یکی از مفرحترین کتابهایی که تازگی خوندم اسمش «فیلسوفان بدکرداره: Philosophers Behaving Badly». دیدم به فارسی هم ترجمه شده، اما راستش نمیدونم ترجمهش چطوریه یا چقدر سانسور داره. میشه قبل خریدن دستکم برای بررسی ترجمه توی فروشگاههای آنلاین چند صفحهاش رو بخونید.
خلاصهی کتاب در یک بیت اینه: «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند» در زندگی شخصی تپهی فتح نشده نگذاشتند.
-مثلا ژان ژاک روسو به عنوان نظریهپرداز تربیت و نویسندهی کتاب «امیل» دربارهی تربیت انسان پنج بار بچهدار شد و هر پنج بچه رو به پرورشگاه سپرد و بیشتر این بچهها هم مردند و بلایی هم نماند که سر همسرش، ترز، نیاورده باشه.
یا رابطهی پرتنش و بد برتراند راسل با بچههاش و اینکه هرگز پدری نکرد و نمونهی تمامعیار تعارض عقل نظری و زندگی عملی بود.
خلاصه کشاکشهای ویتگنشتاین در سرکوب میل جنسیاش به همجنسهاش و خشونتی که ازش سر میزد تا اون حد که شاگرد دبستانیاش رو در روستا یک جوری زده که مجبور به فرار از اون روستا در مقام معلم شده.
سارتر و فوکو و هایدگر هم از بحثهای جالب کتاب بودند، البته کتاب در مرز بین گاسیپ و مسالهی تناقضها حرکت میکنه، اما مفرحه و کمی به آدم اعتمادبهنفس میده که ببین وضع اینها چی بوده و از خودت زیاد توقع نداشته باش.
«Emily»
𝕏 👉
@Xlinguistics