979 84
صیادِ من مگر خود، آید به آشیانم
صدبار آزمودم کوتاهیِ پَرِ خویش.....

#حزین_لاهیجی

@ZahraSafari_li
  • ❤ 4
Post #978 90
ساعت دو و نیم شب، رفتیم داروخانه‌ی شبانه‌روزی و من روبه‌روی خیابان، داخل ماشین منتظر بودم.

همان‌طور که به دختری که در داروخانه کار می‌کرد نگاه می‌کردم، با خودم می‌گفتم: طفلک، تا این وقت شب مشغول کار است؛ غروب هم که همین‌جا بود...

ناگهان ماشینی توقف کرد. دختر با عجله بیرون آمد و سوار شد. مرد، اول پشت دست‌های  همسرش را بوسید، و بعد درست همان لحظه که می‌خواست دستش را دور گردن او بیندازد، زن خم شد و دست‌های شوهرش را بوسید.

و من همان‌جا، پشت شیشه‌ی ماشین، به این فکر کردم که این دو نفر تا نیمه‌های شب مشغول کار و تلاش بوده‌اند تا زندگی‌شان را بسازند؛ و حالا، خسته از یک شبِ کاری، این‌طور به هم خوشامد می‌گویند.

هیچی دیگر...
این لعنتی‌های کیوت باعث شدند برای یکی دو روز، تمام تصوراتم درباره‌ی ازدواج عوض شود. 🙃😕

@ZahraSafari_li
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #977 90
من مثل یک نِمِف به تو پیوند می‌خورم
اینبار اگر به عصر خدایان سفر کنیم

#زهرا_صفری
@ZahraSafari_li
  • ❤ 1
Post #976 88
شعرینه/ لی دا 🫧 تصدقت گردم! هیچ می‌دانید بی‌رخِ دل‌آرای شما، روزمان فروغ از کف داده، می‌گذرد؟ قربانتان گردم! دیروز، حوالیِ شکوفه‌های واپسین، که پُرمَلال، شاخساران را بدرود می‌گفتند، از یاد شما هم مشعوف شدیم و هم محزون؛ و وقت را مغتنم شمرده، دست به قلم بردیم و شعری…
✍💌

سنهٔ ۱۲۹۶ هجری قمری، سیّم محرم.

دلمان می‌خواهد با یک فنجان قهوهٔ قجری، هم خویش و هم اهل منزل را از دست خویشتن خلاص کنیم. این زندگانیِ نکبت‌بار و رقت‌بار ارزانیِ شيفته‌گانش که گوشه‌ای از آن حتی به یک پولِ سیاهِ قاجاری هم نمی‌ارزد.

والدِ معظم و خانم‌والده از بس نصیحت‌مان فرموده‌اند که گویی به سنگ میخ می‌کوبند. چشمانش صمصامی‌ست که به وقت نگاه، جگر ما را فی‌الحال لخته‌لخته می‌کند؛ و یا سهمی‌ست که چنان درست در مردمِ دیدگانم می‌نشیند که غیرِ یار هیچ نمی‌بینم.

از روزی که دل در گروِ محبوب داده‌ام، اصابعم بهادُرمردمانی‌اند که با دولتِ برگشته‌ام دست و پنجه نرم می‌کنند.

و غیر چه خبر دارد از احتشام و منزلتِ آن دو چشمانِ جادوانه؟
دل که دلداده شد، خوراکِ چارپا و وحوشِ صحرا بهتر.

زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار
ما را شرابخانه قصور است و یار حور

از خواهری شکسته‌بال و زخمِ ایام‌چشیده
به صدیقهٔ محترمهٔ مکرمه
لیلی‌‌بیگُم

دامَتْ مَودّتُکم
أبقاكِ اللهُ لي

#زهرا_صفری
#قاجار_نویسی
@ZahraSafari_li
  • ❤ 2
Post #975 171
🎼
در حال تمرین #عربی، باز چشمم خورد به این ویدیوموزیک بامزه😍


