گپ کانال: https://t.me/yekfenjantafakor_chat
تبلیغات: @tablig_tafakor
Post #3078
100
یک فنجان تفکر روزی دو گوسفند کنار رودخانهای ایستاده بودند. چیزی شبیه یک تکه چوب روی آب آرام شناور بود. یکی گفت: «نگاه کن، چه چوب صافی.» دیگری با دقت نگاه کرد و گفت: «چوب نیست. کروکدیل است.» اولی خندید و گفت: «نه، چوبه.» گوسفند دوم دوباره گفت: «کروکدیله. خطرناکه.» اما اولی…
با ابلهان صحبت کردن فایدهای ندارد.
وقتی چیزی در ذهنشان جا گرفته باشد، دیگر گوش نمیدهند.
در ذهن آنها، کروکدیل از قبل «چوب» شده است، چون کروکدیل ها این را میخواستند.
هرچقدر توضیح بدهی که خطر چیست،
هرچقدر هشدار بدهی،
تا وقتی فهمش را ندارند، باور نمیکنند.
ابلهان به جای فهمیدن، توهین میکنند.
به جای اندیشیدن، تمسخر میکنند.
و باورهای درست و سنجیدهی فرهیختگان را انکار میکنند،
چون پذیرش حقیقت برایشان سختتر از بلعیده شدن است.
فرهیختگان با ابلهان همصحبت نمیشوند،
نه از روی تکبر،
بلکه از سر تجربه.
زیرا ابلهان در بحث،
اول تو را همسطح خود میکنند،
بعد با لجاجت و غوغا میکوشند متقاعدت کنند
که کروکدیل همان چوب است.
و کسی که فرق این دو را بداند،
دیگر کنار رودخانه نمیایستد.
وقتی چیزی در ذهنشان جا گرفته باشد، دیگر گوش نمیدهند.
در ذهن آنها، کروکدیل از قبل «چوب» شده است، چون کروکدیل ها این را میخواستند.
هرچقدر توضیح بدهی که خطر چیست،
هرچقدر هشدار بدهی،
تا وقتی فهمش را ندارند، باور نمیکنند.
ابلهان به جای فهمیدن، توهین میکنند.
به جای اندیشیدن، تمسخر میکنند.
و باورهای درست و سنجیدهی فرهیختگان را انکار میکنند،
چون پذیرش حقیقت برایشان سختتر از بلعیده شدن است.
فرهیختگان با ابلهان همصحبت نمیشوند،
نه از روی تکبر،
بلکه از سر تجربه.
زیرا ابلهان در بحث،
اول تو را همسطح خود میکنند،
بعد با لجاجت و غوغا میکوشند متقاعدت کنند
که کروکدیل همان چوب است.
و کسی که فرق این دو را بداند،
دیگر کنار رودخانه نمیایستد.
- 👍 2
- ❤ 1



