بحران خودکشی در ایران؛ وقتی جامعه آلارم میدهد✍
دکتر پیمان سلامتی
متخصص پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران«امید» برای من فقط یک همدانشکدهای نبود. او ترکیبی کمنظیر از دو هویت ارزشمند بود:
دانشجوی پزشکی و جانباز قطع نخاعی.
💠 کسی که روزگاری جانش را سپر بلای جامعه کرده بود، حالا پزشکی میخواند تا درد مردم را درمان کند.
هر از گاهی به دیدنش در آسایشگاه جانبازان میرفتم.
از نابرابریهای اجتماعی بهشدت گلایه داشت و از اینکه فداکاری بخشی از جوانان با سوءمدیریتها پایمال شده، رنج میبرد.
💠 یک روز که نزد او بودم، پرستاری وارد اتاق شد.
«امید» ناگهان بهشدت آشفته شد و بیمقدمه بطری شیشهای را به سوی او پرتاب کرد.
پرستار جاخالی داد و بطری با صدای مهیبی به دیوار خورد و شکست.
💠 چند روز بعد شنیدم که «امید» به زندگی خود پایان داده است.
نزدیک به چهل سال گذشته، اما هنوز از خودم میپرسم:
چرا آن روز از او جدا شدم؟ چرا آن رفتار را سیگنالی از یک رنج عمیق ندیدم؟💠 نوزدهم شهریور، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است؛ روزی با یک پیام ساده و بنیادین:
خودکشی قابل پیشگیری است و حتی یک مورد آن هم زیاد است.💠 دیروز، بهعنوان یکی از اعضای پانل در همایش علمی پیشگیری از خودکشی، بار دیگر با یک «حلقه مفقوده» مواجه شدم.
گفتوگوهای علمی درباره این بحران ارزشمندند؛ اما باید مراقب باشیم که
پیشگیری از خودکشی در سالنهای همایش متوقف نشود.💠 به گمان من، امروز در مواجهه با خودکشی در ایران با دو خطای راهبردی روبهرو هستیم:
فردی دیدن یک مسئله اجتماعی و نادیده گرفتن دادههایی که برای شناخت آن به آنها نیاز داریم.💠
خطای نخست: فردیسازی یک بحران اجتماعیخودکشی را نمیتوان صرفاً با یک اختلال روانپزشکی توضیح داد.
این پدیده یک «مسئله بغرنج» (Wicked Problem) است؛ کلافی درهمتنیده از عوامل فردی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی.
💠 البته اختلالات روانی و عوامل فردی اهمیت دارند؛ اما وقتی خودکشی را فقط به ضعف فرد یا ناتوانی او در «تابآوری» نسبت میدهیم، ممکن است ناخواسته سهم شرایطی را که انسان در آن زندگی میکند، پنهان کنیم.
خودکشی میتواند یکی از تظاهرات رادیکال
فرسایش امید اجتماعی و افق آینده باشد.
بنابراین پیشگیری از آن، در کنار مداخلات بالینی، به مداخلات اجتماعی و ساختاری نیز نیاز دارد.
💠
خطای دوم: کوری آماریپیشگیری در تاریکی ممکن نیست.
متأسفانه چند سال است که آمار رسمی و بهروز خودکشی بنابه دلایل نامشخص منتشر نمیشود، بنابراین نمیدانیم امروز کدام گروههای سنی، جنسی، اجتماعی یا جغرافیایی بیشتر در معرض خطرند و منابع محدود پیشگیری را باید دقیقاً متوجه چه کسانی کنیم.
💠 اما آخرین آمار رسمی منتشرشده، بهتنهایی برای نگرانی کافی است.
در سال ۱۳۹۹،
۵۵۴۲ نفر بر اثر خودکشی جان باختند؛ ۷.۸ درصد بیشتر از سال قبل.
این رقم در سال ۱۴۰۰ به
۶۲۴۴ نفر رسید؛ ۱۲.۶ درصد افزایش.
در سال ۱۴۰۱ نیز شمار مرگها به
۶۹۱۸ نفر رسید؛ ۱۰.۸ درصد بیشتر از سال قبل.
💠 یعنی در فاصله سه سال، تعداد مرگهای ثبتشده بر اثر خودکشی حدود
۲۵ درصد افزایش یافته است.از سوی دیگر،
۵۵.۵ درصد قربانیان در گروه سنی ۱۸ تا ۳۹ سال قرار داشتهاند؛ یعنی بحرانی که بخش بزرگی از آن، جوانان و نیروی مولد جامعه را درگیر کرده است.
💠 اینجا با یک پارادوکس هولناک مواجهیم:
در حالی که طبق شواهد علمی، روند جهانی خودکشی رو به کاهش است، ایران در زمره مناطق با شیب صعودی قرار دارد.
بدون دسترسی به داده های معتبر، برنامه ریزی جهت پیشگیری از خودکشی یک شوخی مضحک است.
💠 اگر روند ایران متفاوت است، باید آن را با دادههای دقیق و قابل دسترس بررسی کنیم؛ نه با انکار، حدس یا روایتهای پراکنده.
سیاستگذاری بدون داده، پیشگیری نیست؛ حدسزدن است.💠 جان کلام آنکه، ما میان دو لبه یک قیچی گرفتاریم.
از یک سو، ریشههای اجتماعی خودکشی را کمرنگ میکنیم و بار بحران را بر دوش روان خسته افراد میگذاریم؛ و از سوی دیگر، با نبود دادههای شفاف، چشم خود را بر ابعاد واقعی مسئله میبندیم.
نشستهای علمی این روزها فرصت ارزشمندی برای گفتوگو هستند؛ اما این گفتوگو باید به
مطالبهای اجتماعی برای انتشار منظم، شفاف و تفصیلی آمار خودکشی و ایجاد یک نظام ملی پایش خودکشی تبدیل شود.
💠 نزدیک به چهل سال پیش، بطریای که «امید» پرتاب کرد، امروز برای من آلارمی از رنج عمیق اوست؛ سیگنالی که آن روز نتوانستم بشنوم.
جامعه ما امروز صدها نکات مشابه مخابره میکند.
💠
اگر رنجهای اجتماعی را نادیده بگیریم، دادهها را نبینیم و نام دردهایمان را با صدای بلند صدا نزنیم، هیچ درمانی آغاز نخواهد شد.پینوشت: برای حفظ حریم شخصی، نام «امید» مستعار است.با استفاده از لینک زیر 👇 ما را دنبال کنید
http://t.me/PaymanSalamati