این ایده در نگاه اول کاملاً خلاف انتظار به نظر میرسد.
اغلب ما تصور میکنیم برای بهبود عملکرد مغز باید بیشتر فکر کنیم، مطالعه کنیم و ذهنمان را درگیر کنیم؛ و برای بهبود سلامت جسم، باید ورزش کنیم. اما پژوهشهای چند دههی اخیر نشان دادهاند که این رابطه پیچیدهتر از این دوگانهی ساده است.
فعالیت بدنی منظم یکی از مهمترین عوامل حفظ و بهبود عملکرد مغز است. ورزش با افزایش جریان خون مغز، تقویت انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity)، افزایش BDNF (پروتئینی که به رشد، بقا و تقویت ارتباطات سلولهای عصبی کمک میکند) و بهبود عملکرد شبکههای اجرایی، میتواند حافظه، یادگیری و دیگر کارکردهای شناختی را بهبود دهد. به همین دلیل، ورزش یکی از مؤثرترین مداخلات غیر دارویی برای حفظ سلامت شناختی شمرده میشود.
از طرف دیگر، سلامت جسم فقط حاصل رفتارهای فیزیکی مانند ورزش و تغذیه نیست. استرس مزمن، تروماهای حلنشده و تعارضهای روانی میتوانند از طریق محور استرس (HPA axis)، افزایش کورتیزول، التهاب و تغییر عملکرد سیستم ایمنی، بر بدن اثر بگذارند. به همین دلیل، رسیدگی به سلامت روان و مواجههی سالم با تجربههای دردناک و تروماها بخش ریشهای و مهمی از مراقبت از سلامت جسم است.
البته این به معنای جایگزینی ورزش با رواندرمانی یا برعکس نیست. نکتهی اصلی این است که مغز و بدن دو سیستم جدا از هم نیستند؛ بلکه دائماً در تعامل با یکدیگرند.
-aram yazdizad-
@UTpsychologic
Post #299
2.94K
- ❤ 25
- 👍 10