🔹 شکاکیت بهمنزلهی منش یا اتوس معرفتی حکایت از قدرت روحیِ جویندهی معرفت دارد، جویندهای که همواره خود را در وضعیت جهل مقیم میبیند. بدین ترتیب وی به طور دائم در دانش خود نقصان دیده و در نتیجه همواره برای کسب معرفت بیشتر و بهبود شناخت خود تلاش میکند.
🔹 اما شکاکیت و تردید در مقام عملورزی در حقیقت نشان از پستی اراده و ضعف در مواجهه با ناکامیهاست. چنین انسان مردودی از ترس شکست تلاش نمیکند، حال آنکه شکست در اصل در تلاش نکردن است، زیرا در عدم کامیابی هم درسی برای آموختن و بهتر شدن وجود دارد.
🔹 حال از آنجا که دستیابی به شناخت و معرفت تنها در جریان زندگی و عملورزی ممکن میشود، شکاکیتِ مطلقِ دکارتی در مقام شکاکیتی غیرروشی (چیزی عکس مراد دکارت) در اصل حاکی از پستی اراده و زبونی سوژهی معرفت است. چنین شکاک مطلقی یک معرفتشناسِ حقیقتجو و تیزهوش نیست، بلکه از لحاظ روانی موجودی ضعیف و ناکارامد است که برای مصون ماندن از خطا تنگترین حصار معرفتی را به دور خود میکشد.
🔸 ما باید از لحاظ منشی شکاک باشیم تا هرچه بیشتر بشناسیم، اما اینکه شکاکیتی عملی و مطلق در ما به کار افتد مسئلهی مهمی است که از کنار آن ساده نباید عبور کنیم، زیرا چنین چیزی اتفاقا حاکی از نقصان اراده برای شناختن خواهد بود.
http://t.me/will_to_morality
Post #423
351