غروبهای آبادی، سکون دیگری دارند؛
اما بعضی غروبها برای من عزیزترند،
وقتی صدای اذان مغرب، با صدای برادرم در آبادی میپیچد. این غروبها خدا جور دیگری قلبم را به دیدار میخواند.
چه شیرین است دیدن عزیزانت، وقتی به حق نزدیک میشوند؛
انگار نزدیکی آنها به خدا، دل تو را هم آرام میکند.
و چه سخت است دیدن فاصله گرفتنشان از راه هدایت؛
فاصلهای که هیچ راهی برایش کوتاه نیست و سختتر از هر فاصلهای که میان ادمهاست.
خدایا، عزیزانمان را به خودت نزدیک کن
و ما را از کسانی قرار بده که یکدیگر را به سوی تو میخوانند.
آمین🌱
Post #2369
1.49K