Post #2611
887
اولین آشنایی من با گریم دارک فانتزی برمیگرده به اواخرِ سال ۹۳ که جلدِ اول گروهان سیاه رو خوندم و توی این حدودِ بیست سالی که کتاب میخونم نهایتا سه یا چهارتا کتابِ دیگه بهم این مقدار "لذت از خوندن" رو داده بودن. خودِ گروهان سیاه هم بعد از سهگانهی اول تا حدودی این جادو رو از دست داد و من سالهای زیاد توی کتابهای مختلف دنبال اون حس گشتم. حسِ اینکه دنیای داستان و روایت شبیه یک خوابه، همه چیز بزرگتر از اونیه که بشه تصور کرد و نبردها در مقیاسِ غیرقابل باوری اتفاق میوفتن و به جای توصیفِ جنگیدن چند شخصیت، حرکات سپاهها در مقابل هم توی داستان اومدن. از اون مهمتر دیدِ شاعرانهی نویسنده به فانتزی (توضیحش سخته و برای یک روز دیگه باید بمونه) که باز هم یکی از کمیابترینهاست هم معمولا احساساتِ من رو حسابی قلقلک میدن.
- ❤ 7