حرف امروزش چقدر برایم قابل تامل بود.
«انسان کماکان در رنج است؛ همان کبدِ بی وقفه. رنجها دونوعاند: رنجِ حاملِ خیر و یا رنجی پرخسران»
تمام خوبیها در بطن خود حامل سختی و مشقتاند، شبیه عبورِ دانه از ظلمت خاک برای ثمر دادن و یا رسیدن به رفعِ تشنگی حینِ افطار، در روزی گرم و طاقت فرسا.
رنجِ خستگیِ هجرت برای تحقق یک آرمان و یا تحملِ سنگی بر سینه در گرمای سوزناک آفتاب برای روشن ماندن قلب زیر سایه «احدٌ احد»
و هزاران رنجِ پر خیر دیگر که حاملِ سختیاند، اما خوشیِ و آسودگی با خود به همراه دارند.
در مقابل امان از رنجهای بیسود، خستگیهای بیحاصل و فانی که بیشترِ رنجهای این دوران، همین نوعاند...
راستش هر روز باید از خود بپرسی، رنجی که در آنم از کدام است؟!
آیا سرانجامِ آن آسودگیست یا محلِ زایشِ رنجی بیشتر است...
🖊ورده
Post #1460
1.04K