یک ثانیه توییتی که پایین همین پست ضمیمه شده رو نگاه کنید. بیاید از منظر روانشناسی اجتماعی یه بررسی روش انجام بدیم.
در این توییت، نویسنده با استفاده از کنایه و مثالهایی از استانها و قومیتهای مختلف، بهدرستی نقد کرده که نباید کار اشتباه یک نفر را به کل آن قومیت نسبت داد. اما جالب اینجاست که خودش در پایان، دقیقاً همون اشتباه رو به شکل بزرگتری مرتکب شده و رفتارهای منفی رو به همه ایرانیها نسبت داده و نتیجه گرفته که «ایران به خاطر این رفتارها درست نخواهد شد».
این نوع تعمیم دادنها، از جمله مشکلات رایج در روان انسانها هستند که معمولاً به تعمیق کلیشهها و پیشداوریها منجر میشن. حتی اگر هدف نویسنده انتقاد از رفتارهای نادرست باشه، اینکه یک ویژگی منفی رو به کل یک جامعه نسبت بده، دقیقاً همون اشتباهیه که خودش بهدرستی در ابتدای توییتش بهش اعتراض کرده.
اما بیایید عمیقتر به موضوع نگاه کنیم. از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، این نوع تعمیمها بهعنوان خطای نسبتدهی شناخته میشن. در این خطا، افراد تمایل دارن که رفتار یا ویژگی منفی یک فرد رو به کل گروه یا جامعهای که اون فرد بهش تعلق داره نسبت بدن. این مسئله نهتنها در ایران، بلکه در سراسر دنیا وجود داره و متأسفانه یکی از ریشههای اصلی کلیشهسازی و تبعیض محسوب میشه.
برای مثال، تصور کنید که فردی از کشوری خاص، مثل ایالات متحده، در سفر خارجی رفتار نادرستی از خودش نشون بده. خیلی از مردم تمایل دارن که اون رفتار رو به همه آمریکاییها تعمیم بدن و برچسب «خودخواه» یا «بیملاحظه» رو به کل یک ملت بزنن. یا مثلاً در کشورهای اروپایی، اگر مهاجری از هند درگیر جرمی بشه، بعضیها تمایل دارن اون جرم رو به همه مهاجران از اون منطقه نسبت بدن و نتیجهگیری کنن که «همه مهاجران هندی خطرناک هستن». این نوع تفکر باعث میشه که نگاههای منفی و پیشداوریها نسبت به گروههای خاص، حتی اگر تعداد بسیار کمی از افراد اون گروه مرتکب رفتار نادرست بشن، تقویت بشه.
اما چرا این خطای نسبتدهی اتفاق میافته؟ یکی از دلایلش، سادهسازی ذهنیه. ذهن انسان دوست داره دنیا رو به شکلهای ساده و قابلفهم تقسیمبندی کنه؛ و این باعث میشه که گاهی به جای درک پیچیدگیهای فردی و اجتماعی، به راحتی به کلیشهها پناه ببره. در واقع، برای ذهن آسونتره که بگه «همه افراد این گروه اینطوری هستن» تا اینکه بگه «فقط این فرد این رفتار رو داره و این ارتباطی به کل گروهش نداره».
بطور مثال در آمریکا وقتی تیراندازیهای مرگبار در مدارس رخ میده که متأسفانه خیلی هم رایجه، برخی افراد تمایل دارن این رفتار رو به محل تولد یا اصالت اون فرد نسبت بدن. فرض کنید قاتل از شهری خاص یا حتی از کشوری دیگه باشه؛ بعضیها ممکنه بگن: «بله، چون اهل فلان شهر یا فلان کشور بوده، این رفتار خشونتآمیز ازش سر زده.» این نوع نگاه، دقیقا همون خطای تعمیمدهی رو نشون میده.
این طرز تفکر، نهتنها درسته نیست، بلکه به تقویت کلیشههای منفی و پیشداوریها منجر میشه. حقیقت اینه که خشونت یا رفتار نادرست یک فرد، نتیجه عوامل پیچیدهتریه؛ از شرایط روحی و روانی گرفته تا محیط خانوادگی و اجتماعی که فرد در اون رشد کرده. نسبت دادن این نوع رفتارها به محل تولد یا قومیت، هیچ کمکی به فهم درست مسئله نمیکنه و تنها باعث میشه یک گروه یا جامعه بیدلیل مورد قضاوت قرار بگیرن.
در واقع، حتی در کشوری مثل آمریکا هم ممکنه مردم دچار این خطای فکری بشن و رفتار وحشیانه یک نفر رو به کل جامعه یا منطقهای که اون فرد از اونجا اومده، نسبت بدن. اما چنین نگاههای کلیشهای و تعمیمدهیها، در هیچ جامعهای جواب نمیده و فقط باعث تعمیق اختلافات و ایجاد بیاعتمادی بین مردم میشه.
🌗 کانال روانشناسی سایکولاجیک
📌@UTpsychologic
Post #75
36.3K