حالا اینکه چرا سربروس اینقدر جالب بود احتمالا توضیحش طولانیایه. یعنی من نمیتونم راحت تمام چیزهایی که توی ۱۶ جلد جذبم کرد رو توضیح بدم. اما این نزدیکترین چیز ممکنه:
سربروس استارتش خیلی عادیه، کاملا روی منطقِ فانتزی زمان خودشه. یک شخصیت تک بعدی سادست توی دنیای بزرگِ اطرافش؛ یک شاهزادهای هم وجود داره که باید باهاش همکاری کنه (شما بخونین نجاتش بده)تا به هدفش برسه.
اما شروع میکنه به عمق گرفتن. من مطمئنم نویسندهی این کمیک پلنی نداشته برای اینکه اینقدر ادامهش بده؛ از نوع دنیاسازی جلدهای اول مشخصه. اما به مرور lore اون دنیا گسترش پیدا میکنه، سعی میکنه از زیر سایهی آثار فانتزی دیگه بیرون بیاد و هویت جدید پیدا کنه. از حدود جلد چهارم حتی اون رگههای ارباب حلقههایی دیگه وجود ندارن و داستان بیشتر از هر چیزی ساختارِ مشابه با نمایشنامههای یونانی پیدا میکنه. نوعِ کمدی سیاسی/اجتماعیای که توی این اثر میاد کاملا خاصِ خودشه.
همین تکمیلِ به مرور و آرومِ دنیای داستان و شخصیتها باعث شده تقریبا هیچ خطِ مشخصی برای داستان وجود نداشته باشه. اینطوریه که یک جا سربروس داره میجنگه، توی آرکِ داستانی بعدی درگیر یک کالتِ مذهبی شده که اون رو پاپ میدونن. باعث شد که خوندنش به حد کافی فان باشه، هیچوقت نمیشد چپتر بعدی رو حدس زد.
خیلی هم انتقادات زیادی به جریانهای اجتماعی و سیاسی داره. شاید این رو بشه نقطهی ضعف هم در نظر گرفت (در مورد زن-ستیزی توی این کمیک میتونین سرچ کنین، با اینکه من خیلی حسش نکردم و بیشتر از آثار دیگهی S&S نبود) اما در کل همین طنزِ تاریکی که داشت واقعا sub text کار رو در اورده بود. چیزی نیست که با توضیح بتونم خلاقیتش رو توضیح بدم، پیشنهاد میکنم برای این مورد (اگه دوست دارین و مهمه براتون) حتما خود کمیک رو بخونین.
Post #2590
883
- ❤ 7