فرار غولهای فناوری در منطقه؛ اخراجهای گسترده نیرو و تغییر استراتژی شرکتهای آمریکایی
#تحلیل_کوتاه
بر اساس اطلاعات و روایتهای دریافتی از افراد شاغل در شرکتهای بزرگ فناوری حاضر در کشورهای عربی ، موج جدیدی از تعدیل نیرو، بستهشدن دیتاسنترها و تغییر ساختار اساسی در شرکتهای آمریکایی فعال در منطقه (از جمله دبی، ابوظبی، بحرین و عربستان) به راه افتاده است.
این تغییرات شامل موارد زیر است:
١_تعدیل نیروی شدید در شرکتهای بزرگ: به عنوان نمونه، در شرکت اوراکل از یک تیم ٣٠ نفره تنها ۵ نفر حفظ شده و ۲
٢۵ نفر اخراج شدهاند، و تیمهای ابوظبی و بحرین نیز با تعدیل شدید نیرو یا تعطیلی کامل مواجه شدهاند.
البته دولت های عربی به این شرکت ها فشار آورده که تغییر مدل کاری و سپردن امور به پیمانکاران را دنبال کنند.
آنها به شدت نگران آن هستند که تاثیر حملات ایران به پایگاههای آمریکایی در این کشورها باعث فرار شرکت های دیگر غیر آمریکایی نیز بشود.
به همین دلیل به صورت موقت شرکتهای آمریکایی به دنبال جمعآوری یا کاهش زیرساختها و دیتاسنترهای خود هستند تا امور را به پیمانکاران محلی واگذار کنند و کنترل مستقیم کمتری داشته باشند.
وضعیت سایر شرکتها نیز همین است.
آمازون نیز تعدیل نیروی شدیدی انجام داده و شرکتهای دیگر وضعیت مشابهی را تجربه میکنند، هرچند برخی شرکتها مانند مایکروسافت هنوز به صورت جدی این روند را پیش نگرفتهاند اما بزودی آنها نیز واکنش خواهند داد.
نکته مهم اینجاست که باید فکر کنیم که چرا شرکتهای آمریکایی بدون سایه نظامیان در منطقه دوام نمیآورند؟
واقعیت این است که با نگاهی به این تحولات و عقبنشینی تدریجی زیرساختی شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا در منطقه، ابعاد عمیقتری از وابستگی اقتصاد و تجارت به قدرت نظامی را آشکار میکند.
حضور شرکتهای چندملیتی آمریکایی در خاورمیانه فراتر از یک تعامل صرفاً اقتصادی است؛ این شرکتها زیر چتر امنیت، ثبات و تضمینهای استراتژیک ارتش ایالات متحده در منطقه پا گرفتهاند.
تجربه نشان داده است که شرکتهای آمریکایی بدون پشتیبانی و حضور مستمر نظامیان این کشور در منطقه، امنیت لازم برای سرمایهگذاری های کلان، حفظ دیتاسنترهای حساس و استقرار زیرساختهای کلیدی خود را حس نمیکنند. وقتی توازن قوا یا حضور نظامی دستخوش تغییر یا نااطمینانی شود، سرمایهگذاران و غولهای فناوری نیز بلافاصله استراتژی خود را تغییر میدهند؛ دیتاسنترها را جمعآوری میکنند، ریسک حضور مستقیم را کاهش میدهند و کارها را به شرکت های کوچکت تر محلی یا منطقه ای به عنوان پیمانکار می سپارند و لایههای واسطه برونسپاری میکنند تا در صورت بروز بحران، خسارت کمتری متحمل شوند.
به بیان ساده، در دکترین اقتصاد سیاسی آمریکا، «توسعه فناوری و حضور شرکتهای تجاری» همیشه پیوندی ناگسستنی با «سپر نظامی و قدرت سخت» داشته است و بدون پشتوانه امنیتی نظامیان، این بنای تجاری دوام چندانی نخواهد آورد.
آمریکایی ها تنها در چین این سیاست را دنبال نکردند و امروز همگی پشیمان هستند که چرا برنامه ای برای مهار چین از قبل آماده نکرده بودند. البته حضور در چین همواره زیر سایه نیروی دریایی آمریکا در منطقه بوده است اما بازهم فرق است بین پایگاه نظامی مستقر در خاک یک کشور تا حضور یک ناوگروه در آبهای مجاور است.
اینجاست که یکبار دیگر به قدرت اثر گذاری ایران پی میبریم.
به همین دلیل آمریکایی ها و نوچه های نفوذی آنها به عنوان لیدرهای جریان کودتا در کشور تلاش زیادی میکنند که ایران دست از سر تنگه هرمز بردارد تا نظامیان آمریکایی شاید بتوانند به منطقه بازگردند. البته بعد از سیلی سنگین ایران، بعید است این اتفاق رخ بدهد.
یاعلی
@IRAN_CITYOFSUN
Post #12255
275
