TGViewer
وردة حمراء🥀 وردة حمراء🥀 @vardeahmar · 1.51K subscribers
Post #2307 1.34K
نیم ساعت بیشتر است از حیاط آمده‌ام داخل... اما انگار چشم‌هایم را همان دمِ در، رو به آسمان جا گذاشته‌ام.
شاید چون آسمانِ این روستا برای من فقط آسمان نیست.
سال‌هاست هر بار که سرم را بالا گرفته‌ام، بخشی از زندگی‌ام را میان همان ستاره‌ها پیدا کرده‌ام.
دختربچه‌ای را می‌بینم که حوله دست‌پدر را رول کرده و لای دستمالِ مادر، بجای عروسک می‌پیچید و روی پله‌های حیاط بازی می‌کرد؛ همان دختربچه‌ای که از تاریکیِ دالانِ گوسفندها می‌ترسید.
تابستان‌هایی را می‌بینم که کمباین سر‌زمین بود و حیاط، بوی گندمِ تازه می‌گرفت.
شب‌های آغازِ هدایتم را به یاد می‌آورد که با شنیدن اذان، بی‌اختیار نگاهم به آسمان گره می‌خورد و دلم، بی‌آنکه دلیلش را بداند، آرام می‌شد.
و شب‌هایی را که غم، تنها هم‌صحبت نامهربانم بود؛ شب‌هایی که هیچ‌کس از گفت‌وگوهای خاموشِ من و آسمان خبر نداشت.
حالا می‌فهمم آسمان هیچ‌وقت عوض نشد؛ این من بودم که هر بار با دلی تازه زیر آن ایستادم.
شاید برای همین است که هنوز هم هر وقت به روستا برمی‌گردم، دلم می‌خواهد چند دقیقه فقط به آسمان خیره شوم...
انگار بخشی از کودکی، بخشی از ایمان، و بخشی از تمام دلتنگی‌هایم را سال‌ها پیش، میان همان ستاره‌ها به امانت گذاشته‌ام.
و در شبهایی شبیه امشب، آسمان بی‌صدا تکه‌ای از من را به خودم پس می‌دهد.

#خاطرات
#روستایی
More from @vardeahmar
  1. Oct 3, 2026کاهش قدرت خریدمون داره هییی افزایش پیدا می‌کنه...
  2. Oct 2, 2026روشنیِ آبادی بعد از باران بوی کاهگلِ خیس در هوای نم‌خورده‌ی پاییز، درخت زالزالک و من، ایست…
  3. Oct 2, 2026photo post
  4. Oct 2, 2026همراهان گرامی امروز، دربرکات حین اجابت باران و عصر پرخیرش و لای صلوات‌هایتان استاد ارجمندم…
  5. Oct 1, 2026خدای من، ممنونم که هر بار با نشانه‌هایت دلم را گرم می‌کنی؛ نشانه‌هایی که گاهی درست در لحظه…
  6. Sep 29, 2026امشب، میان موهایم اتفاقی چشمم به یک تار سفید افتاد؛ تار کوچکی که نمی‌دانم از کی مهمان موها…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →