نگاهی به ویراست جدید کتاب حسن حضرتی
✍ کتاب «مبانی و روش در تاریخشناسی» نوشتۀ حسن حضرتی، دانشیار تاریخ دانشگاه تهران، ویراست جدید اثری است که پیشتر با عنوان «روش پژوهش در تاریخشناسی» منتشر شده بود. اما آنچه در این چاپ تازه پیش روی خواننده قرار گرفته، صرفاً یک ویرایش زبانی یا اصلاح جزئی متن پیشین نیست؛ به تصریح نویسنده، تغییرات اساسی در متن موجب شده عنوان کتاب نیز تغییر کند و بخش «مبانی» گسترش قابل توجهی پیدا کند.
تغییر عنوان، در واقع نشانه تغییر در تلقی از خود کتاب است. اگر کتاب پیشین بیش از هر چیز راهنمایی برای روش پژوهش در تاریخشناسی بود، در ویراست جدید «مبانی» به جایگاهی همسنگ «روش» رسیده است.
📖 کتاب اکنون در دو بخش اصلی تنظیم شده است: بخش نخست، مبانی و بخش دوم، روش. هشت فصل نخست به مباحث مبنایی و شش فصل بعدی به مباحث روششناختی اختصاص یافتهاند.
▫️مهمترین تغییر ویراست جدید را باید در گسترش مباحث مبنایی جستوجو کرد. خود نویسنده تصریح میکند که مباحث مبانی در این ویراست «فربه» شده و حدود نیمی از متن را به خود اختصاص دادهاند.
از همین رو، کتاب جدید پیش از آنکه به خواننده بگوید چگونه یک طرح پژوهشی بنویسد یا چگونه رسالهای را تدوین و مستند کند، پرسشهایی بنیادیتر را پیش میکشد:
- مفاهیم بنیادین تاریخشناسی چیست؟
- موضوع و فایده تاریخ چیست؟
- نقد تاریخی چگونه صورت میگیرد؟
- تاریخ با علوم دیگر چه نسبتی دارد؟
- مراجع تاریخی را چگونه میتوان گونهشناسی کرد؟
- دورهبندی تاریخی چه ملاحظاتی دارد؟
- تاریخورزی چه الزامات اخلاقیای دارد؟
به این ترتیب، روش پژوهش دیگر در خلأ مطرح نمیشود. خواننده ابتدا با دانشی که قرار است در آن پژوهش کند و مسائل بنیادی آن مواجه میشود و سپس به سراغ روش میرود.
▫️یکی دیگر از تغییرات مهم ویراست جدید، بازنگری در نگاه نویسنده به روش تحقیق تاریخی است. حضرتی در توضیح این ویراست تأکید کرده است که مباحث روش بر اساس آخرین تغییراتی که در فهم او از روش تحقیق در تاریخ رخ داده، بازتنظیم شدهاند و در این میان، دادهمحوری در مطالعات و تحقیقات تاریخی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
این تغییر را میتوان در کنار گسترش مباحثی مانند نقد تاریخی و گونهشناسی مراجع تاریخی فهم کرد. در این تلقی، پژوهش تاریخی صرفاً مجموعهای از دستورالعملها برای نوشتن طرحنامه و رساله نیست؛ مسئله مهمتر، نسبت پژوهشگر با دادههای تاریخی و چگونگی تبدیل دادههای تاریخی به شناخت و استدلال تاریخی است.
از این منظر، ویراست جدید را میتوان تلاشی برای نزدیکتر کردن مبانی تاریخشناسی به فرایند واقعی پژوهش تاریخی دانست.
▫️از دیگر عناوین قابل توجه در ویراست جدید، فصل «زوال دانش تاریخ بهمثابه رشته علمی» است.حضور چنین فصلی در کتابی که زمانی با عنوان «روش پژوهش در تاریخشناسی» شناخته میشد، نشاندهنده گستردهتر شدن دامنه پرسشهای اثر است. مسئله دیگر فقط این نیست که پژوهشگر چگونه تحقیق کند؛ بلکه خودِ دانش تاریخ، جایگاه آن و وضعیت آن بهمثابه یک رشته علمی نیز در معرض بررسی قرار میگیرد. در نتیجه، کتاب جدید از یک راهنمای صرفاً فنی برای پژوهشگر فاصله گرفته و به متنی دربارۀ خود تاریخشناسی و چگونگی تولید آن نزدیکتر شده است.
▫️حضرتی در پایان «سر نوشت» کتاب، این اثر را حاصل سی سال معلمی در دانشگاههای ایران معرفی میکند. بنابراین ویراست جدید را میتوان حاصل مواجهۀ طولانیمدت نویسنده با آموزش تاریخ، پژوهش تاریخی، پرسشهای دانشجویان و نقدهای واردشده بر ویراستهای پیشین دانست.
از این منظر، «مبانی و روش در تاریخشناسی» تنها یک کتاب درباره چگونگی نوشتن تحقیق تاریخی نیست؛ بلکه تلاشی است برای پاسخ دادن به این پرسش که پژوهش تاریخی بر چه مبانیای استوار است و پژوهشگر تاریخ، پیش از آنکه تحقیق خود را آغاز کند، چه چیزهایی را باید درباره دانش تاریخ بداند؟
شاید مهمترین دلیل برای خواندن ویراست جدید همین باشد:
این بار پیش از آنکه روش پژوهش را یاد بگیریم، از ما خواسته میشود درباره خودِ دانشی که میخواهیم در آن پژوهش کنیم، بیشتر فکر کنیم.📔 اطلاعات کتابشناختی:
حسن حضرتی، مبانی و روش در تاریخشناسی، تهران، نشر یام، ۱۴۰۵
@Dirooz_history
#معرفی_کتاب
#روش_در_تاریخشناسی
#روش_پژوهش