⬅️ادامه:
این پدیده، ابعاد چرخه بازگشت دلار را آشکار میسازد؛ هنگامی که جهان و حتی رقبای استراتژیک واشنگتن، با فروش کالا و منابع به آمریکا دلار کسب کرده و سپس بخش قابل توجهی از همان دلارها را برای خرید اوراق قرضه به دولت آمریکا وام دهند تا سرمایه هایشان محفوظ بماند. اینگونه ماشین نظامی و اقتصادی واشنگتن شارژ میماند.
برآیند این مناسبات ساختاری، خود را در موازنه آسیبهای اقتصادی ناشی از درگیری مستقیم نظامی نیز به روشنی نشان میدهد. در این منازعه نظامی میان آمریکا و ایران، عدم تقارن در حجم اقتصاد (۳۰ تریلیون دلار در برابر ۳۷۰ میلیارد دلار) و جغرافیای نبرد، نتایج کاملاً متفاوتی بر جای میگذارد؛ در حالی که خسارات آمریکا به هزینههای تسلیحاتی و عملیاتیِ برونمرزی (در حد چند ده میلیارد دلار یا کمتر از ۰٫۲ درصد از تولید ناخالص داخلی) محدود مانده و حتی بخشی از آن به عنوان محرک تولید در داخل خاک اصلی این کشور عمل میکند. بحران سوخت نیز تنها باعث افزایش تورم کلی آمریکا از ۲/۸ درصد پیش از جنگ، به ۳/۴ درصد شده است.
در مقابل، ایران به دلیل وقوع جنگ در داخل خاک خود، تخریب شریانهای انرژی و زیرساختها و محاصره دریایی، تنها در ۴۰ روزِ جنگ رمضان متحمل خسارات سنگین ۲۷۰ میلیارد دلاری شد. (معادل ۷۰ درصد از حجم کل اقتصاد ۳۷۰ میلیارد دلاری ایران، بیش از ۴ سال صادرات نفت و ۹ برابر ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی کشور.) این وضعیت به همراه جهش تورم و رسیدن آن به حدود ۸۰ درصد و سقوط شدید ارزش پول ملی، فلجشدن اقتصاد کلان کشور را به همراه خواهد داشت.
در نهایت باید گفت تصور تداوم این منازعه نظامی برای تضعیف ساختاری ایالات متحده، که مکرراً در صدا و سیمای ملی توسط کارشناسان این مجموعه عنوان میگردد، دستکم از سوی بازیگری در ابعاد و توان ایران، تفکری ساده لوحانه است؛ چرا که پیش از بروز هرگونه اثر محسوس بر شالودههای قدرت آمریکا، روند ویرانگر جنگ، ایران را با شتابی بهمراتب بیشتر به سوی انحطاط سوق خواهد داد.
۲/۲
◽️@utfinance◽️
Post #6889
6.07K
- 👍 11
- 👎 2
- ❤ 1
- ⚡ 1