من با مامانم رفتم حیاط، مامانم افتاد روی زمین و جیغ زد مُردم، بابام اومد گفت: زن تو مثل زامبی کجی.
نذری برامون هلیم آوردن، خوردم و اسهال شدم، روی پدرم پی پی کردم و کتکم زد.
بهم گفت دختر ریقوی گوه، کاش مادرت به جای تو میرید، منم دعا کردم پدرم اسهال بشه.
Hani @Weedlashya 🍁
