TGViewer
المپیاد اخلاق پزشکی علوم پزشکی تهران المپیاد اخلاق پزشکی علوم پزشکی تهران @tums_ethicsolymp · 490 subscribers
Post #117 145
🔖 در باب «قبول مرحله اول» و قبول نشدن در المپیاد اخلاق

با دانشجوی علوم پزشکی بودن، یک سری امکان ها به روی دانشجو گشوده می شود و البته که امکان های زیادی فروبسته می شود.
فردی را تصور کنیم که دانشجوی پزشکی ست و می خواهد در چهارچوب نظم آموزشی مستقر، همچنان در آن جوِ رقابتِ گرفتن بالاترین امتیاز ها باقی بماند، چنین فردی ممکن است که به زودی، این نیروی فشارنده را بر پوستش احساس کند که اگر بخواهد تا این حد به معیار های خارج از خودش، یعنی معیار های سیستم، پای بند بماند، دیگر وقتی برای کار های دیگر زندگی ندارد. تفریحات کم کم کاسته می شوند چون به علوم پایه، پره انترنی و دستیاری نزدیک می شویم، یادگرفتن مهارت های تازه به بعد ها موکول می شود و اینکه من بخواهم شوق ها و خلاقیت های زندگی خود را بپرورم، کم کم از افق های زمان مندی ام، محو می شود.
این چنین است که دانشجوی علوم پزشکی بودن را، چهارِ امکانِ تقلیل و یک وجهی زیستن در پی است:

🔶 تقلیلِ مصدق عادی بودن به مصدقِ صرفا دانشجوی پزشکی بودن
🔶 تقلیل مصدقِ دانشجوی پزشکی بودن (که می تواند المپیاد را تجربه کند، مهارت های پژوهشی کسب کند، شبکه ی دوستی در دانشگاه ایجاد کند و...) به مصدقِ صرفا پزشک بودن
🔶تقلیل مصدقِ پزشک بودن و شوق مندی اش به پزشکی و تئوریا و پرکتیسِ والایش به مصدقِ صرفا درس خوان بودن برای آزمون
🔶تقلیل مصدقِ درس خوان بودن برای آزمون با رفرنس ها به مصدقِ درس خوان بودن صرفا با منابع تستی و کمک آموزشی

این چنین است این نیرویی که نظم مستقر آموزشی بر پوست وارد می کند و می خواهد ما را وادارد که زندگی مان را در جهتِ انضباط بخشی هایش، تنظیم کنیم.
به نظر می رسد که امری که ذکرش رفت، چالشی باشد که پیش روی دانشجوی علوم پزشکی بودن، در ایران است. به نظر می‌رسد که حس کردنِ چنین نیروی مهیب و نظم بخشی، در مویرا (μοῖρα) دانشجوی پزشکی بودن در ایران، تنیده شده است.
راه رهایی از این تقلیل های چهارگانه چیست؟
بحث بسیار است اما به اختصار بگویم، چهارتایی ای که ذکرش رفت، که هر یک دو امکان داشت، این هشت امکان را به نحو منعطفی با هم پیش بردن.
این است (یکی از) راه (های) رهایی!

یک مثال:
شرکت در المپیاد اخلاق یکی از امکان های فراروی از این تقلیل است.
در سطح اول، مصدق عادی می تواند با شرکت در المپیاد، به شوق اش که فلسفه و اخلاق است بپردازد و هم زمان وجه پزشک بودنش نیز حفظ شود.
در سطح دوم، مصدق از اینکه صرفا به تئوریا و پرکتیسِ پزشکی مشغول شود، به در می آید و از سایر امکان های دانشجوی پزشکی بودن، بهره می برد؛ یعنی با شرکت در المپیاد، با افراد تازه ای طرح دوستی می ریزد، با حیطه ی تازه ی مرتبط با پزشکی آشنا می شود و...

