من خیلی هنر رو گسترده میدونم، به نظرم مرزهاش محوتر از اونیه که این "بنیادگراهای هنری" دوست دارن روش پافشاری کنن. هنر بیشتر از اینکه در مورد مدیا، ابزار یا زیبایی باشه در مورد رندومنس و کنترل اون رندومنس توسط یک یا چند نفره. برای همین خیلی راحته که یه صبحونهی خوشمزه، یه بازی فوتبال یا عجیبترین فرم "هنر مدرن" رو کاملا هنر بدونم. از اون سمت خیلی هم جدی اعتقاد دارم یکسری از آثار هنری از اون بحث روح زمانه چند قدم بالاتر میرن، یه بخشی از فرهنگ عامه میشن که چندین نسل ازش لذت میبرن.
مثلا شما نمیتونین من رو راضی کنین که این مسابقهی آندرتیکر و منکایند توی سال ۱۹۹۸ یه اثر هنری نیست، تمام اون مشخصاتی که من از یک اثر هنری انتظار دارم رو میشه توی این ۲۶ دقیقه دید. به نظرم یکی از معدود آثار هنری این چند دههست که رسیده به اون مرحلهی یک میراث بشری شدن. چندین نسل تحسینش کردن و قطعا در آینده هم تحسینهای بیشتری میگیره. احتمالا برای کسایی که متوجه کشتی کج نیستن یا فلسفهی پشتش رو نمیدونن این صرفا یه درگیری خشونت آمیزه، نه هماهنگی و از خودگذشتگی قابل تحسین دو نفر که برای درست کردن یک اثر هنری بدنشون رو گذاشتن وسط.
احتمالا اگه کشتی کج ندیدین این بازی فقط براتون عجیبه، حدس میزنم برای شما نیست و دیدنش اونقدر سودی نداره. این فقط یه یادآوری برای کساییه که از این فُرم هنری لذت میبرن و مثل من چندین ساله این بازی رو ندیدن، یا کلا ندیدن.
https://www.youtube.com/watch?v=89BPNcsL7QI