بردگان غم
امروز به لطف بستر فضای مجازی، غم هم راهی برای دیدهشدن پیدا کرده است و هرچه تراژیکتر، پرطرفدارتر.
تصویرها، نوشتهها و روایتهایی که قرار است بغض را به گلو بیاورند و تاریکیهای درون آدم را لمس کنند، آنقدر تکرار و بزرگ شدهاند که گاهی خود رنج، از یک واقعیت زندگی به هویتِ آدم تبدیل میشود؛ انگار هرچه زخمیتر باشی روایتت ارزشمندتر است و هرچه غمگینتر نشان بدهی سهم بیشتری از دیدهشدن داری.
حالا دیگر گاهی برای رنج، بازار ساختهایم؛
بازاری که در آن غم را عرضه میکنیم. از زخمهایمان روایت میسازیم و حتی بیآنکه بدانیم بر سر اینکه چه کسی بیشتر رنج کشیده مسابقه میدهیم.
اما غم قرار نبود اینقدر بزرگ شود.
دنیا از ابتدا قرارگاه آسودگی همیشگی نبوده است؛ فراز و فرود، رسیدن و نرسیدن، فقدان و شادی، همه بخشی از همین گذر کوتاهاند. قرآن نیز وقتی از ابتلا سخن میگوید، آن را بخشی از مسیر انسان معرفی میکند:
وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
«و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاستی در اموال و جانها و محصولات میآزماییم؛ و شکیبایان را بشارت ده.»
(بقره ۱۵۵)
مسئله خود رنج نیست؛ مسئله آنجاست که رنج را آنقدر بزرگ کنیم که مقصد را از یاد ببریم.
اگر تمام کاری که با رنج میکنیم نمایش دادن آن باشد، اگر هر زخم را به ویترین ببریم و هر اندوه را خوراک دیدهشدن کنیم دیگر از ابتلا عبور نمیکنیم؛ در آن ساکن میشویم.
و حساب مومن جداست.
او میداند دنیا ماندنی نیست و هیچ غمی قرار نیست تا ابد بماند. میداند صبر، فقط تحمل منفعلانهی درد نیست، میتواند راهی برای رشد باشد. میداند بعضی رنجها را باید زیست، از آنها آموخت و در نهایت به خدا سپرد، نه اینکه برایشان هویت بسازیم.
رنج، اگر در مسیر ایمان قرار بگیرد میتواند نردبان باشد؛ اما اگر به نمایش گذاشته شود خیلی زود به قفس تبدیل میشود.
شاید بد نباشد گاهی از خودمان بپرسیم
آیا داریم از رنجمان عبور میکنیم یا فقط داریم آن را زیباتر نمایش میدهیم؟
#خودنصیحتی
Post #2361
1.3K