دنیای بازی توی چهار سمت مختلف ارائه میشه.
اولینش اینه که شما یک نقشهی بزرگ دارین، پیشرفت بازی بر اساس حرکت شما توی نقشهست و جستوجوی نقاط مختلفش. بازی خیلی خوب مرز میذاره بین چیزهای مختلف، مثلا هر اکت از داستان که تموم میشه، وارد یک اقلیم جدید میشیم که با قبلی متفاوته. این بخش خیلی خوب وسعت و جغرافیای دنیا رو نشون میده.
بعد میاد یکم دقیق تر میشه، شما روی هر ایونتی که بزنین و وارد بشین یک تصویر کوتاه و نهایتا صد کلمه توضیح دارین. بعضی وقتها حقِ انتخاب هم وجود داره. زمانی که ایونت رو تکمیل کنین (کلا ششتا مدل تکراری داره و چندتایی هم خاص) هم معمولا چند خطی توضیحات دریافت میکنین. این توضیحات خیلی خوب از مرحلهی جغرافیا وارد جزئیاتِ ژئوپلیتیک میشه. اینجائه که ما میفهمیم هر اقلیم چه مشخصاتی داره، نژادهای ساکن چی هستن و چه روابطی در جریانه.
توی مرحلهی بعدی دنیاسازی جزئیات رو واردِ دیزاینِ آیتمها میکنه. شما با شکست دادن هر دشمن یکسری آیتم دریافت میکنین. این آیتمها واقعا جالب طراحی شدن و اتفاقا تاثیر مهمی روی دنیاسازی دارن. مثلا یک الفِ قدرتمند بعد از کشته شدن سرِ سهتا دورف رو دراپ میکنه. تاثیرِ سرِ دورفها اینه که مقاومت رو برای چند راند بالاتر میبرن. توضیحات اینجا زیاد نیست، اما به راحتی با کنار هم گذاشتن پازل جوابها میان بیرون.
در آخر هم یکسری مکالمهی رندوم بین شخصیت اصلی و اون خونآشام هست که خیلی قطرهچکونی اطلاعات مختلف رو میده. اینجا به جای زاویهی دیدِ مخاطب، ما از دیدِ دوتا شخصیت داستانی داریم دنیا رو نگاه میکنیم و اتفاقا دیالوگهای خوبی هم داره. بارِ فلسفی داستان به طور کلی روی همین بخشه.
Post #2515
1.24K
- ❤ 3