پروستات رو که عمل میکنن، بعضی وقتها یه عارضه پیش میاد که بهش میگن «رتروگرید اجاکولیشن».
یعنی طرف موقع انزال، مایع منیش بهجای اینکه از آلت بپاشه بیرون، برعکس حرکت میکنه و میره تو مثانه.
یعنی آب سربالا میره!!!
بعد خب قورباغهش هم دیگه ابوعطا میخونه!
یعنی انزال هست، ارگاسم هم هست، ولی خبری از آب نیست. خشکِ خشک.
این مقدمه رو داشته باشید تا حکایتی براتون تعریف کنم.
باری، انترنی خام بودم و بیمقدار و در بخش اورولوژی، تلمذ استادی میکردم حاذق و کارآزموده؛ که دستش در جراحی گشاده بود و تیغش در پروستات خلق افتاده.
روزی در درمانگاه به کسب علم نشسته بودم که مردی درآمد، تازه از بند جانکاه بزرگی پروستات رهیده.
استاد پیش از آن وی را عملیده و از رنج تنگی مجرا رهانیده بود؛ چنانکه پیشابش، که روزگاری قطرهقطره و به هزار محنت بیرون میآمد، اکنون چون آب جوی روان بود.
مرد سلامی کرد و خاضعانه بر گوشهٔ صندلی نشست. آثار رضایت از رخسارش پیدا بود و شکر طبیب بر زبانش.
اما زن را روی گشاده نبود.
استاد گفت:
«چونی و از عمل چه خبر؟»
مرد گفت:
«الحمدلله آقای دکتر، خیلی خوبم. ادرارم خیلی خوب شده. هیچ مشکلی ندارم.»
زن ابرو درهم کشید و گفت:
«نه آقای دکتر! خوب نیست.»
مرد نظری به زن کرد که خاموش باش؛
و زن نظری به مرد کرد که تو خود خاموش باش!
استاد گفت:
«چه مشکلی دارد؟»
زن گفت:
«آقای دکتر… خشک شده!»
مرد سر به زیر افکند و من سر در پرونده.
استاد پرسید:
«منظورتان چیست؟»
زن گفت:
«خشک دیگه آقای دکتر! هیچی نمیاد…!»
من سر در گریبان پرونده بودم،گویی حاشا که مرا خنده پاره کرده.
استاد شرحی داد مختصر و البته بی جهت
زن گوش بداد، اما قانع نشد.
سر بجنبانید و گفت:
«آقای دکتر، اینجوری که فایده نداره. خشک که فایده نداره! بدون آب هیچ فایدهای نداره!»
مرد از گشایش پیشاب خشنود بود و زن از خشکی انزال ناخشنود؛ یکی شکر طبیب میکرد که آبش روان کرده و دیگری گله که آبش بریده.
و من، انترن خام، آن روز حکمتی آموختم که در هیچ کتاب اورولوژی ننوشته بودند:
چه بسیار عملی که بیمار از آن راضی باشد و عیال بیمار، ناراضی.
خاصه آنجا که آب از راه خویش برگردد و سربالا رود؛
که چون آب سربالا رود،
قورباغه نیز لاجرم ابوعطا خواند.
_دکتر خاکستری_
@utmeds
Post #7467
7.3K
- 🤣 656
- 👎 29
- ❤ 24
- 👏 17
- 🗿 16
- 👍 4
- 🤩 3
- 🔥 1