TGViewer
وردة حمراء🥀 وردة حمراء🥀 @vardeahmar · 1.51K subscribers
Post #2104 1.69K
گوشه‌ی در حیاط را باز کردم.
هنوز زن همسایه مرغ و خروس و اردک‌هایش را به لانه نبرده است. همه آرام و بی‌صدا به هم لم داده‌اند. بچه گربه‌ای آرام‌تر در یک متری آنها به سنگی تکیه داده است.
دیدن غروب برایم تجلی قدرت و زیبایست. آسمان نیلگون است و دست آفتاب پرتوهای روشنی بخشش را بر تن شاخه‌های برهنه و سرد زردآلوی کوچه میکشد.
صدای بازی فوتبال پسر بچه‌ها از دور به گوشم میرسد و این برایم جریان روحی پاک، در کالبد این آبادیست.
اخرین قسمت در خود مانده را خواندم، درونم سکوتی عجیب حاکم است و سعی میکنم با اذکار شامگاهی خودم را باز به کلام، به امید گره بزنم. چشمانم را می‌بندم و تقلا میکنم با نیروی نهفته در ذکر دوباره دست روحم را به ریسمان نورین اجابت نزدیک کنم.
کمی بعد...
صدای اسرارآمیز اذان می‌پیچد...
اذان سحرآمیزترین نوایی است که تمام ناآرامی‌های دلم را طلسم میکند و هر بار جانی دوباره بر جانم بند می‌زند.
#روزنوشت
More from @vardeahmar
  1. Oct 5, 2026زیبا؛ شبیه خواسته‌هایی که هنوز گفته نشده‌اند، اما نشانه‌های اجابتشان، زودتر از دعا سر می‌ر…
  2. Oct 4, 2026پاییز را باید فهمید؛ باید ابرهایش را حاملان امید دید، نه مسبب عصرهای تاریک دلتنگی. ابرها م…
  3. Oct 3, 2026کاهش قدرت خریدمون داره هییی افزایش پیدا می‌کنه...
  4. Oct 2, 2026روشنیِ آبادی بعد از باران بوی کاهگلِ خیس در هوای نم‌خورده‌ی پاییز، درخت زالزالک و من، ایست…
  5. Oct 2, 2026photo post
  6. Oct 1, 2026خدای من، ممنونم که هر بار با نشانه‌هایت دلم را گرم می‌کنی؛ نشانه‌هایی که گاهی درست در لحظه…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →