TGViewer
وردة حمراء🥀 وردة حمراء🥀 @vardeahmar · 1.51K subscribers
Post #2113 1.15K
سینی صبحانه را چیده و برای برادرم به نانوایی بردم. به رسم عادت دستی به روی نانوایی کشیدم و ظرفهای روی ظرفشویی را شستم.
چند زن در نوبت بودند و من کنار جوانترین آنها روی نیمکت، گوشه‌ای نشستم.
یکی از خانم‌ها که از در نانوایی بیرون رفت، بغل دستی رو به من کرد و گفت: سیدزاده‌خانم را دیده‌ای چقدر طلا دارد! من که کلا از این شروع مکالمه ماتم برده بود، با لبخند، گفتم ماشاءالله، ولی دقت نکردم.
در جمله‌ی بعدی گفت من خیلی طلا دوست دارم، با لبخندی مجدد جواب دادم، خدا بهت ببخشد.
نمیدانم این آرزو چقدر برایش بزرگ و دور بود که سکوت کرده و در نقطه‌ای نگاهش قفل زمین شد.
با خودم گفتم شاید تنگ‌دست است، بگذار خیالش را در سرزمینِ آرزویی دور رها نکنم.
صمیمی‌تر نگاهش کرده و گفتم، افسوس اینها را نخور، باورکن من دست پر طلاهای غمگین زیادی دیده‌ام، که درد تلخ مشکلاتشان شیرینی این زینت را از کامشان ربوده است و
با ذکر چند مثال که حرفم پایان باز نشود.
باز نگاهم کرد، کمی مرددتر، گفت راست میگویی، ولی من طلا خیلی دوست دارم...
و باز لبخندی دیگر...سکوت کردم.


سقف آرزوی بعضی‌ها همین قدر است، دستکاری‌اش گویا به قیمت خراب‌شدن تمام میشود.
اما در دلم دعایش کردم که او صاحبِ دستِ پر طلا و دل خوشحال شود...
#یومیات
More from @vardeahmar
  1. Oct 5, 2026زیبا؛ شبیه خواسته‌هایی که هنوز گفته نشده‌اند، اما نشانه‌های اجابتشان، زودتر از دعا سر می‌ر…
  2. Oct 4, 2026پاییز را باید فهمید؛ باید ابرهایش را حاملان امید دید، نه مسبب عصرهای تاریک دلتنگی. ابرها م…
  3. Oct 3, 2026کاهش قدرت خریدمون داره هییی افزایش پیدا می‌کنه...
  4. Oct 2, 2026روشنیِ آبادی بعد از باران بوی کاهگلِ خیس در هوای نم‌خورده‌ی پاییز، درخت زالزالک و من، ایست…
  5. Oct 2, 2026photo post
  6. Oct 1, 2026خدای من، ممنونم که هر بار با نشانه‌هایت دلم را گرم می‌کنی؛ نشانه‌هایی که گاهی درست در لحظه…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →