🔷 چه زمانی مبارزه با فساد جدی خواهد شد؟
🔹 گروهی از کشورها با حجم گسترده فساد مواجه هستند همگی آنان در زمره کشورهای توسعه نیافته قرار می گیرند. اما چرا این کشورها دچار توسعه نیافتگی و در نتیجه در چرخه فقر گسترده, شکاف طبقاتی و فساد گرفتار شده اند.
🔹 صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بر این تصور بود که این حکومتها راه غلبه بر این مشکلات را نمی دانند. آنان در دهه 1980, سیاستهای تعدیل ساختاری را پیشنهاد دادند. کاهش حجم دولت از طریق خصوصی سازی ها, کاهش نیروهای اداری, حذف یارانه ها و دیگر سیاستها مورد تاکید قرار گرفت. اما اجرای این سیاستها موجب شد تا شورشهای خیابانی صورت گیرد و ثبات سیاسی این کشورها تهدید شد. خصوصی سازی این کشورها نیز به فساد گسترده تر دامن زد. در آخرین گزارشهای مجلس چهارم شورای اسلامی از خصوصی سازی در ایران تعبیر به تاراج بیت المال شده بود. برخی سیاستها مانند استقلال بانک مرکزی بدون توجه به زیرساختها به یک شوخی تلخ شبیه تر بود.
🔹 یکی از پیش فرضهای اساسی, اعتقاد به ناآگاهی رهبران این کشورها در مناسب بودن این سیاستها بوده است. در حالیکه اینگونه نیست. این کشورها از اقتصاددانان خوبی معمولا برخوردارند. برخی از بهترین دانشگاههای جهان فارغ التحصیل شده اند. و یا حتی کشوری مانند زیمبابوه از مشاوره آرتور لوئیس اقتصاددان برنده جایزه نوبل بهره می برد, با این وجود; پدیده توسعه نیافتگی وجه غالب این کشورهاست. این نشان میدهد که فرض ناآگاهی در فرض درستی نیست.
🔹در مباحث تاریخ اندیشه نیز افلاطون جوامع را به دو دسته مدینه فاضله و مدینه جاهله تقسیم می کند. گویی دانایی برای رفتن در مسیر درست کافی است اما فارابی به این دو مدینه مدینه های دیگری از جمله مدینه فاسقه می افزاید یعنی گاهی علم وجود دارد اما اراده ای برای طی مسیر درست وجود ندارد. چیزی که این سازمانها به آن توجه ندارند.
🔹بنابراین مهمترین علت, فقدان اراده لازم برای مواجهه با پدیده عقب ماندگی و فساد است. به عنوان مثال, شفافیت منابع مالی کاندیداها در انتخابات, شفافیت دادگاهها به ویژه در مفاسد مالی یک اصل مهم در کاهش فساد است. درک این مسئله سخت نیست اما اراده ای وجود ندارد. آیا کسی نمیداند که استفاده از منابع دولتی, شبه دولتی و ملی کاری نادرست است و آیا کسی تردید دارد که بسیاری از انتخابات از این منابع تامین مالی می شوند. اما علاقه ای برای شفافیت منابع مالی دیده نمیشود. آنچه در قدم نخست اهمیت دارد درک فقدان اراده در درون حاکمیت است و سپس درک چرایی آن است. به همین دلیل است راه حلهای کلیشه ای ناترازی بودجه, ناترازی. بانکها, رویکرد اقتصاد تولید محور در برابر اقتصاد دلالی در این برهه زمانی توسط کاندیداها را نباید جدی گرفت. زیرا هیچ دولتی اقدام به اصلاح ساختاری بودجه نخواهد کرد. گرچه شعارش را بدهند و عده ای را نیز جذب کند.
🔹 بر اساس این دیدگاه, باید به جای ارائه راه حلهایی مانند چگونگی کاهش نقدینگی, تورم, ناترازی بانکها, تولیدمحوری اقتصاد و امثالهم که با فرض ناآگاهی متولیان بیان میشود, باید به این پرسش پاسخ داد که در یک روند مسالمت آمیز چه باید کرد تا حاکمیت مبارزه قاطع با فساد را مصلحت خود بداند و از این طریق اراده لازم برای مبارزه با فساد و عقب ماندگی پیدا کند.
🔹تا زمانی که چنین درکی پیدا نشود از کاندیداهایی که حاضر نیستند منابع مالی خود را شفاف بیان کنند نمیتوان انتظار داشت که در دوران تصدی خود با فساد مبارزه کنند. چنانچه از کسانی که چشم خود را از فساد گسترده مالی شهرداری تهران می بندند نیز چنین انتظاری در موقعیت جدید بی مورد است.
@yousefimohamadreza