بيها شي ؟ لا مابيها

الأغنية: البُنيّه
المُغني: #كاظم_الساهر
الشاعر والملحّن: #كاظم_الساهر

@ZahraSafari_li
  • 🥰 2
Post #974 314
اپیزود اول

کنار عطر کتابی من و تو بیداریم
که دست خوابِ سمج را به صبح بسپاریم

میان کتری ما نور ماه می‌جوشد
درون سینه‌ی گلدان گیاه می‌جوشد

میان معبد پیراهنت دعا کردم
به هر کجا که تو باشی همیشه برگردم

نه دست در دل آن گیسوان حیران بود
که رقص راهبه‌ای در میان طوفان بود

درونِ کوزه برایم که ریخت دریا را
شکست مرزِ میانِ حواسِ اشیا را

به پشت پنجره باران تلق‌تلق می‌خورد
و شب میان دو انگشت تو ورق می‌خورد

کنار دست تو با میز و واژه خوابیدم
و بعد هم غزلی قاچ کردم و دیدم

_اگر به چای تعارف کنم دهان تو را
به شوق می‌شکند آن‌دَم استکان تو را


اپیزود دوم


شب است و میز تو سرشار از نبودن توست
سکوت خانه صدایی شبیهِ "بودن" توست

بگو چه کار کنم شال نیمه‌بافته را؟
چگونه خاک کنم عشق دیریافته را؟

شبیه جن‌زده از سایه‌ام گریزانم
به چشم آینه خود را نمی‌شناسانم

هنوز مثل گذشته نشسته‌ام با تو
درون آینه خالی‌ست، رفته‌ام با تو

یواش آمده از لای پنجره شب سرد
خزیده گوشه‌ی خانه به جای تو تبِ سرد

جواب دادمت؛ آری صدا صدای تو بود
شروع سایه‌ی شب شکلِ ردپای تو بود

که زندگی شده خبط از گناه می‌ترسم
چقدر بی تو از این اشتباه می‌ترسم

از آن زمان که به "در" گفته‌ای نمی‌آیی
نشسته خانه‌ی ما روبه‌روی تنهایی

حواس پنجره پَرتِ دوباره دیدن توست
و کوچه چشم به‌راهِ به من رسیدن توست

و ماه لای کتابت به شب سرایت کرد
"نبودنِ" تو رسید و به خانه عادت کرد

#زهرا_صفری
🦋🦋
@ZahraSafari_li
  • ❤ 2
Post #972 195
کمند زلف را در گردنت گستاخ می‌بینم
گرفتاری مبارک باد! کی گشتی شکار خود؟!

#طالب_آملی
@zahrasafari_li
Post #971 129
آمد کبوتر تو و نامه رساند گفت :
پیش از کبوتر آمدن از در درآیمت!!

#خاقانی
@zahrasafari_li
Post #970 147
شعرینه/ لی دا پنج سالم بود که عمو بنا صدا زد و گفت: «لیدا، معنی اسمت رو می‌دونی؟» پرسیدم: «معنی یعنی چی؟» خندید و گفت: «هر اسمی یه معنی خاص داره. مثلاً نگاه کن به اون سیب زردی که روی میز هست، سیب یعنی میوه‌ای که گرد و خوشمزه است.» گفتم: «خب، ولی لیدا یعنی چی؟» گفت: «یعنی…
اینو قبلا نوشتم👆


یکی از نام‌های من "لیدا"ست؛
یعنی والدینم ترجیح دادند با دو اسم متولد شوم. مثل همه‌ی آدم‌های دو‌اِسمه.

وقتی در حال خواندن اساطیر یونان بودم، با شخصیت Leda (لِدا) آشنا شدم و کنجکاو شدم دربارهٔ ریشه و معنای اسمم بیشتر بدانم.

لِدا (Leda) در اساطیر یونان، زنی فانی و ملکهٔ اسپارت بود و همسر تِندارئوس. او به‌ویژه به‌خاطر داستان ارتباطش با زئوس، که در روایت مشهور به شکل یک قو ظاهر می‌شود، شناخته شده است. لدا در شجره‌نامه‌ی بسیاری از شخصیت‌های معروف اساطیری قرار می‌گیرد؛ از جمله هلنِ تروا و کلوتایمنسترا.

اما یک نکته‌ی جالب درباره‌ی نام من وجود دارد:

در تلفظ یونانیِ متأخر، صدای "e" به "ی" نزدیک شد و به همین دلیل در برخی زبان‌ها و انتقال‌های نوشتاری، صورت‌هایی مانند Lida / لیدا هم دیده می‌شود.

اما قبلاً می‌دانستم ریشه‌ی اسمم، ارمنی، یونانی و اسلاوی‌ست

و برایش این معنی‌ها ذکر شده:

محبوب همه
درخشش
بانو، همسر
سنگ قیمتی
و منسوب به لیدیا، ناحیه‌ای باستانی در غرب آناتولی

پس؛
"لیدا" یک نام چندریشه‌ای/چندمسیره است و بسته به اینکه از کدام رسمِ نام‌گذاری آمده باشد، توضیح متفاوتی دارد.

#زهرا_صفری
#یادداشت
#لیدا
@zahrasafari_li
  • ❤ 1
Post #969 259
دو بیت سر بکش از من به مِی ترانه بگو
و روی خط لبم شعر عاشقانه بگو

به ترد و نازکیِ طبعم التفات نکن
تو هر چه را که دلت خواست بی‌بهانه بگو

#زهرا_صفری

@zahrasafari_li
  • ❤ 1
Post #968 136
بوی غم‌انگیزی‌ست در قلبم
این لاشه‌ها پروانه و قوی‌اند
امیدهای کوچکم انگار
_ که تنگ می‌کردند دنیا را

#زهرا_صفری
@zahrasafari_li
Post #967 105
گناه کیست لبت؟ آتشی‌ست دامن‌گیر
تو از معابد بودا گرفته‌ای تاثیر

#زهرا_صفری
@zahrasafari_li
Older posts →

About this channel

How can I read @zahrasafari_li without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for شعرینه/ لی دا: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does شعرینه/ لی دا have?
شعرینه/ لی دا (@zahrasafari_li) has 236 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does شعرینه/ لی دا know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →