در بر همان پاشنه
❗️ اخیراً حمیدرضا #منصوبی، «مدیر تعاملات اجتماعی دانشگاه» یادداشتی منتشر کرده که بازتاب زیادی نیز بین دانشجویان پیدا کرده است. فارغ از مغالطات منطقی و دستکاریهای آماری این متن که با یک جستوجوی ساده کاملاً قابلنقض هستند، آنچه این یادداشت را بحثبرانگیز میکند، موقعیت سازمانی نویسنده و مسئولیت نهادی اوست.
📌 شکافی عمیق
⬅️ جایگاه مدیر تعاملات اجتماعی، اجراییترین بخش معاونت فرهنگی است و مستقیماً روی سیاستگذاریها و فضای تعامل دانشجویان اثر میگذارد. اگر نویسنده در یک نهاد عقیدتیمذهبی مثل نهاد رهبری مشغول بود، این نگاه شخصی اهمیت چندانی نداشت؛ اما انتشار چنین متنی در این جایگاه، مسئله را به یک چالش ساختاری تبدیل میکند. انتظار حداقلی از چنین جایگاهی، برخورداری از نوعی نگاه متعادل، غیرتقلیلگرا و حساس به تنوع زیست اجتماعی دانشجویان است.
⬅️ این نخستینبار نیست که حضور #منصوبی اعتراضها و انتقادات طیفهای مختلف دانشجویی را برمیانگیزد. بارها برای برکناری او پیگیری شده و در سطح رسمی دانشگاه نیز -حداقل در گفتار- مدام تکرار شده که با این ادبیات موافقتی وجود ندارد و «بهزودی ایشان برکنار خواهد شد»؛ اما در عمل، این روند به نتیجهای جز ثبات و حتی ترفیع او منجر نشده است.
⬅️ وقتی مدیر تعاملات اجتماعی دیدگاهی را ترویج میکند که بخش بزرگی از دانشجویان آن را نابرابر، مسئلهدار و غیرهمسو با زیست امروز میدانند، این سؤال مطرح میشود که این نگاه چگونه در سیاستگذاری دانشگاه اثر میگذارد؟ نهادی که مأموریتش مدیریت تنوع، کاهش تنشهای اجتماعی و ایجاد حس برابری است، چطور توسط افرادی اداره میشود که خود حامل دیدگاههای بحرانساز و مناقشهبرانگیز هستند؟ این شکاف عمیق میان «نقش نهادی» و «جهانبینی فردی»، در بلندمدت خروجیای جز فرسایش اعتماد عمومی به بیطرفی دانشگاه نخواهد داشت.
📌 مهرههای نمادین
⬅️ اما مسئله فراتر از یک فرد است و فقط به برکناری #منصوبی ختم نمیشود. این پافشاری بر رویههای ثابت باوجود مخالفتهای گوناگون، در دیگر تصمیمات دانشگاه -حتی در روند رسیدگی به پروندههای اخیر کمیتهٔ انضباطی- هم مشهود است. سؤال اصلی این است که چه چیزی در ساختار دانشگاه باعث میشود تغییرات مدیریتی در سطح معاونتها مکرر رخ دهد، اما در لایههای اجرایی، ثباتی صلب و تغییرناپذیر حاکم باشد؟
⬅️ در ظاهر عناوین جابهجا میشوند؛ #موسوی و #تقوی میروند و #تجریشی و #فخارزاده میآیند؛ اما تصمیمات کلان همچنان از مسیرهایی ثابت و کمتغییر عبور میکنند. وقتی خروجی عملی سیاستها در دورههای مختلف تفاوت معناداری ندارد، این برداشت در ذهن بدنهٔ دانشجویی تقویت میشود که در ساختار فعلی، اصلاً فرقی نمیکند مسئول رسمی چه کسی باشد. رؤسا و معاونان میآیند و میروند؛ اما شبکهای از افراد ثابت، جریان واقعی تصمیمگیری را در دست دارند. افرادی که هرچه برای تغییرشان تلاشهایی صورت بگیرد، شاید برای مدتی کوتاه عقب بنشینند، اما طولی نمیکشد که در قوارهای جدید برای تضمین استمرار همان رویههای سابق بازمیگردند.
⬅️ از این رو، این پرسش جدی شکل میگیرد که اگر واقعاً اختیار در سطح معاونتها تعیینکننده است، چرا با وجود تغییر مکرر مدیران، خروجیها تقریباً ثابت میماند؟ و اگر این سطح تعیینکننده نیست، پس نقش واقعی تصمیمسازی در کجاست؟ در چنین تصویری، معاونتها بیشتر به یک لایهٔ واسط، موقت و نمادین شباهت پیدا میکنند؛ لایهای که بار مسئولیت رسمی و پاسخگویی در برابر بحرانها را به دوش میکشد؛ اما اختیار واقعیاش محل تردید جدی است.
✈️@VoiceOfSUT
Post #315
14.1K
- 👎 137
- 👍 125
- ❤ 9
- 💔 5
- 🤝 2
- 😱 1