اگر کسی مدام تأکید کند که مثل بقیه دخترا نیست، آرایش نمیکند، با پسرا راحتتر است، دخترای دیگر خیلی پلاستیکیاند و این تفاوتها را برای جلب توجه و تأیید دیگران مطرح کند، آن موقع پیک می قابل استفاده است. بدی این افراد این است که برای انتخاب شدن، دیگران را پایین میآورند و خودشان را بالاتر نشان میدهند. (دریغ از جنسیت)beige flag
این افراد صرفا رفتار غیر قابل توضیح و بیضرر دارند. یکی که همیشه قبل از خواب، سه بار آلارمش را برای ساعتهای مختلف تنظیم میکند، هر روز همان آلارم اول را هم خاموش میکند و دوباره میخوابد. یا کسی که وقتی میخواهد فیلم ببیند، چهل دقیقه دنبال فیلم میگردد و آخرش همان فیلمی را میگذارد که قبلاً دیده.gaslighting:
یک مثال میزنم. یک نفر عمداً اتفاقی را که افتاده انکار میکند و مرتب به طرف مقابل تحمیل میکند که او در حال خیالاتی شدن است. کمکم طرف مقابل به حافظه و برداشت خودش شک کند.love bombing:
یعنی یک نفر در مدت کوتاهی مقدار خیلی زیادی توجه و محبت نشان بدهد، به شکلی که میتواند بخشی از یک الگوی ناسالم یا کنترلگرانه باشد. مثلاً هنوز چند روز نیست که با کسی آشنا شدهای و طرف مدام تو را تحسین میکند و حرف های غیرواقعی میگوید. هر روز حجم زیادی پیام و تعریف میفرستد و خیلی سریع توقع صمیمیت و تعهد پیدا میکند.situationship:
رابطهای که از دوستی معمولی بیشتر است ولی هیچکس حاضر نیست مشخص کند دقیقاً چیست. (درد و مرض) هر روز حرف میزنند، به هم وابستهاند، ناراحت میشوند اگر طرف با فرد دیگری صمیمی شود، شاید حتی رفتارشان شبیه زوج ها باشد، ولی اگر یک نفر بپرسد که آیا زوج هستید یا خیر، هر دو به سقف نگاه میکنند. (به اذن خداوند، له بشوید)delulu:
دلولو از delusional میآید؛ یعنی کسی که بیش از حد در خیال خودش سیر میکند و رویا را با واقعیت قاطی کرده. مثلا یک خواننده معروف در یک کنسرت برای چند ثانیه به سمت شما نگاه میکند و حس میکنید بینتان ارتباط خاصی بود. در صورتی که او فقط به جمعیت نگاه میکرد...main character
وقتی کسی خودش را مثل شخصیت اصلی زندگی خودش میبیند. در حالت معمول اصلاً چیز بدی نیست؛ یعنی آدم برای زندگی خودش اهمیت قائل است و منتظر نیست همیشه دیگران تصمیم بگیرند. اگر کسی تصور کند همه آدمهای اطرافش فقط برای نقش داشتن در داستان او وجود دارند، آن موقع قضیه کمی قابل بحث میشود.NPC:
یعنی شخصیتی که بازیکن کنترلش نمیکند. در اینترنت برای آدمهایی استفاده میشود که رفتارشان خیلی تکراری یا انگار از روی یک الگوی ثابت است. هر روز دقیقاً همان جملهها، همان واکنشها، همان رفتار را دارند.aura:
وقتی در اینترنت میگویند کسی aura دارد، منظورشان یک جور حضور، اعتمادبهنفس یا جذابیت خاص است که باعث میشود کاری که انجام میدهد «وایب» خاصی داشته باشد. مثلاً معلمی وارد یک کلاس میشود، خیلی هم حرف نمیزند ولی حضورش جلب توجه میکند. میگویند aura دارد. (واحد اندازهگیری ندارد.)rizz:
توانایی جذب کردن یا تحت تأثیر قرار دادن دیگران، مخصوصاً در موقعیتهای عاشقانه یا اجتماعی. گرچه ممکن است یک نفر ظاهر کاملاً معمولی داشته باشد ولی آنقدر خوب حرف بزند و ارتباط برقرار کند که همه دوست داشته باشند با او صحبت کنند.gatekeeping:
عمداً اطلاعات یا دسترسی به چیزی را از دیگران دریغ کردن تا خودتان یا گروه کوچکتان آن را برای خود نگه دارید.lore:
مثلاً آرتیست مورد علاقه تان را به دیگران معرفی نکنید تا فندوم کوچک و قابل تحمل باقی بماند. بسیار عمل عجیبی است.
یعنی داستان و پیشینهای که پشت یک شخص، شخصیت، دنیا یا اتفاق وجود دارد. مثلاً دوستتان را از دوران دبستان میشناسید و یک روز میفهمید در هفت سالگی یک تجربه ترسناک داشته که هیچوقت تعریف نکرده.headcanon:
چیزی که یک مخاطب درباره شخصیت یا داستان تصور میکند و در اثر اصلی گفته نشده.parasocial
وقتی یک نفر با یک آدم معروف احساس نزدیکی میکند، در حالی که رابطه واقعی و دوطرفهای بین آنها وجود ندارد. مثلاً یک خواننده را سالها دنبال میکنید و از حرفها و زندگی هنریاش چیزهای زیادی میدانید ولی او شما را شخصاً نمیشناسد.aesthetic:
سبک و ظاهر و وایب بصری مشخصی که مجموعهای از عناصر با هم میسازند. مثلاً رنگ ها، لباس ها، دکور، عکس ها، فونت ها، نوع ادیت و... .touch grass:
کمی از اینترنت فاصله بگیر و برو با دنیای واقعی ارتباط برقرار کن. فردی چهار ساعت درباره یک دعوای اینترنتی بحث کرده و هنوز هم ادامه میدهد. عزیزم گوشی را کنار بگذار. با طبیعت ارتباط بگیر.
در این پست از هوش مصنوعی دیپسیک کمک گرفته شده.