🔹 از کانت به نیچه:
امر (یا فرمان) مشروط و امر (یا فرمان) مطلق! آیا در میانهی این دو میتوان امری داشت؟
🔹 امر مشروط سوبژکتیو است و به خاطر چیزی بیرون از خودِ فعل امر میشود. امر مطلق ابژکتیو است و به خاطر خودِ فعل امر میشود. آیا میتوان در میان این دو هیچ امری داشت؟ چنین امری باید چیزی باشد که ابژکتیویته نداشته باشد اما امر باید به خاطر خود فعل صورت گیرد. تنها امر به خلق اثر هنری برای هنرمند میتواند چنین خصلتی داشته باشد. این امر از امر مشروط بالاتر است زیرا خودآیینیِ سوژهی هنرمند و عامل در مقام عمل در آن مدخلیت دارد. حال اگر معتقد شده باشیم که در ساح فردیِ اخلاق هیچ امر مطلقی در کار نیست، زندگی بهمثابهی امر به خلق اثر هنری آن چیزی خواهد شد که باید در ساحت فردی باید دستور کار شود.
🔹 نزد کانت اخلاق عبارت است از رابطهمندی هر کنشی با قانونگذاری [اخلاقی] (GMS: 434). امر مطلق که امر اخلاق است عبارت است از امر به التزارم به خودآیینی (یاد"خودقانونگذاری" در مقام ترجمهای بهتر از autonomy) در تمامیت زندگی.
◻️ حال اگر در نسبت با ساحت فردیِ زندگی قائل به چنین امر مطلقی نباشیم که میان همگان مشترک است، ما ایدهی التزام به خودآیینی را همچنان رها نخواهیم کرد، بلکه امر به خلق اثر هنری را جایگزین آن میکنیم که همچنان التزام به خودآیینی در تمامیت زندگی است اما بدون اینکه داعیهی ابژکتیویته داشته باشد. زندگی همچنان باید به نحو یکپارچه و خودآیین نگریسته شود، اما فرد در تکینه بودن خود مورد توجه قرار خواهد گرفت.
http://t.me/will_to_morality
Post #438
122