اما فراروی از این چهار تقلیل که با نیروی مهیبی بر پوست اعمال می شوند، مستلزم خطر کردن است و رفتن به راه هایی که انتهایش نا-پیدا.
چرا؟ از این روی که به نظر می رسد، نظم مستقر در جهتِ (تشدید کردنِ) این چهار تقلیل، جهت گیری دارد.

یک مثال:
مهم نیست شما چه قدر در بالین با کیفیت عمل می کنید یا هریسون می خوانید، در آزمون های جامع، این دید رایج در بین دانشجویان پزشکی در کار است که گذرگاهِ عافیت و موفقیت، از خواندن فلان کتاب کمک آموزشی و تدریس های بهمان موسسه می گذرد نه پزشکیدن در بالین و هریسون.

.
با ذکر این مقدمات، به ۹۰ دوست پذیرفته شده در مرحله ی اول المپیاد، تبریک می گم. در هر روی این فرصت در پیش روی شما همچنان گشوده است که امکان های تازه و تصادفی رو تجربه کنید، دوستی های جدیدی شکل بدید و...
و در باب دوستانی که پذیرفته نشدن، می دونم که ممکنه حس بد و نا-امید کننده ای داشته باشه، اما راستش باید بتونید بعد از غم و سرخوردگی اولیه، مجدد به راه بیفتد و البته حتما تجربه تون رو در المپیاد آنالیز کنید که از این تجربه درس بگیرید.
ولی باید بتونید مجدد به راه بیفتید. چون در هر روی، رفتن به امکان های تازه که فراروی از تقلیل های چهارگانه بود، خطر کردن هست و در خطر کردن، ممکنه زمین بخوریم و دنده هامون بشکنه.
نکته ی اصلی این نیست که زمین خوردیم، نکته در اون شوقِ تجربه ی امور تصادفی و تازه هست که عادتِ زندگی نیست،‌ در رهایی از تقلیله.
پس امیدوارم که همچنان با همین دید پیش برید و امور جدید رو بار ها و بار ها امتحان کنید و البته که از هر شکست، درس بگیرید.

در بخشی از یکی از شعر هام بود:
دنده هایت را آماده کن!
که امکان تازه را
خطر را
شکسته ای باید
در وقت سقوط
زنده باد دنده های شکسته!

ولی بگذار با بخشی از شعرِ والایِ شاعر شوریده مون، سورنا متن رو تموم کنم:
اما دوباره می رقصن
اونا که دوباره رو دوباره می فهمن
می سازیم‌ صورت نو بهتر از قبل
نگران نباش و‌ بگذر از درد
این که نسازیم چیزی نمیشه
با اینکه وقتی هم میسازیم می ریزه دیگه
حل شو با تمومت تو وجود از الان
همیشه طلوع از ماست
همیشه غروب از جهان

خوش بگذره🌻
✍🏾مصدق مرادی
More from @tums_ethicsolymp
  1. Sep 28, 2026المپیاد اخلاق پزشکی علوم پزشکی تهران pinned «🔖 در باب «قبول مرحله اول» و قبول نشدن در الم…
  2. Sep 22, 2026درود دوستان خسته نباشید به همگی و تبریک به دوستان پذیرفته شده. لطفا دوستان پذیرفته شده به…
  3. Sep 4, 2026🔷پاسخ دو نفر از دوستان گرامی به آخرین پرسش این آزمون: . «یکی از دوستان در درمانگاه یکی از…
  4. Aug 27, 2026در اینجا،تهران،خورشید در لحظه ی طلوع کردن هست و به خیابان ها و ماشین ها تابیده...به نحو ما…
  5. Aug 26, 2026آزمون فردا خوش بگذره با امید شوق مندی و شادی و رهایی و همراه این ها،موفقیت برای داوطلبین گ…
  6. Aug 24, 2026گرفتن کارت ورود به جلسه رو فراموش نکنید یک وقت (:
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →