تقریباً هر چیز خوبی «خفن» است. هر چیز بسیار خوب «ترکونده». هر آدم ناخوشایند «تاکسیک» است. هر رفتار مشکوک «ردفلگ» است. هر ادعایی «فکت» است. هر چیزی که انتظارش را نداشتهایم «رندوم» است. هر چیزی که کمی بیش از حد تحسین شده باشد «اورریتد» است.
زبان هنوز کار میکند. منظور هم را میفهمیم.
اما آن ظرافت معنایی که زبان را به جلو میراند، آرامآرام از میان میرود. تفاوت است میانِ «گزنده»، «آزاردهنده»، «سلطهجو»، «خودشیفته»، «تحقیرکننده»، «پرخاشگر»، «ویرانگر» و «ناسالم». وقتی همه «تاکسیک» میشوند، فقط یک کلمهی انگلیسی وارد فارسی نشده، هفت تمایز معنایی هم شاید از گفتوگوی روزمره بیرون برود. فقر زبان از همینجا آغاز میشود و ادبیات به قهقرا میرود. موضوع ورود کلمهی تازه نیست (که اشکالی ندارد)، مشکل این است که ده کلمه میرود و یک کلمه جایشان را میگیرد.
https://caravanseraipress.com/fa/2026/09/01/publisher-blog-1/
https://x.com/ArashHejazi/status/2096153283840692327
Post #241
1.08K