داستان پر خون دلِ آسکلپیوس و زئوس؛چنان که در متن هم اشاره ای(به اجمال) شد،می توان از همین داستان ها،پزشکی را ذات شناسی کرد.یعنی به ویژگی هایی از پزشک بودن پی برد(مثلا در تنش بودن با ایده ی سرنوشت)،که مشروط به فرهنگ و تاریخ و اسطوره ی خاصی نیستند و در ذاتِ خودِ پزشکیدن(به نحو نا-مشروط،همه جا و در هر زمان)،در کار اند.
.
البته که چنین سطحی از آنالیز در لایه های عمیق تر فلسفه ورزی است(چرا که فلسفه ورزی در نهایی ترین آنالیز هایش،به دنبال ایده آل دانش یافتن است،که این ایده آل،یافتنِ دانش ای به موضوع است که به نحوِ نا-مشروط مربوط به خودِ آن موضوع باشد) و از این روی دقت بسیار بیشتری نیز می طلبد.از این جهت در سه بخش متن،نوشتار به این سمت نرفت...
.
منبع تصویر(یک سایت عمومی) :
https://www.maicar.com/GML/000Iconography/Asclepius/slides/liebjup06.html
.
#سوگند_نامه_ی_بقراطی
#اخلاق_زیستی
Post #66
618
المپیاد اخلاق پزشکی علوم پزشکی تهران PART III از سویی دیگر،داستان بین آسکلپیوس و زئوس نیز،داستانی پر خون دل است. . آسکلپیوس که به دو شیشه از خون از دست راستِ مدوسا(Medusa) دست یافته بود،تلاش کرد که با این شیشه های خون،انسان هایی را از مردن نجات دهد و آن ها را از مرگ به زندگی بازگرداند. در اینجا…
