اما در مورد مشکلات بازی...
این بازی واقعا توی یک چالهای که خودش کنده میوفته. هیزل (شخصیت اصلی - کسی که داستانش رو بازی میکنیم) افتضاحه، یعنی تکتک بخشها رو اشتباه انجام دادن. من کاملا درک میکنم که این نوع از شخصیت یکی از متداولترینهاست؛ کاراکتر قدر نشناسی که با اتفاقاتِ مختلف ادب میشه. اما حالا چرا اینقدر بد نوشتنش؟ ما باید این کاراکتر رو حدود ۱۳ ساعتی تحمل کنیم، از اونجایی که دهنش رو باز میکنه سطحی و بده تا جایی که دهنش رو در آخر میبنده. دیالوگهاش بد نوشته شدن، آرک پیشرفتش کند و ضعیفه (هزاربار بلا سرش میاد تا یه چیزی رو بفهمه) و حماقتش اینقدری بالائه که خسته کننده میشه. بدتر اینکه هزار بار موجودات و شخصیتهای مختلف به هیزل میگن «تو خیلی باهوش و شجاعی.». من چند بار بازی رو بستم از بس خسته بودم از کاتسینهای مسخرهای که شخصیت اصلی داشت.
مورد دوم هم اینه که گیمپلی خیلی خسته کنندس، یعنی توی یک سطحی میرسه که سر کمبت من چشممو میبستم (از بس خوابم میومد البته) و با زدن دوتا دکمه راحت شکستشون میدادم، مشکل این بود که همون دوتا رو باید دستکم ۲ دقیقه میزدم تا ضعیفترین چیز رو شکست بدم. بازی نمیتونست ریتم درست رو نگه داره، خیلی جاها الکی سعی میکرد تعداد ساعت گیمپلی بره بالا و تهش هیچی نمیشد. تقریبا نصف ماموریتهای بازی در اصل سایدکوئستهایی بودن که زوری اورده بودن توی جریان اصلی بازی. همین باعث میشد به مرور کلافه بشم.
در کل این دوتا مورد بد بودن، اما اینطوری نبود که بخوام بازی رو نصفه رها کنم. ارزش زمانتون رو داره اما واقعا What If بزرگی پشتشه، به نظرم south midnight میتونست استارت یک IP بزرگ توی صنعت گیم باشه، چیزی باشه که از لحاظ هنری و ادبی تحسین بشه. اما خودش خراب کرده و احتمالا از اون بازیهایی میشه که بیشتر مردم فراموشش میکنن.
Post #2660
769
- ❤ 5