رشد و تعالی بدون نیروی پیونددهندهی اروس و لیبیدوی متمرکز بر ابژههای تعینیافته، هرگز ممکن نیست. نفی مدامِ چیزی که هستیم، تمایزگذاریِ میان خود با خویشتن در طی این نفی کردن بدون تقویمِ مداومِ کیستیِ خود و وحدتبخشیِ مدام به خویشتن هرگز ما را به چیزی تبدیل نمیکند گرچه فرمول هگلی بهدرستی بگوید سلب ایجاب است و نفی خود اساسا همان تعین است. برای اینکه چیزی شویم بدون تاناتوس، بدون کنش تمایزگذاری، به مقصود دست نمییابیم؛ زیرا در کنش تمایزگذاری است که جدایش-تفرد برایمان حاصل میشود. اما این نفی کردن گرچه به ما تمایزی میان ما و دیگران و همچنین میان ما و خویشتنِ سابقمان میبخشد، اما مرزی که بدون محتوا باشد امری خیالی خواهد بود.
نفی کردن بدون تقویم سردرگمی و پوچ است، تقویم بدون نفی کردن درجا زدن است.
http://t.me/will_to_morality
Post #451
138