ایمان فقط باور داشتن نیست؛ جهتی است که آدم را از درون مرتب میکند. وقتی ایمان در دل ریشه داشته باشد خواستهها دیگر فرمانروای آدم نیستند، صبر ممکن میشود، خویشتنداری معنا پیدا میکند و انسان یاد میگیرد هرچه را میخواهد لزوماً دنبال نکند.
به قول دوستی هیچچیز به قدرت ایمان، این دیوِ سرکش درون را رام نمیکند. ایمان، آدم را از خود بیقرارش عبور میدهد؛ از آن «من»ی که هر خواستن را حقش میپندارد و هر نرسیدن را شکست.
﴿وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ﴾
و شاید همین یکی از عمیقترین وجوه ایمان باشد؛ اینکه خدا فقط دست آدم را در مسیر نگیرد، بلکه قلبش را هدایت کند. پیش از آنکه راه را عوض کند نگاه آدم به راه را تغییر دهد، و پیش از آنکه خواستههایش را برآورده کند، خواستنهایش را تربیت کند.
قلب که هدایت شود آدم کمکم یاد میگیرد چه چیز را بخواهد، از چه چیز بگذرد و برای چه چیزی بایستد.
از زیباترین شکلهای هدایت همین است؛ اینکه خدا آنقدر درونت را به خیر نزدیک کند که خودت خیر را بخواهی...خودت! این خیلی حرفه...
#باقرآن
Post #2344
1.05K