در اروپا، از ۱۲۳ زبان شناساییشده – کمخطرترین قاره – ۹ زبان «در حال مرگ»، ۲۶ زبان «نزدیک به انقراض» و ۳۸ زبان در خطر خفتگی و مرگ تدریجی قرار دارد. طبق تحقیقات یونسکو (که در سال ۱۹۹۷ شروع شد و گزارش آن در سال ۲۰۰۲ منتشر شد) کمتر از ۵۵۰۰ زبان از ۶۰۰۰ زبان در یک قرن ناپدید میشوند و به زبانهای مرده مانند لاتین و یونانی باستان تبدیل خواهند شد. این بدان معنی است که نود درصد از زبانهای امروزی در این قرن به انحلال و یا به خفتگی خواهند رسید.
یونسکو تخمین میزند «مرگ زبانی» (نسلکشی زبانی) بدترین حالتش ایناست که ما حتی ممکن است متوجه آن نشویم، زیرا ناپدید شدن یک زبان هرگز یک اتفاق بسیار دیدنی و مشهود نیست. با این حال، ما میتوانیم از یک «فاجعه زبانی» واقعی صحبت کنیم که در بیتفاوتی عمومی رخ خواهد داد. بدیهی است که افرادی هستند که معتقدند ناپدیدشدن زبانها یک اتفاق عادی است که نباید نگران آن بود. به عنوان مثال، جان جی میلر، مقالهنویس آمریکایی National Review نمیداند که مثلاً ۸۰۰ زبان پاپوآ گینه نو چگونه میتوانند «الگویی مناسب» باشند که دیگران با آن به مطابقت و تناسب برسند. او نمیداند که چرا ما باید نگران باشیم، زیرا این اجتماعات بشری چیزی برای دادن و بخشیدن به دیگران ندارند، جز چند زیورآلات دستساز که لزوماً نمیتواند فرهنگ باستانی آنان را پویا و زنده نگه دارد. مرگ زبانها نتیجه اجتنابناپذیر برتری زبانهای قوی «امپریالیسم زبانی و استعمار خانگی زبان در درون مرزها» در عرصه و حوزه زبانی است. به طور کلی می توان گفت که زبان به محض اینکه دیگر در حالت گسترش نباشد، به محض اینکه کارکردهای ارتباطی خود را در زندگی اجتماعی از دست بدهد یا حذف، استحاله و مورد استعمار درونی قرار بگیرد، پویایی و بقای خود را مورد تهدید و هجوم (خوره زبانی) قرار خواهد داد. برای نیازهای معمول زندگی، به محض اینکه دیگر از نظر اقتصادی سودآور نباشد، یا به محض اینکه دیگر سخنگویان، گویشوران، نویسندگان کافی برای اطمینان از انتشار، تثبیت و مکتوب کردن آن وجود نداشته باشد، در معرض انقراض یا مرگ زبانی قرار خواهد گرفت. تخمین زده میشود که یک زبان تنها زمانی میتواند زنده بماند که حداقل صد هزار گویشور داشته باشد. با این حال، از حدود ۷۱۰۰ زبان فعلی، نیمی از آنها کمتر از ۱۰۰۰۰ گویشور دارند… علل ناپدید شدن زبانها همچنان چندگانه و پیچیده است، اما از نظر عوامل گسترش، کم و بیش محدود به عوامل نظامی، جمعیتی، جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. این عوامل اغلب با یکدیگر همپوشانی دارند، بدون اینکه همیشه به راحتی بتوان تشخیص داد که کدام یک از آنها نقش برتر و غالب و مخربتری را در این پدیده به صورت فعال ایفا میکند. در ایران و زبان فارسی آنچه طبق آمار سازمانی یونسکو ارائه شده – و چندان دقیق به نظر نمی رسد – تعداد زبانهای زنده ایران ۷۶ زبان است. در بین این ۷۶ زبان چیزی حدود نیمی از این زبانها با درجههای مختلف در خطر هستند و به نظر میرسد در اطلسی که تمام منابع زبانی فارسی در یونسکو جزو منابع رسمی هست باید بیشتر و دقیقتر به زبانها و گویشوران در تنوعات اقلیمی و زبان مادری در گستره تاریخی و جغرافیایی زبان فارسی توجه شود. در این منابع آمار دقیقی وجود ندارد، مثلاً زبانهای تالشی در گیلان، تاتی در قزوین، سنایا در تهران، نطنزی، نائینی و خوانساری و گزی در اصفهان، هورامی در کردستان، سیوندی و کُرُشی در فارس، لارستانی در هرمزگان، سوی درسیستانوبلوچستان، گویش بهدینان یا گبری در یزد، وَفسی در مرکزی، مندایی در خوزستان، خلجی در مرکزی و آشتیانی و .. در مرکزی از جمله زبانها و گویشهای ایرانیِ در معرض نابودی، انقراض و خفتگی کامل قرار گرفتهاند. باید در نظر گرفت که قانون اساسی ایران در اصل پانزدهم خود تصریح و تاکید دارد که زبان و خط رسمی کشور فارسی است و کتابهای درسی باید به این زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد و بلامانع است. اما خود همین قانون، تبعات جبرانناپذیری ایجاد نموده که در بخش بررسی عوامل به صورت اجمالی بهآن می پردازیم.
همانطور که در بالا ذکر شد، عوامل پیچیده و موثری در انقراض، مرگ زبانها و یا خفتگی زبانی میتوان بر شمرد که هر کدام با نیرو و قدرت تخریبی خود در این پدیدهها نقش ایفا کنند. عواملی که گاه به صورت همزمان، و یا با فاصلهگذاری زمانی کم و بیش در همپوشانی به یک نتیجه در ناپدیدی زبان منجر شوند با هم بخش قابل ملاحظه این عوامل را کمی مرور میکنیم و با ذکر آمارهای رسمی منتشره و صرفا دقیق در گونهگی زبانهای ثبت شده از طریق اطلس زبانهای در خطر یونسکو، آنها را به بررسی می گذاریم.
Post #13466
134