😎
برادر حاتم طائی
میگویند برادر حاتم طائی از شهرت و محبوبیت برادرش سخت در رنج بود.
لذا روزی با خود گفت: «من نیز باید کاری کنم تا مردم مرا بشناسند و نامم بر سر زبانها بیفتد.»
هرچه اندیشید، دید نه در بخشندگی به حاتم میرسد و نه در جوانمردی و سخاوت میتواند با او رقابت کند. سرانجام تصمیمی عجیب گرفت. به مکه رفت و در چاه زمزم، ادرار کرد.
او گمان میکرد با این کار بالاخره به شهرت خواهد رسید، گویا به شهرت رسید، اما نه در بخشندگی و سخاوت، بلکه در ادرار کردن به چاه زمزم. تازه نام خودش هم باقی نماند، چون مردم همچنان میگفتند:
«برادر حاتم طائی» در چاه زمزم ادرار کرد. 😜
@xalasi
Post #1735
788
- 👏 5
- 😁 3