Introduction را با چه منطقی بنویسیم؟
یکی از اشتباههای رایج در مقالهنویسی این است که فکر کنیم Introduction یعنی چند پاراگراف درباره موضوع بنویسیم و در پایان هم بگوییم «هدف این مطالعه بررسی... است».
اما Introduction قرار نیست فقط موضوع مقاله را معرفی کند؛ قرار است خواننده را قدمبهقدم به سمت ضرورت انجام پژوهش شما هدایت کند.
یک مقدمه خوب معمولاً یک مسیر منطقی دارد:
موضوع کلی → مسئله مشخص → آنچه تاکنون میدانیم → آنچه هنوز نمیدانیم → دلیل انجام مطالعه حاضر
مشکل از جایی شروع میشود که نویسنده این مسیر را رعایت نمیکند.
مثلاً ممکن است چندین پاراگراف درباره اهمیت یک ماده غذایی، ترکیب زیستفعال یا یک فناوری بنویسد، دهها رفرنس هم اضافه کند، اما در پایان هنوز برای خواننده روشن نباشد:
خب، دقیقاً چه چیزی در مطالعات قبلی حل نشده است؟
Introduction نباید تبدیل به مجموعهای از اطلاعات پراکنده و پشت سر هم شود.
هر پاراگراف باید خواننده را به پاراگراف بعدی برساند و در نهایت او را به یک نقطه مشخص برساند:
این پژوهش چرا باید انجام میشد؟
پس قبل از نوشتن Introduction، بهجای اینکه مستقیم سراغ مقالهها بروید و شروع به جمعکردن اطلاعات کنید، ابتدا این سؤال را برای خودتان روشن کنید:
اگر بخواهم در یک یا دو جمله توضیح بدهم چرا این پژوهش لازم بود، چه میگویم؟
اگر پاسخ این سؤال هنوز مشخص نیست، احتمالاً Introduction شما هم هنوز منطق روشنی ندارد.
یک مقدمه خوب فقط نمیگوید «چه چیزهایی میدانیم»؛ نشان میدهد «چرا دانستن چیز دیگری هنوز ضروری است».