✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
🔳 باور نوین در مورد حقیقت علمی
🔵 در نظریه کوانتومی، وضعیت پیش گفته را هنگامی پذیرفتیم که توانستیم آن را به شکل ریاضی درآوریم و نتیجه احتمالی هرگونه آزمایش را قطعی، واضح و بدون تناقض منطقی بیان کنیم. البته معادلات نوین ریاضی، دیگر وصف کننده طبیعت نیستند، تنها شناخت ما را از طبیعت بیان می کنند. ناگزیر شدیم توصیف طبیعت را که برای قرون متمادی هدف مشخص علم دانسته می شد کنار نهیم. فقط می شود گفت که در حال حاضر این وضعیت را در گستره فیزیک اتمی نوین پذیرفته ایم چون توصیفی مناسب از تجربه ماست. تفسیر فلسفی نظریه کوانتومی هنوز هم سبب اختلاف آراست. برخی بر این باورند که این شکل نوین توصیف طبیعت هنوز ارضا کننده نیست چون با ایده آل های پیشین حقیقت علمی همخوانی ندارد، پس حتی می توان آن را نیز حاصل بحران این زمانه دانست و بنابراین نمی توان آن را به عنوان حرف آخر پذیرفت.
🔵 اکنون لازم است «مفهوم حقیقت علمی» را به شکل عام تر بررسی کنیم و بدانیم چه ضوابطی تعیین کننده مجوز سازگار و نهایی شناختن دانسته های علمی است. ابتدا ضابطه ای صرفاً بیرونی را بررسی خواهیم کرد. پیشرفت دائم و نداشتن ناپیوستگی درونی در حتی یکی از گستره های زندگی عقلانی باعث می شود کسانی که در آن گستره کار می کنند، در مورد چیزی که آن را مشکل فن نام خواهیم داد، پرسش های پیچیده مطرح کنند. پرسش هایی که هدف نهایی، یافتن پاسخ آنها نیست، بلکه ارزششان ناشی از نقشی است که در چهارچوبی بزرگ تر دارند، چهارچوبی که تنها چیزی مهم است. شاید به همین دلیل بود که پیکرتراشان قرون وسطا می کشیدند چین لباس قدیسان را به دقت نمایش دهند. حتی چین لباس قدیسان هم جزئی از چهارچوب بزرگ مذهبی ای بود که یگانه چیز مطرح برای هنرمند به شمار می آمد. علم نوین نیز به شکلی مشابه پرسش هایی خاص مطرح می کند و برای آن، پیش شرط درک چهارچوب بزرگ تر، تحقیق درباره آن پرسش ها است. در پیشرفت های پنجاه سال اخیر نیز، مشکلات خاص به خودی خود نمایان شد و لازم نبود برای یافتن آنها تلاشی کرد. هدف نیز همواره دست یافتن به همان چهارچوب بزرگ قوانین طبیعی بود. از این لحاظ، اگر بخواهیم تنها از دیدگاهی بیرونی صحبت کنیم، نمی توانیم دلیلی برای هرگونه فقدان پیوستگی در علوم دقیقه بیابیم.
🔵 اما در مورد نهایی بودن پاسخ ها، باید یادآوری کرد که در علوم دقیقه، همواره راه حل نهایی برای گستره های خاص و محدود تجربه پیدا شده است. مثلاً ، پرسش هایی که با مفهوم نیوتنی مکانیک مطرح شد، به شکلی دائمی و قاطع با قانون نیوتن و نتیجه های ریاضی آن به پاسخ رسید. این راه حل ها البته تنها در محدوده مکانیک نیوتن و روش پرسش نیوتنی صادق است.مثلا فهمیدیم که در نظریه الکتریسیته استفاده تحلیلی از این مفاهیم ممکن نبود. پس در این گستره نوین تجربی، شاهد ظهور دستگاه های جدیدی از مفاهیمی بودیم که فرمولبندی ریاضی و نهایی قوانین الکتریسیته را ممکن کرد. بنابراین واژه نهایی در علوم دقیقه، مشخصاً به معنای وجود همیشگی دستگاه هایی از مفاهیم و قوانین مستقل است که بتوان آنها را به شکل ریاضی بیان کرد. مفاهیم و قوانین مورد بحث به گستره هایی خاص از تجربه تعلق دارند که در آن گستره و در کل عالم صادق هستند و نمی توان آنها را تغییر یا بهبود داد. البته، آشکارا نمیتوانیم،انتظار داشته باشیم که این مفاهیم در توصیف منتجه در مورد پهنه های نوین تجربه هم صادق باشد. تنها از این دیدگاه محدود است که میتوان مفاهیم و قوانین نظری کوانتومی را نهایی دانست و تنها با این دیدگاه محدود ممکن است که روزی بتوان دانش علمی را با زبان ریاضی یا هر زبان دیگری تدوین کرد.
📚 کتاب: فیزیک و طبیعت (نگاه فیزیکدان به طبیعت)
✍️ نویسنده: ورنر هایزنبرگ
کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇
@vahidbehmaram1371
Post #807
186