بخش سوم : چه چیزی تعیین میکند کدام دانش معتبر است؟
چه کسی تعیین میکند چه دانشی معتبر و چه دانشی نامعتبر است؟
مهتا بذرافکن
آیا اعتبار یک ادعای علمی صرفاً به شواهد و روش پژوهش بستگی دارد؟ یا جایگاه علمی گوینده، اعتبار رشته تخصصی او و ساختارهای قدرت در دانشگاه و جامعه علمی نیز در پذیرفتهشدن آن ادعا نقش دارند؟
برای پاسخدادن به این پرسش، باید میان دو موضوع تمایز بگذاریم:
۱. اعتبار معرفتی یک ادعا (Epistemic Justification)
اینکه یک ادعا تا چه اندازه با شواهد پشتیبانی میشود، روش بررسی آن چقدر مناسب است، استدلالهایش تا چه حد منسجماند و آیا در برابر نقد و بررسی دوام میآورد.
۲. بهرسمیتشناختهشدن اجتماعی دانش (Social Recognition of Knowledge)
اینکه چه کسی دانش تولید میکند، دانش او در چه نهادهایی پذیرفته میشود و کدام شیوههای شناخت فرصت بیشتری برای ورود به فرایندهای رسمی تصمیمگیری و سیاستگذاری پیدا میکنند.
این دو موضوع به یکدیگر مرتبطاند، اما یکسان نیستند. اعتبار علمی و نهادی میتواند نشانهای از کیفیت پژوهش باشد، اما بهتنهایی درستی هر ادعای مشخص را تضمین نمیکند. همچنین، بهرسمیتنشناختهشدن یک دانش لزوماً به معنای نادرستی آن نیست.
مرزهای دانش چگونه شکل میگیرند؟
جامعهشناس علم، توماس جیرین (Thomas F. Gieryn)، در مقاله تأثیرگذار خود در سال ۱۹۸۳ مفهوم Boundary-Work را برای بررسی فرایندهایی مطرح کرد که از طریق آنها مرزهای علم و غیرعلم ترسیم و از اقتدار علمی دفاع میشوند.
این مفهوم ما را به یک پرسش مهم میرساند: چه کسانی و با چه معیارهایی تعیین میکنند کدام روش، ادعا یا نوع دانش معتبر شناخته شود؟
البته مرزبندی علمی همیشه ناموجه نیست. رشتههای تخصصی به روشها و معیارهای ارزیابی متناسب با موضوع خود نیاز دارند. مسئله زمانی پدید میآید که مرزهای تخصصی، بهجای کمک به ارزیابی دقیق ادعاها، به ابزاری برای انحصار اقتدار علمی یا کماهمیت جلوهدادن دانشهای دیگر تبدیل شوند.
دانش بومی؛ دانشی بیرون از دانشگاه، اما لزوماً بیرون از قلمرو اعتبار؟
این پرسش فقط درباره رشتههای دانشگاهی نیست. دانش بومی و محلی نیز ما را وادار میکنند معیارهای اعتباربخشی به دانش را دوباره بررسی کنیم.
دانش بومی و محلی میتواند از مشاهده مستمر محیط، تجربه زیسته، فعالیتهای معیشتی، حافظه جمعی و انتقال بیننسلی شکل بگیرد. برای مثال، کشاورزان ممکن است بر اساس تجربه طولانی خود، تغییرات منابع آب، ویژگیهای خاک یا نشانههای محلی تغییرات آبوهوایی را تشخیص دهند.
چنین دانشی ممکن است در قالب مقاله دانشگاهی، مدل ریاضی یا گزارش آزمایشگاهی ارائه نشده باشد؛ اما این تفاوت در شکل تولید و انتقال دانش، بهخودیخود دلیلی برای نامعتبر دانستن آن نیست.
در عین حال، بومیبودن نیز بهتنهایی درستی همه ادعاها را تضمین نمیکند. هر ادعا باید با توجه به موضوع، شواهد موجود، زمینه شکلگیری دانش و معیارهای مناسب ارزیابی شود.
برای مثال، تجربه محلی میتواند شواهد ارزشمندی درباره تغییرات یک چشمه در طول چند دهه فراهم کند؛ اما برای تعیین ترکیب شیمیایی آب، به روشهای سنجش متناسب نیز نیاز داریم. در مقابل، اندازهگیریهای آزمایشگاهی بهتنهایی نمیتوانند تمام ابعاد اجتماعی، فرهنگی و معیشتی یک منبع آب را توضیح دهند.
بنابراین، مسئله انتخاب میان دانش دانشگاهی و دانش بومی نیست؛ مسئله شناخت ظرفیتها و محدودیتهای هر نوع دانش و فراهمکردن امکان بررسی و مشارکت معنادار آنهاست.
چه کسانی بهعنوان تولیدکنندگان دانش به رسمیت شناخته میشوند؟
در اینجا بحث از اعتبار یک ادعا فراتر میرود و به مسئله قدرت در تولید و اعتباربخشی به دانش میرسد.
ممکن است یک جامعه علمی برای برخی روشها، رشتهها یا متخصصان اقتدار بیشتری قائل شود. ممکن است یک نوع دانش بهسرعت وارد گزارشهای رسمی و تصمیمهای مدیریتی شود، درحالیکه نوع دیگری از دانش، حتی پیش از ارزیابی محتوای آن، نادیده گرفته شود.
این احتمال باید بهصورت تجربی بررسی شود؛ نمیتوان صرفاً از وجود تفاوت میان دانش دانشگاهی و بومی نتیجه گرفت که یکی همواره بر دیگری سلطه دارد.
بااینحال، پژوهش درباره مدیریت منابع طبیعی نشان داده است که پیوند دادن نظامهای دانشی متفاوت میتواند به فهم بهتر مسائل و بهبود حکمرانی اکوسیستمها کمک کند؛ بهویژه هنگامی که دانشهای مختلف صرفاً کنار هم قرار نمیگیرند، بلکه امکان مشارکت واقعی در تعریف مسئله و ارزیابی راهحلها پیدا میکنند.؟👇
🔷 @WaterForUs
Post #5588
89
آب و جامعه💧 چند روز قبل داشتم دنبال ردپای باستانی کیفیت آب می گشتم، یه مقاله جالب دیدم که برای کارگاه بین رشته ای به کارمون میاد. گفتم با شما به اشتراک بگذارم. عنوان مقاله هست A commentary on women's contributions in hydrology و هدف اصلیش اینه که نویسندگان میخواهند…