✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
🔳 اهمیت مسائل فلسفی و ریشه های آن در علم
🔘 مسائل فلسفه: اصیل یا شبه مسأله ( بخش دوم)
🔵 ایده ویتگنشتاین در استفاده از نظریه انواع راسل برای ریشه کن کردن فلسفه و الهیات هوشمندانه بود و الهام بخش مکتب تحلیل زبان جدید شد. در واقع، آنها این اندیشه را از ویتگنشتاین به ارث برده اند که هیچ مسئله فلسفی اصیلی وجود ندارد و تمام کاری که یک فیلسوف میتواند انجام دهد، کشف و حل معماهای زبانی است که از سوی فلسفه سنتی پیشنهاد شده اند. پوپر در نقد و ارزیابی ویتگنشتاین اذعان میکند که موارد زیادی وجود دارد که مردم حرف های بی معنی می زنند و لذا نشان دادن و کشف بی معنی بودن آنها اهمیت دارد، ولی تاکید میکند موارد زیادی هم وجود دارد که برخی افراد چیزهایی گفته اند که شاید خیلی منطقی نبوده یا از نظر گرامری صحیح نبوده، اما در عین حال بسیار جالب و هیجان انگیز بوده اند و شاید حتی بیشتر از حرف های منطقی دیگران ارزش شنیدن داشته باشند. برای نمونه، بسیاری از مسائل فلسفی از مسائل علمی یا عملی ناشی می شوند، مانند توسعه حساب دیفرانسیل و انتگرال و مسائل بنیادی آن.
🔵 این مثال ها نشان می دهند که برخلاف نظر ویتگنشتاین که مسائل فلسفی را صرفاً معماهای زبانی می داند، آنها اغلب در زمینه های علمی و عملی ریشه دارند. حساب دیفرانسیل و انتگرال در ابتدا بسیار پیچیده و بی معنی به نظر می رسید_ به ویژه بر اساس استانداردهای ویتگنشتاین. اما با گذشت چند صد سال و تلاش های بزرگ ریاضیدانان، این حساب بر مبانی مدللی پایه گذاری شد. با این حال، حتی اکنون نیز مبانی آن نیاز به ایضاح دارند. در خصوص دقت و روشن نویسی به نکته مهمی باید توجه داشت، زیرا به نظر می رسد این تضاد بین دقت ظاهری ریاضیات و ابهام زبان فلسفی بود که بسیار پیروان اولیه ویتگنشتاین را تحت تاثیر قرار داده است. اما باید دانست که اگر ویتگنشتاین از منظر و متر و معیار خود برای حمله به پیشگامان حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده می کرد، احتمالا موفق به ریشه کن کردن آنها می شد و به این ترتیب یکی از مهمترین تحولات در تاریخ تفکر را از بین می برد. پوپر می گوید، بی شک همه ما باید یاد بگیریم که تا حد امکان واضح، دقیق، ساده و سر راست صحبت کنیم، اما شاید هیچ کتاب علمی، ریاضی یا حتی کتابی که ارزش خواندن داشته باشد، وجود ندارد که نتوان با تحلیل زبان نشان داد که پر از جملات بی معنی و همان گویانه است.
🔵 این که بسیاری از مکتوبات فلسفی پر از سخنان بی معنی است، درست است. به علاوه، این هم درست است که ویتگنشتاین و تحلیل گران زبان برای مدتی جلوی این نحوه نوشتن فلسفی غیر مسئولانه را گرفتند. با این حال راسل با مکتوبات فلسفی واضح و جذابش نشان داد که می توان هم محتوای عمیق داشت و هم سبک ساده و شفاف. بنابراین، به نظر پوپر در مجموع، به شکلی همدلانه در دفاع از ویتگنشتاین دو نکته قابل ذکر است: اول اینکه هر فلسفه ای ممکن است در بسیاری مواقع به جایی برسد که مسائلش تبدیل به شبه مسئله شود و زبانش به پرگویی بی معنی منجر شود. اما این نتیجه فرو رفتن فلسفه در خود است. به عبارتی، مکاتب فلسفی وقتی دچار انحطاط می شوند که در این قرار گیرند که بدون توجه به مسائل واقعی خارج از فلسفه، مثلاً در ریاضیات، کیهان شناسی، سیاست، دین یا زندگی اجتماعی فلسفه ورزی کنند. به عبارت دیگر، مسائل اصیل فلسفی همیشه در مسائلی برآمده در خارج از فلسفه ریشه دارند که اگر این ریشه ها از بین بروند، مسائل فلسفی هم می میرند.
📚 منبع: کتاب علم و متافیزیک، نوشته علیرضا منصوری
کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇
@vahidbehmaram1371
Post #830
91